در استرالياي جنوبي، بيش از 60
هزار نفر، در خانه كار ميكنند و انواع كسبوكارها از خدمات ساده مانند
مشاوره، حسابداري، ويراستاري، طراحي، فناوري اطلاعات و بهداشت تا توليد در
مقياس كم را انجام ميدهند[1].
در حدود دو سوم
كسبوكارهاي كوچك استراليايي، خانگي هستند[2]. براساس آمار شركت بينالمللي
داده1، بزرگترين شركت پژوهشي ملي، تعداد كسبوكارهاي خانگي
در ايالات متحده در سال 2002، بيش از 20ميليون و در سال 2003، حدود
25ميليون است.
بر اساس گزارش مجله
نيوزويك، در سال 2005، 50 درصد خانهدارها در ايالات متحده، در
كسبوكارهاي خانگي مشغول هستند. بر اساس آمار موسسه كسبوكارهاي خانگي2،
70درصد كسبوكارهاي خانگي، در يك دوره زماني 3ساله بقا خواهند داشت؛ در
حاليكه اين آمار درباره ساير كسبوكارها، 29درصد است.
مجله كارآفريني نيز
برآورد كرده كه سالانه 427ميليارد دلار، بهواسطه كسبوكارهاي خانگي ايجاد
ميشود كه بيش از مجموع درآمدهاي جنرال موتورز، فورد و كرايسلر است. 
بر اساس آمارهاي اداره
آمار ايالات متحده، تا سال 1992 زنان 10ميليون كسبوكار خانگي را اداره
ميكنند. امروزه بر اساس آمار مركز ملي تحليل خطمشي ايالات متحده3،
زنان 70درصد كسبوكارهاي خانگي را اداره ميكنند كه در حدود 17 ميليون
كسبوكار است. براساس آمار شركت بينالمللي داده، كسبوكارهاي خانگي
روزانه 8500 شغل جديد را ايجاد ميكنند[3].
كسبوكارهاي خانگي مزايا
و معايبي دارند كه بهاختصار در زير آمده است[2].
مزايا
از بين بردن زمان و
هزينههاي سفرهاي درونشهري
كنترل فضا و ساعتهاي
كاري
نبود سياستهاي اداري و
بروكراسي
در دسترس بودن خانواده
هزينههاي راهاندازي
پايينتر و ريسكهاي مالي كمتر
بهبود تعادل كار و زندگي
هزينههاي جاري (مانند
كرايه و خدمات) كمتر
امكان داشتن سبك زندگي
منعطف
امكان افزايش مولد بودن
در خانه
كاهش بار مالياتي و
هزينههاي دولتي
ايجاد كسبوكار به
آرامي.
معايب
تضاد با كارهاي خانه
مشكل در منضبط بودن براي
انجام كار
اجبار به پاسخگويي به
مشتري در ساعات غيركاري
آزردگي همسايگان بهدليل
سروصدا و پارك ماشينها
عدم تطابق فضا و محيط
كاري با فضاي خانه
مشكل در تمركز بر كار،
بهدليل عوامل خانوادگي و دوستان
فقدان كشفشدن شركت براي
انواع كسبوكارها
امكان كاهش مولد بودن در
خانه
جدايي از محيط اداري
كار.
بسياري از تاجران،
كسبوكارشان را در خانهشان انجام ميدهند و تغييرات بنيادي در
تكنولوژيهاي ارتباطات، اين امكان را فراهم ساخته است. در حاليكه كسبوكار
در خانه انجام ميشود، محصولات و خدمات به مشتريان در سطح جهاني ارائه
ميگردد.
داشتن كسبوكارهاي
خانگي مانند داشتن ديگر انواع كسبوكارهاست.
با در نظر نگرفتن محل
انجام كسبوكار، هر كسبوكاري بايد به بازاري، محصولات يا خدماتي را ارائه
كند و فروش كافي براي پوشش هزينههاي عملياتي و سودآوري داشته باشد.
براي انتخاب كسبوكاري
خانگي، علاوه بر انتخاب محصولات يا خدمات، بايد فرد، مهارت اداره كسبوكار
را داشته باشد. پيش از آغاز كسبوكار، بايد مطالعه امكانسنجي4
اساسي انجام شود و بررسي شود كه[1]:
1- آيا بازاري با سود
مناسب وجود دارد؟
2- آيا وجوه مورد نياز
را براي ايجاد و تداوم كسبوكار ميتوان فراهم ساخت؟
3- چه ميزان سود،
هدفگذاري شده است؟
4- چه هنگامي، جريان
نقدينگي بهطور پايدار، مثبت خواهد شد؟
از مجموع پرسشهاي فوق
بههمراه پرسشهاي اينچنيني كه در تهيه طرح كسبوكار تعريف شدهاند،
ميتوان طرح كسبوكار را آماده كرد كه شامل موارد زير است:
1- زمينه و موضوع اصلي
كسبوكار چيست؟ فرصتهاي موجود در اين كسبوكار و راهبردهاي دستيابي به
آنها كدامند؟
2- آيا در انتخاب
كسبوكار، به محيط كسبوكار كه شامل عوامل فرهنگي، اقتصادي، تغييرات
جمعيتي است، توجه شده است؟
3- رقباي مستقيم يا
غيرمستقيم، چه كساني هستند؟
4- آيا قيمت محصولات با
ارزش مورد انتظار مشتري يكسان است؟
5- براي معرفي محصولات
خود به مشتريان، از چه روشهايي استفاده ميشود؟
6- مشتريان چه كساني
هستند؟
پس از آغاز كسبوكار
خانگي بايد در جهت رشد و افزايش سودآوري كوشيد. براي اين كار مراحلي
بهصورت زير تعريف شدهاند[4]:
1- تمركز بر يك
محصول يا خدمت و سپس بازاريابي آن، فروش آن و تلاش در افزايش فروش آن محصول
يا خدمت: درحاليكه افراد علاقهمندند
محصولات مختلف را براي همه مردم ارائه كنند، كمريسكتر و سودآورتر است كه
يك يا دو محصول انتخاب شود.
2- توسعه محصول: پس از ارائه محصول به بازار، نبايد فرصت ارائه محصولات
مرتبط را از دست داد. با اين كار نهتنها تعداد مشتريان افزايش مييابد،
بلكه محصولات براي خردهفروشان مختلف نيز جذابتر ميشود.
3- يافتن روشهاي
افزايش فروش به مشتريان موجود: حتي
زمانيكه توسعه محصول انجام نشود، ميتوان با افزايش فروش به مشتريان
موجود، ميزان درآمد را افزايش داد.
بهعنوان مثال،
هنگاميكه هزينه محصول كم باشد، ميتوان به مشتريان تخفيف داد و به اين
وسيله تعداد مشتريان را افزايش داد.
4- كمك گرفتن از
افراد حرفهاي: براي اموري كه در تخصص
ايجادكننده كسبوكار نيست، بايد از افراد حرفهاي كه حتي توان استخدام
تماموقت نباشد، بهصورت پارهوقت استفاده شود. به اين ترتيب، اين امكان
فراهم ميشود كه شبكهاي از افراد حرفهاي را بتوان تشكيل داد.
5- ايجاد
وبسايتي براي تبليغ شركت يا فروش محصولات، بهصورت برخط: بهكمك اينترنت، دسترسي به تعداد زيادي از عرضهكنندگان و
دسترسي مشتريان به محصولات شركت افزايش مييابد.
6- شراكت با ساير
شركتها: شراكت با ديگر شركتها در صنعت
مرتبط، روش آساني براي افزايش توانمنديهاي تجاري است.
7- توسعه بازار: ميتوان بازارهاي مختلفي را مورد هدف قرار داد.
بهعنوان مثال زمانيكه
مشتريان تنها نوجوانان هستند، ميتوان دانشجويان را مورد هدف قرار داد. يا
زمانيكه تنها مادران شاغل بازار هدف هستند، ميتوان بازار را به مادران
خانهدار نيز توسعه داد.
8- استفاده از
روشهاي تبليغاتي مختلف مانند روشهاي تبليغات اينترنتي: ميتوان از روشهاي گوناگون تبليغاتي اينترنتي مانند
بازاريابي شفاهي مجازي، ويژهنامههاي الكترونيكي و... استفاده كرد.
9- گسترش محل كار
به جاهاي ديگر: بهعنوان مثال، گاهي لازم
است براي برگزاري جلسات، محلي را اجاره كرد.
10- ارائه
نمايندگي به متقاضيان: «اگرچه كوچك زيباست،
به آرامي و باثبات مسابقه را ميبرم و پلهپله پيش ميروم، اينگونه باغ
من رشد ميكند.» مراحل فوق، خود مبني بر رشد بهصورت مرحلهاي است. پس از
افزايش رشد، لازم نيست كه همواره بهصورت كسبوكار خانگي كوچك باقي ماند؛
بلكه ميتوان با ارائه نمايندگي به متقاضيان مختلف، شركت را گسترش داد.
دكتر مريم ابراهيمي
منابع
[1] “Home business
essentials”, Government of South Australia, Department of Trade and
Economic Development, available at:
http://www.southaustralia.biz/library/Home_Business_Essentials.pdf
[2] “Setting up a home – based business”,
Small Business Victoria: Information Sheet, available at:
http://www.business.vic.gov.au/busvicwr/_assets/main/lib60208/sbv_infosheet_home_based_business.pdf
[3] http://www.kristiet.com/home-biz-fact-sheet.htm
[4] “10 ways to you’re your homebased business”, available
at:
http://www.entrepreneur.com/homebasedbiz/homebasedhowtoguides/article71910.html
پينوشت
1. International Data
Corp. (IDC)
2. Home-Based Business
Institute
3. National Center for
Policy Analysis
4. Feasibility study