موتورسواري عجب ورزشي است. كمتر جواني را مي‌توان پيدا كرد كه يك يا چند بار موتور سواري نكرده باشد و اين ورزش با همه خطرهايي كه دارد، روز به روز طرفداران بيشتري پيدا مي‌كند.

در دنياي پرجاذبه موتورسواري خيلي‌ها درخشيده‌اند و كارهاي خارق‌العاده با موتور كرده و با سرعت سرسام‌آور در پيست‌ها، همه را خيره و شگفت‌زده كرده‌اند. اما به جرات مي‌توان گفت والنتينو روسي، يكي از استثناءهاست و هر موتورسواري كه قدم به مسابقه سرعت مي‌گذارد، دلش مي‌خواهد مثل روسي شود. روسي همين چند وقت پيش، هفتمين مقام قهرماني‌اش در جهان را به دست آورد و به ركوردي دست نيافتني رسيد.

اما او گويي تازه به دنياي قهرماني قدم گذاشته و مي‌گويد كه حالا تجربه خوبي براي مسابقات بعدي به دست آورده و البته مي‌داند حفظ عنوان قهرماني جهان چقدر دشوار است و چقدر بايد زحمت بكشد.

خبرگزاري فرانسه، پس از مسجل شدن قهرماني روسي در مسابقات قهرماني جهان امسال، در گزارشي به نقل از روسي نوشت: «در تمام اين فصل رقيبان بزرگي داشتم، بويژه خورخه لورنزو كه همواره مرا تهديد مي‌كرد و البته حضورش به من انگيزه مي‌داد تا بيشتر تلاش كنم. با اين كه لورنزوي 22 ساله هم تيمي من است، در تمام فصل با هم رقابت و حتي نبرد داشتيم. حالا به او تبريك مي‌گويم كه رقيبي بزرگ بود.»

بي‌بي‌سي نيز در گزارشي مفصل به تحليل موفقيت روسي و انعكاس ديدگاه‌ها و حرف‌هاي او پرداخت.

روسي 30 ساله، در مسابقه جايزه بزرگ مالزي به مقام سومي نياز داشت تا كسب مقام قهرماني جهان او در سال 2009 قطعي شود. در اين مسابقه كيسي استونر، موتورسوار استراليايي اول شد و داني پدروساي اسپانيايي از تيم هوندا به مقام دوم رسيد و روسي از تيم ياماها سوم شد. مقام چهارم را لورنزو كسب كرد. روسي به بي‌بي‌سي گفت: «از هم تيمي‌هاي خود و هر كسي كه به من كمك كرد تا باز هم قهرمان جهان شوم، سپاسگزارم.»

قهرمان جهان در 19 سالگي

والنتينوروسي به راستي اعجوبه‌اي در دنياي موتورسواري است. موفقيت‌هاي جهاني او از زماني شروع شد كه 19 ساله بود. او در سال 1997 با موتور 125 سي‌سي طعم قهرماني را چشيد. اما جواني با آرزوهاي بزرگ بود. اين ايتاليايي ريزاندام از خطر نمي‌ترسيد و دنياي وسيع‌تري را جستجو مي‌كرد.

بنابر اين سراغ موتور 250 سي‌سي رفت و با اين موتور هم قهرمان شد. آن گاه در سال 2001 مسابقات خود را با موتور 500 سي‌سي آغاز كرد و از سال 2002، قهرماني‌هايش در جايزه بزرگ موتورسواري آغاز شد، او در سال‌هاي 2003، 2004، 2005، 2008 و 2009 فاتح مسابقات جايزه بزرگ شد.

روسي در مجموع 226 مسابقه، در 103 مسابقه اول شده است. او با پيروزي‌ها و شهرت بسياري كه كسب كرده، موتورسواري پردرآمد هم هست.

به نوشته اسپورنت ايلاسترتيد، روسي يكي از پردرآمدترين ورزشكاران جهان است. او تنها در سال 2007 بيش از 34 ميليون دلار درآمد داشته است.

پدر و پسر موتورسوار

اما چطور شد كه والنتينو از موتوسواري سردرآورد؟

در سايت اختصاصي او آمده است: «گرازيانو روسي، پدر والنتينو، به ورزش موتورسواري مي‌پرداخت و همين سبب شد تا والنتينو نيز جذب اين ورزش پرهيجان شود. او از سال 1996 حضور در مسابقات 125 سي‌سي را آغاز كرد و يك سال بعد قهرمان جهان شد.»

درباره نخستين سال‌هاي زندگي و دوران كودكي روسي و اين كه چگونه به موتورسواري علاقه‌مند شد، در دانشنامه ويكي‌پديا آمده است: «روسي در شهركي به نام اوربينو به دنيا آمد و سپس والدينش به شهر تاووليا نقل مكان كردند. او از خردسالي با موتور و ماشين آشنا شد. او ابتدا در مسابقات كارتينگ شركت مي‌كرد. پيش از آن دوچرخه‌سواري مي‌كرد و چون مادرش هميشه نگران زمين خوردنش بود، پدرش يك خودرو كارتينگ برايش خريد تا خود را با آن سرگرم كند. والنتينو روسي در سال 1990 برنده مسابقات كارتينگ محلي شد و سپس در مسابقات قهرماني ايتاليا در پارما پنجم شد. او از سال 1992 با تشويق پدرش در مسابقات ميني‌موتور شركت كرد. بعد از آن بسراغ موتور 125 سي‌سي رفت و به اين ترتيب وارد دنياي موتورسواري شد.

او به سرعت پيشرفت كرد و در مسابقات متعدد، استعداد و مهارت خود را نشان داد تا اين كه در سال 2000، با هوندا قراردادي امضاء كرد و با موتور 250 سي‌سي قدم به مسابقات گذاشت. سپس سراغ موتور 500 سي‌سي رفت كه هميشه آرزويش بود.

روسي در رقابت‌هاي قهرماني جهان در سال 2001 با پيروزي در 11 مسابقه، قهرمان شد. در سال 2002 كارش را با موتور 4 زمانه 990 سي‌سي در رقابت‌هاي جايزه بزرگ كه مهم‌ترين مسابقات موتورسواري است آغاز كرد.»

12 ميليون دلار براي 2 سال

روسي در سال 2002 با تيم هوندا قهرمان مسابقات جايزه بزرگ شد و اين توفيق را در سال 2003 هم به دست آورد. از آن به بعد، اختلاف روسي با شركت هوندا آغاز شد. او در كتابش به نام «چيزي كه هرگز تجربه‌اش نكردم» در اين باره مفصل نوشته است، اما به نوشته مطبوعات ژاپن و ايتاليا، روسي با هوندا بر سر دستمزد اختلاف داشت و سرانجام ياماها، رقيب هوندا از اين وضع نهايت استفاده را برد و با روسي قراردادي 2 ساله به ارزش 12 ميليون دلار امضا كرد: «چنين مبلغي را هوندا و ديگر تيم‌ها حاضر نبودند به روسي بپردازند.»

يك قهرمان خرافاتي

والنتينو روسي يك قهرمان عجيب با اعتقادات عجيب و غريب است. او پيش از هر مسابقه كارهاي خاصي انجام مي‌دهد كه اعتقاد دارد برايش شانس مي‌آورد. در روز مسابقه، ابتدا شروع مسابقه موتورهاي 125 سي‌سي را تماشا مي‌كند و وقتي قرار است سوار موتور خودش شود، ابتدا در فاصله 2متري موتور مي‌ايستد و خم مي‌شود تا كفش‌هايش را لمس كند. سپس مي‌گويد: «كفش‌ها! آماده مسابقه هستيد؟» آنگاه به كنار موتور مي‌رود و سرش را خم مي‌كند و كلماتي را بر زبان مي‌آورد. در يك مصاحبه تلويزيوني در سال 2004 در اين باره گفت: «براي تمركز و صحبت كردن با موتور خود اين كار را انجام مي‌دهم.»

او همچنين در مصاحبه با سايت Moto GP گفت: «هميشه وقتي يك كفش خود را به پا كردم، كمي مكث مي‌كنم و سپس كفش ديگر را به پا مي‌كنم. در مورد دستكش‌هايم نيز همين كار را انجام مي‌دهم و پيش از آن كه موتور را به حركت درآورم، پاي چپم را تكان مي‌دهم. بعد از پايان مسابقه و پيش از جدا شدن از موتور نيز اين كار را تكرار مي‌كنم. اين كارها برايم شانس مي‌آورد.»

قهرماني و ناكامي

والنتينو روسي در تيم ياماها توانايي‌هاي خود را بيش از پيش نشان داد و از سال 2002 تا سال 2005، 4 بار پي در پي قهرمان جهان شد. منتقدانش مي‌گفتند او به علت استفاده از موتورهاي پيشرفته اين‌گونه بي‌رقيبت است. اما روسي در رقابت‌ با موتورسواراني كه از موتورهاي‌ مشابه مسابقه موتور او نيز استفاده مي‌كردند، اول مي‌شد. در سال 2005، او توانمندي و استعداد خود را به بهترين صورت نشان داد و به پنجمين قهرماني متوالي‌اش در رقابت‌هاي جايزه بزرگ و هفتمين عنوان قهرماني جهان خود دست يافت. او در طول فصل، در مجموع مسابقاتي كه شركت كرد، 367 امتياز اندوخت، در حالي كه ماركو ملاندري 147 امتياز كمتر از او به دست آورد و با 220 امتياز به كارش در سال 2005 پايان داد. روسي در سال 2006 فروغ سابق را نداشت. به نظر مي‌رسيد انگيزه و روحيه خود را از دست داده و دوران افولش فرا رسيده است. آن سال‌، هايدن قهرمان جهان شد و روسي به مقام دومي اكتفا كرد. او در نيمه اول سال، مشكلات متعددي داشت و در برخي مسابقات حتي در جمع 10 نفر اول حضور نداشت. او سال 2007 را با موتور 800 سي‌سي جديدي آغاز كرد. در اولين مسابقه فصل كه در قطر برگزار شد، پس از كيسي استونر دوم شد. در مسابقات تركيه و چين نيز استونر اول شد و در پايان فصل استونر از روسي پيش افتاد و موتورسوار ايتاليايي آن سال هم در حسرت قهرماني ماند. اما در شانگهاي آمادگي مطلوبي نشان داد و مانند سال 2005 علاقه‌مندان موتورسواري را به وجد آورد. او هم در شانگهاي اول شد و هم در دو مسابقه بعدي و به اين ترتيب ثابت كرد دوره قهرماني‌اش به پايان نرسيده و بازگشته تا اعلام كند همچنان مرد اول موتورسواري جهان است.

قهرماني او در سال 2009 ثابت كرد كه او در دهه اول هزاره سوم ميلادي، بهترين موتورسوار جهان بوده است و اكنون به سال 2010 و بعد از آن نيز نگاه اميدواركننده‌اي دارد.

از موتورسواري به فرمول يك

از اوايل سال 2008 شايعات زيادي به گوش مي‌رسيد كه روسي قصد ترك دنياي موتورسواري و رفتن به دنياي اتومبيلراني فرمول يك را دارد. در واقع، ناكامي او در سال‌هاي 2006 و 2007 چنين شايعاتي را قوت بخشيد. البته خودش در مصاحبه‌هاي مختلف بارها از علاقه خود به فرمول يك حرف زده بود. او در 31 ژانويه 2006، ماشين فراري را آزمايش كرده بود. او در ركوردگيري در جمع 15 راننده نهم شد و ركوردش فقط يك ثانيه كمتر از ركورد مايكل شوماخر بود كه در آن ركوردگيري سوم شده بود. پس از‌ آن شوماخر به تمجيد از روسي پرداخت و گفت كه اين ايتاليايي استعداد خوبي براي فعاليت در فرمول يك دارد. 11اكتبر 2006، اعلام شد كه روسي در مسابقه اتومبيلراني رالي نيوزيلند شركت مي‌كند. او در اين مسابقه كه از 17 تا 19 نوامبر آن سال برگزار شد، با خودروي سوبارو شركت كرد و در جمع 39 راننده، به مقام يازدهم رسيد. او 26 نوامبر در رالي مونزا شركت كرد و قهرمان شد. او در 5 مرحله از مجموع 7 مرحله به مقام اول رسيد. در سال 2007 نيز در اين رالي قهرمان شد. اما دنياي اتومبيلراني او را شيفته خود نكرد و ناگهان تصميم گرفت به موتورسواري بازگردد. وقتي اعلام كرد در مسابقات شركت مي‌كند، گفت: «بله بازگشته‌ام. مي‌خواهم تا 31 يا 32سالگي به حضورم در مسابقات جايزه بزرگ ادامه دهم.» به اين ترتيب او به ورزشي كه از كودكي عاشقش بود بازگشت و دوبار متوالي قهرمان جهان شد و حالا به سال‌هاي 2010 و 2011 فكر مي‌كند.

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

منبع:عصر ایران

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

محمدعلی مومنی

سایت «آی طنز» در مطلبی به قلم محمدعلی مومنی نوشت «جلسه‌ی تمرینی اعترافات صفایی فراهانی در اردوی اوین با موفقیت برگزار شد». متن کامل اعترافات صفایی فراهانی به شرح زیر است:



در طی این تمرینات محسن صفایی فراهانی اعتراف کرد با پوشاندن لباس‌های یک رنگ به تن بازیکنان تیم ملی، درصدد انقلاب رنگی بوده است و در برابر کسانی که به او پیشنهاد داده بودند «هر بازیکن هر رنگی که عشقش می‌کشد تن کند» خائنانه مقاومت کرده و بر اجرای این توطئه پافشاری کرده است.او حتی با بی‌شرمی گفت: ما به تماشاگرها پرچم‌های رنگی می‌دادیم و در مرحله‌ی بعد قرار بودبه آنها لباس‌ها براندازنه‌ی متحدالشکل اهدا شود.

در این تمرینات که با حضور عوامل مختلف انجام شد صفایی فراهانی به خوبی ظاهر شد و آمادگی بالایی از خود به نمایش گذاشت.
در ادامه یکی از عوامل از صفایی فراهانی پرسید: چرا این کارها را می‌کردید؟ نمی‌دانستید روزی همه متوجه می‌شوند که بازیکنان بصورت هماهنگ و توطئه‌آمیز یک رنگ را پوشیده‌اند؟ چه پیامی برای هم سن و سال‌های خودتان دارید؟
او در پاسخ گفت: سادگی کردیم. خامی کردیم. فکر می‌کردم با رنگ واحد باریکنان همدیگر را بهتر پیدا می‌کنند و بهتر با هم هماهنگ می‌شوند.

رییس سابق فدراسیون فوتبال گفت تاکید بر سبز بودن زمین‌های فوتبال از دوره‌ی او آغاز شده که نشانه‌های جنبش سبز بوده است. در حالیکه پیش از آن زمین‌ها خاکی بودند و افتخار فوتبالیست‌ها این بود که در زمین خاکی فوتبالیست شده‌اند. این افتخار در همین دوره از بازیکنان سلب شد.

صفایی فراهانی درباره‌ی دعوت از آقای خاتمی برای حضور در یکی از بازی‌های ایران در استادیوم آزادی، در حالیکه اشک می‌ریخت، گفت: واقعا من خیانت کردم. ایشان هم خیانت کرد. چرا رئیس جمهوری که نمی‌تواند گل بزند باید به ورزشگاه بیاید؟ همینجا اعلام می‌کنم که مردم بدانند «آقای خاتمی حتی یک پاس سالم هم نمی‌تواند بدهد. چه برسد به گل‌زدن.»

صفایی شایعه‌ی آسیب دیدنش در خلال تمرینات را قویا تکذیب کرد و در ادامه گفت: نفوذ چهره‌های خودفروخته به تیم ملی فوتبال یکی از نقشه‌های ما بود. مثلا محمدعلی ابطحی را به تیم ملی فوتبال دعوت کردیم و در 15 بازی از او به جای علی کریمی استفاده کردیم که سرانجام با انفجار یکی از گِن‌هایی که با آنها از حجم ابطحی کم می‌کردیم و وی را گریم کرده و به جای کریمی به بازی می‌فرستادیم؛ این ماجرا لو رفت که همینجا از فدراسیون جودوی جناب آقای علی‌آبادی تشکر می‌کنم. همچنین از اینکه تحت تمرینات عزیزانمان، محمدعلی ابطحی آماده شرکت در مسابقات ژیمناستیک نوجوانان شده است کمال تشکر را دارا می‌باشم و از دادگاه محترم درخواست اشد مجازات را برای خودم می‌نمایم.

جا دارد از آقای کفاشیان هم تشکر کنم. ایشان واقعا کاربلد هستند. همین که با بهم ریختن بساط فدراسیون فوتبال استعمار را گیج و ناامید کرده‌، خیلی مهم است. از کمیته انظباطی هم درخواست می‌کنم کنفدراسیون فوتبال آسیا و فیفا را برای مدتی از حضور در میادین محروم کنند.
فیفا و کنفدراسیون باید بداند که وقتی قرار باشد ما جهان را مدیریت کنیم، آن فدراسیون و فیفا هم می‌آیند زیر نظر فدراسیون موفق فوتبال ما.

در این هنگام ادامه‌ی تمرینات توسط مربی/کارگردان تشک قطع شد و قرار شد به جای جملات فوق، صفایی فراهانی مسئولیت کوبیده شدن سر زین‌الدین زیدان به صورت «ماتراتزی» را متوجه جبهه مشارکت و شخص «ماتراتزی» بداند و بگوید: جبهه مشارکت به ماتراتزی 100000 دلار پرداخت کرد، که صورتش را محکم به کله‌ی زیدان بکوبد تا او را خشونت‌طلب معرفی کنند. همین الگو در اعتراضات خیابانی توسط چند میلیون اغتشاشگر اجرا شد و خودشان را محکم به باتوم و مشت و لگد عزیزان می‌کوبیدند. البته پول ماتراتزی از محل چمدان پولی که آمریکای جنایکار برای ما می‌فرستد، برداشته شد.

ادامه‌ی تمرینات به صورت خصوصی برگزار شد و اردو همچنان ادامه دارد.

منبع: آی طنز

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

ببینید تکنولوژی تا کجا پیشرفت کرده!گردو غبار هم هوشمند شده و میدونه باید در 3روز مراسم تنفیذ و تحلیف به تهران برسه اونهم چی ؟خطرناکتر از دفعه قبل که ایندفعه بهترین راه انتقال آنفلونزای خوکی هم هست.

خدارو شکر بعد از سیستم اعلام نتایح انتخابات که از چند روز قبل هوشمندانه منتظر اعلام کردن نام رئیس جمهور منتحب بود حالا گردوغبار هم هوشمند شده و سر موقع میرسد تا یکوقت خس و خاشاک ها بیرون نروند و آنفلونزا خوکی نشوند.....

بلی آقای قطبی- شریفی نیا-نجفی-رضا زاده.....این تحلیف و شرکت شما در آن هوشبر است برایتان این را به زودی متوجه خواهید شد من به نمایندگان مجلس تا حدی حق میدهم چون سیاسی هستند و اجبار های زیادی برای شرکت در این مراسم داشتند اما شما که سیاسی نیستید؟شاید هم هستید؟فعالیت دوباره شما آقای نجفی در سیما(آقای نجفی کمی درباره گذشته و حالتان خبر دارم بگم....بگم؟....ساقی می بده...)؟یا باند تشکیل شده سینما توسط شما آقای شریفی نیا؟رفت و برگشت یهویی  ومربی تیم ملی شدن و باختن و ابقا شدن شما آقای قطبی؟مربی تیم ملی وزنه برداری شدن و دوپینگی در آمدن شاگردانتان و ماسمالیش آقای رضازاده؟آقای کفاشیان و تاج و ده نمکی.....را هم که نیازی نیست گفتنش!

اینها همه به سیاست مربوط است پس؟حالا 2زاری کج من افتاد که اینکه میگویند سیاست از ورزش و سینما و.... جدا است همه کشک است و فیفا هم برود کلا کشکش را در فوتبال غیر دولتی بسابد.

راستی این پوستر را دوستان برایم فرستادند گفتم ضمیمه کنم برای رویت دوستان:


 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

(نیک آهنگ کوثر)

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

این روزها همه برای ورود یا عدم ورود و کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری هنوز فکر می کنند شما چطور؟

این روزها بی بی سی فارسی هم آمده و ملت زوم کرده اند روی دیش ماهواره هایشان شما چطور؟

این روزها برخی مربیان و مدیران برنامه90 را تحریم می کنند شما چطور؟

این روزها قیمت یک پرس چلوکباب معمولی8000 تومان شده و خیلی ها خوابش را هم سعی میکنند نبینند شما چطور؟

این روزها نزدیک ولنتاین می شویم و مغازه ها از قابلمه فروشی تا رستوران لاو می ترکانند و ملت هم کادو می خرند شما چطور؟

و....این روزها اینقدر  خوشمزه شده ام که طناز وبلاگستانی می شوم شما چطور؟

**این شما چطور ها شاید ادامه هم داشته باشد.

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

چند ماه پیش که برای تهیه گزارش در جشن سالگرد تولد پرشین بلاگ شرکت کردم یک پست نوشتم که در آن جشن های پرشین بلاگ از نگاه من بیشتر تبلیغی و با بی نظمی های زیادی همراه بود.سرکار خانم پولادزاده مدیر روابط عموی پرشین بلاگ(مدیر فعلی سایت پرشین بلاگ)در آن زمان در یاداشتی که برای من ارسال کردند مخالف نظر من بودند.

چند ماه گذشت وشب یلدا به پیشنهاد دوست خوبم هورا  به جشن شب یلدا پرشین بلاگ رفتم.از هورا به خاطر دعوت من و همچنین زحماتی که در جشن کشید و همه شاهد آن بودیم تشکر میکنم.امیدوار بودم این بار شاهد جشن منظم و منسجم و پر محتوا باشم و گزارش خوبی از آن تهیه کنم.اما متاسفانه این جشن هم هیچ فرقی با برنامه های قبلی نداشت و صرفا تبلیغاتی و بی نظم بود.

مجری خوش مزه این برنامه که سعی داشت جشن را شاد جلوه دهد و به همراه تقدیر هایی که بیشتر مراسم را به جشن کودکستان وبلاگستان تبدیل میکرد و سخنرانی های خارج از حوصله جمع -مراسم را خسته کننده و دور از موضوع شب یلدا پیش برد.

به راستی تقدیر از کودکان زیر 10 سال در این جشن چه ربطی به شب یلدا وبلاگستان داشت؟آیا مزه پرانی های لوس مجری و یک مثلا طناز در این جشن چقدر بار فرهنگی و وبلاگستانی به جشن داد؟

آنهم  مراسم فال حافظ که قرار بود توسط فرد دیگری  برگزار شود ولی با بی نظمی توسط کسی برگزار شد که روی سن دنبال دیوان حافظ می گشت.

دوست خوب ما گیلاسی از میهمانان ویژه و دعوت شده جشن بود که در هنگام ورود  نه تنها استقبالی از ایشان نشد بلکه هیچ جای نشستن در میان حاضرین در جشن برای او در نظر گرفته نشده بود و هنگامی که ایشان سالن را جهت رفتن به منزل ترک کردند دوستان به مسئولین جشن اطلاع دادند تا ایشان را برگردانند و لاقل جایی برای نشستن ایشان پیدا کنند.

جالب اینکه در جشن اسم هایی از میهمانان جشن منتشر شد که اصلا بروی سن حضور پیدا نکردند (مهدی مقدم- بهاره مکرم)وتنها چند نفر جهت تقدیر بالا آمدند که آنها هم تنها نقش جایزه دهنده داشتند و جملاتی تکراری را ادا کردند.حتی حضور یکی از میهمانان با اشتباه مجری برنامه و اعلام اشتباه نام وی به سخره گرفته شد.

اجرای برخی قسمت های زرد از جمله بالا آوردن 2 زوج که مثلا می خواستند ازدواج کنند یا تقدیر های IT و عدم معرفی با برنامه منظم برندگان بر کیفیت نامطلوب این جشن افزود.

البته دیدار با دوستان فرند فید از جمله سلما-مریم اردکانی-اتل متل-آیدا-ویدا-شیبی-مهرداد-گیلاسی-دات...تنها دلخوشی و زیبایی  جشن شب چله را برای من رقم زد .

خیلی خوب است که پرشین بلاگ این جشن ها را برگزار می کند اما اگر بیشتر به محتوا و کیفیت جشن اهمیت دهد و نظم را در جشن ها حاکم کرده و از تبلیغات خود بکاهد و به رشد وبلاگنویسی نیز توجه عمیق تری کند این حرکت می تواند مفید و با ارزش تر باشد و مطمئنا با حمایت های بیشتری همراه خواهد بود.

برای دیدن عکسهای جشن اینجا را کلیک کنید.

برای دیدن گزارش پرشین وبلاگ از جشن اینجا را کلیک کنید.

مطالب مرتبط در بی پروا:

گزارش من از بی نظم ترین جشن وبلاگ فارسی

مطالب مرتبط در سایت و وبلاگهای دیگر:

شب یلدا پرشین بلاگی(گیلاسی)

جشن یلدا پرشین(ویولت)

فر فری ها در شب یلدا(خبرگزاری توییتر و فرندفید)

برای دنبال کردن مطالب  Biparva اینجا را کلیک کنید.

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

کمیک استریپ از بزرگمهر حسین پور
 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 
ممكن است شما هم از آن دسته افرادي باشيد كه در محيط كار با معضل بزرگي به نام ليوان‌هاي عمومي مواجه هستيد و به‌سختي مي‌توانيد بپذيريد كه آبدارچي محترم، ليوان‌ها و بقيه وسايل را به‌خوبي شسته و تميز كرده باشد! يا با توجه به تنوع نوشيدني‌هاي موجود، هيچ‌گاه استفاده بهينه از آبدارخانه را از دست نمي‌دهيد.

 خوب پس در هر دو صورت بهترين پيشنهاد براي شما <ليوان گزينشگر نوشيدني> است. اين ليوان 3  حلقه فلزي بر روي بدنه خود دارد كه براي اعلام نوع نوشيدني دلخواه شما به آبدارچي فراموش‌كار بسيار كاربردي هستند.

حلقه بالايي 2 گزينه چاي و قهوه دارد. حلقه وسط براي مشخص كردن انتخاب و يا عدم انتخاب شير به‌كار مي‌رود و حلقه پايين براي انتخاب شكر و تعداد قاشق مصرفي آن است.  با اين امكانات مي‌توانيد با خيال راحت سفارشتان را به مسوول آبدارخانه تحويل دهيد و ديگر نگران دريافت نوشيدني اشتباهي نباشيد.

منبع

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 
در رستوران «گلوله و تفنگ» شما مي توانيد از منويي که به شکل گلوله تفنگ است ساندويچ «کالاشنيکوف» سفارش بدهيد. غذاهاي اين رستوران توسط يک سرآشپز بازنشسته ارتش با نام اسلحه هاي مختلف تهيه مي شود و در عين حال موزيکي با صداي انفجارهاي متوالي براي شما پخش مي شود.
 

به گزارش رويترز، علي هامود، صاحب رستوراني در جنوب بيروت در اقدامي جديد، جنگ و اسلحه هاي جنگي را موضوع اصلي غذاهاي رستوران خود قرار داده است تا به گفته خودش مردم جهان را بيشتر با جناياتي که بر سر مردم لبنان آورده مي شود، آشنا کند.

او در حالي که بيرون از رستورانش روي يک کيسه شن نشسته است و تعداد زيادي نوجوان در اطراف رستورانش جمع شده اند، به خبرنگار رويترز مي گويد:«اين فقط يک ايده است و چيز بيشتري ندارم، هيچ چيز. من دوست دارم به جاي اين گوني هاي شن اسباب بازي بگذارم و به بچه هايي که اينجا مي آيند به جاي اسلحه اسباب بازي، خرس عروسکي بدهم، ولي همه اينها فقط در حد يک آرزو هستند».

«شما فقط مي توانيد بگوييد که بايد به وضعيت مردم اين کشور توجه بيشتري شود ولي اسلحه و گلوله چيزي است که مردم اين سرزمين بيش از هر چيز ديگري با آن سروکار دارند».

رستورانش را با تصاويري از اسلحه هاي مختلف آذين بسته و صداي انفجار مدام در رستوران پخش مي شود. نام غذاي مخصوص «ساندويچ کشنده» است و نام هاي ديگري از قبيل «خوراک تروريست» ، آر.پي.جي و «ساندويچ کالاشنيکوف» هم در منوي اين رستوران يافت مي شود.

مشتريان اين رستوران به جاي صندلي به روي کيسه هاي شن مي نشينند.

منبع:جام جم آنلاین

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
  Image and video hosting by TinyPic

 دخترم راحت باش خونه خاله اومدی اون سئوالها هم تست هوشه.

Image and video hosting by TinyPic

تک و تنها...نشین اینجا...دنیا اینجوری بد نمیمونه.

Image and video hosting by TinyPic

دیگران در حال کنکور دادن هستند این آقا خسته شده!مراقب حوزه دختران بودن چه حس و حالی داره؟

Image and video hosting by TinyPic

این خانم بر اساس طرح ارتقاع امنیت اجتماعی عمل کرده ها.قبول شه دانشگاه علم و صنعت.

Image and video hosting by TinyPic

این خانم هم که فکر کنم گشت ارشاد بهش زیاد تذکر داده.اما متوجه اون بطری که محتوای اون رنگ مشکوکی داره تو کنکور نشدند.

Image and video hosting by TinyPic

داوطلبین زندانی در جلسه کنکور و به فکر آزادی و رهایی از بند.

 Image and video hosting by TinyPic

والدین منتظر پشت میله های حوزه  منتظر داوطلبین زندانی.

Image and video hosting by TinyPic  

خاک بر سرم من هیچکدوم رو بلد نیستم.چهارمین ساله بازهم...

Image and video hosting by TinyPic 

پیک نیک در کنکور.لب کارون...

 Image and video hosting by TinyPic

این دوستان هم از خواب زمستونی بیدار شدند تازه.

Image and video hosting by TinyPic

چی مادر؟به حاجی قول دادی؟حاجی به تو قول داده قبول شدی اون سرویس طلا رو بخره؟

Image and video hosting by TinyPic 

 بهترین زمان برای خواب(همون زمستونی)

 

پ.ن:من متوجه نشدم چرا همه عکسهای طنز مربوط به حوزه های دختران میشد!یعنی اینقدر طنز هستند؟

پ.ن۲:کلیه عکسها مربوط به خبرگزاری ها هستند .

 

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

چند روز پیش به مناسبت جشن تولدم تصمیم گرفته شد یک مهمانی کوچک خانوادگی بگیریم و من برای خرید از خانه خارج شدم.از قنادی گل بن واقع در میدان کاج سعادت آباد کیک تهیه کردم و تصمیم گرفتم که برای سالم رساندن کیک دربست بگیرم که کرایه آن چیزی حدود ۱۵۰۰ تومان میشد.به محض خارج شدن از درب قنادی و قدم گذاشتن در خیابان متوجه تاکسی و شخصی هایی شدم که در حال ترمز زدن هستند.بدلیل اینکه محل کلاسم در همان منطقه بود این صحنه برایم تکراری شده بود چون اگر شما هم یکروز فاصله میان میدان کاج تا بیمارستان مدرس را سری بزنید به وفور شاهد ترمز ماشین های مختلف از الگانس تا پیکان برای(...) خواهید بود.با این حال کمی دور و اطراف خودم رو نگاه کردم و همچنین به ماشینهایی که ترمز کرده بودند که اغلب پیکان بودند.کمی شک کردم و با صدای بوق خروسی پژو آردی متوجه شدم که همه این ماشینها با دیدن کیسه های در دست من و خارج شدنم از شیرینی فروشی همراه کیک به مانند مگسان دور شیرینی قصد اتو زدن من را دارند تا بتوانند کسی را که منتظر تاکسی دربست است رو تور کنند.قیمت های جالبی شنیدم(فکر کردند هالو گیر آوردند؟پنج هزار تومن؟!!)خلاصه یک پیرمرد نیمه مهربان گفت بشین هر چقدر دوست داریمن هم نگاهی به وی کردم و سوار تاکسی شدم.میدان را که دور زد پرسیدم بلاخره نمیشه بگید چند؟گفت  سه هزار و پانصد تومن دیگه خوبه!گفتم ممنون ما اختلاف نظر زیادی داریم بزن کنار من پیاده شم.گفت باشهو من سوار بر خطی شدم و با سیصد تومن اضافه تا درب منزل کیک رو سالم رساندم

پ.ن:خیلی جالب بود که اون تاکسی حتی نرخ رو پائین نیاورد و تا گفتم بزن کنار زد.چون پسرهای زیادی دیگری نیز بودند که با چشمان تیز بین تاکسی ها  اتو میخوردند.

پ.ن۲:اونروز شنیده بودم روز اول طرحی است که پلیس ماشینهایی که جلوی پای خانم ها ترمز زده و دنده عقب-جلو بگیرد متوقف میکند و به احتمال زیاد به این خاطر اتو زدن پسران هم طرحی نو از جانب ماشین ها برای منتظران است...

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
     
 

pctfx3.1

Digital Classic Float Template

Interactive CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates طراحي و پياده سازي قالب سايت مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog میزبانی وب

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور