اواسط بهمن87 بودکه آقای خاتمی و موسوی با هم دیدارهایی در زمینه حضور در انتخابات داشتند و آنچه از آخرین دیدار آنها شنیدیم این بود که آقای موسوی به آقای خاتمی گفته اند که در حال برسی برخی جوانب هستند تا به تصمیم نهایی در مورد کاندیداتوری  در انتخابات برسند اما ما مطمئن بودیم که ایشان در انتخابات حضور خواهند یافت ولی بازهم شرایطی را در دست برسی داشتند و ما نیز تلاشمان را برای دعوت از ایشان بیشتر نمودیم و سایت اطلاع رسانی نسیم(پس از انتخابات فعالیت سایت متوقف شد)تاسیس و مقالات زیادی در جهت آشنایی مردم با فعالیت های میرحسین و نظرات امام(ره) در مورد ایشان و همچنین نامه های مردم و اقشار مختلف در دعوت از ایشان در سایت منتشر شد.

در اواخر بهمن ماه در جلسه مجمع روحانیون مبارز آقای خاتمی اعلام کردند که در انتخابات ریاست جمهوری دهم کاندید خواهند شد و این اعلام از طرفی برای ما با توجه به جلسات هماهنگی که میان میرحسین و خاتمی بود عجیب و شاید به نوعی غیر مترقبه و برای هواداران ایشان خوشحال کننده بود.عده ای بر این نظر بودند که این هماهنگی میان میرحسین و خاتمی است که پس از آمدن موسوی,خاتمی کنار بکشد و عده ای نیزنظرشان بر این بود که آقای خاتمی قصد داشتند تا زمانی که آقای موسوی تصمیم قطعی خود را در زمینه شرکت خود در انتخابات می گیرند کاندیداتوری خود را اعلام نکنند ولی تحت فشار جمعی از اعضای جامعه روحانیون مبارز از جمله آقای ابطحی کاندیداتوری خود را اینگونه ناگهانی پس از جلسات با میرحسین اعلام کردند و همچنین عده ای نیز میگفتند موسوی- خاتمی-کروبی با هم در انتخابات حضور خواهند داشت.

فردای روز اعلام آقای خاتمی جلسه ای تشکیل دادیم و نظرات بچه ها برسی شد و این اتفاق نظر حاصل شد که فعالیت ها پرشورتر پیگیری شود و ضمن احترام و روابط گرم با هواداران آقای خاتمی در صورت حضور ایشان و آقای موسوی در انتخابات ما حمایت خود را از آقای خاتمی هم داشته باشیم چون هدف هر دو این عزیزان که دلسوز کشور هستند در یک مسیر دیده میشد.از سوی دیگر وقتی خلاصه جلسات و نظرات بچه ها با آقای موسوی مطرح شده بود ایشان گفته بودند که هر چه انتخابات پرشورتر و با مشارکت بالاتری برگزار شود ایرانیان سرافراز تر از همیشه خواهند بود و حال چه با حضور من باشد یا آقای خاتمی ولی در هر حال انگیزه ما برای ادامه راه با آقای موسوی صد برابر شده بود.

اوایل برخی اختلاف نظرها میان هواداران میرحسین و آقای خاتمی بخصوص در محیط مجازی وجود داشت و عده ای از هواداران آقای خاتمی پس از اعلام کاندیداتوری ایشان دیگر انتظار حضور آقای موسوی را نداشتند و این نظر در میان حامیان آقای موسوی نیز بود که با توجه به جلسات این دو بزرگوار آقای خاتمی میبایست اندکی بیشتر صبر میکردند تا آقای موسوی نظر قطعی شان را اعلام کنند.بلاخره کرکری خوانی های مختلف و بیان نظرات که گاها افراطی هم بود  در انتخابات و در میان هواداران طیف های سیاسی موضوع عجیبی نبود مثلا به یاد دارم هنگامی که در سایت نسیم نامه پانصد نفر از وبلاگنویسان را در حمایت و دعوت از آقای موسوی منتشر کردیم خانم سمیه توحیدلو (از اعضای اصلی ستاد آقای خاتمی) در یادداشتی در وبلاگ خود موضع نسبتا تندی در این زمینه گرفتند و به نوعی بستری برای پایگاه های خبری مخالف فراهم شد که اعلام کنند میان آقای خاتمی و موسوی و هوادارانشان تفرقه ایجاد شده در صورتی که اینگونه نبود و تعصب های حزبی در انتخابات با توجه به فضای کشور و همچنین جایگاه این دو بزرگوار موضوع قابل درکی بود و با پیش رفتن زمان میان دوستان وگروه ها هماهنگی های بیشتری صورت گرفت تا جلوی سو استفاده برخی رسانه های جناح رقیب گرفته شود و همه در کنار هم برای انتخاباتی پرنشاط و پرشور تلاش کنیم.

اولین حضور میرحسین که به نوعی میتوان اولین حضور برای فعالیت های انتخاباتی ایشان ازآن نام برد بعنوان سخنران در شصت و ششمین مجمع سالیانه انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران بود که با استقبال بی نظیری همراه شد بطوریکه به یاد دارم خود من از این شور برای دقایقی اشک ریختم چون روزها زحمت کشیده بودیم بدون اینکه هیچ گروه و حمایت خاص مالی از ما در کار باشد و همه با انگیزه تنها به فردای کشورمان فکر میکردیم و تلاش و زمان خود را برای ایرانی مقتدر و آباد در حمایت از میرحسین موسوی به کار بردیم و حال این خوشحال کننده بود که جوانان دیگر این مرزوبوم را دیدیم که همه با هم یکصدا فریاد میرحسین سر داده بودند و همفکریشان موجب دلگرمی بیشتر ما شد.هیچ از یاد نمی برم که تنها پوستر های ستاد نسیم آنروز در سالن پخش شد که حاصل تلاش یکی از خانمهای خوش ذوق ستاد از طراحی گرافیکی چهره میرحسین بود که با هزینه خود ستاد چاپ و توزیع شد. ما آنروز مسئولیت اطلاع رسانی این مراسم را از طریق سایت نسیم و همچنین بخشی از کنترل داخل سالن را برعهده داشتیم که به حمدالله همه چیز بسیار خوب پیش رفت و اولین حضور میرحسین در دانشگاه تهران یکی از ماندگارترین روزها در ذهنم ثبت شد.

گزارش خلاصه حضور مهندس موسوی در شصت و ششمین مجمع سالیانه انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران+ عکس (آفتاب)

تصاویر سخنرانی موسوی در شصت و ششمین مجمع سالیانه انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران(خبر آنلاین)

پ.ن1:در دانشگاه تهران که یکی از بهترین دانشگاه های کشور است امکان دسترسی به اینترنت وایرلس و ارسال آنلاین مطلب فراهم نبود و این یکی از مشکلات جالب آنروز بود.

پ.ن2:همه مطالب تنها خاطرات خوش انتخابات نخواهد بود بلکه در ادامه مطالبی رو مطرح خواهم کرد که شامل برخی اشتباهات زمان انتخابات و همچنین نوع تبلیغاتی که صورت گرفت خواهد بود.من اساس مطالب رو بر اصل بی طرفی گذاشته ام حال ممکن است برخی آسیب شناسی های انتخاباتی من به نظر برخی دوستان سبز و یا اصلاح طلب خوش نیاید اما این مطالب نظرات و مشاهدات من است و سعی نموده ام آنها را به وضوح بیان نمایم.

 مطالب مرتبط در بی پروا:

سالگرد انتخاب(1):روزهای سپید

سالگرد انتخاب(2):تفکر و هم اندیشی محور فعالیتها

میلاد حضرت رسول اکـــــــــــــرم(ص)وامام جعـــــــــفر صادق(ع) مبــــــــــــــارک باد

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

روزهای اولی که فعالیتم رو بعنوان عضوی از ستاد نسیم برای دعوت از میرحسین موسوی آغاز کردم روزهای سخت تری نسبت به ایام پس از آن بود چون از طرفی نه میرحسین اعلام کرده بود که در انتخابات کاندید خواهد شد و نه خاتمی ولی تصمیم  هردوی ایشان برای حضور قوی به نظر می رسید.بچه های موج سوم که از ماه ها قبل برای دعوت از آقای خاتمی برنامه های مختلفی با حضور هنرمندان و سیاستمداران و اقشار مختلف ترتیب داده بودند و ما با توجه به زمان کمی که داشتیم به دنبال سریعترین و در عین حال منطقی ترین راه برای دعوت از آقای موسوی و همچنین معرفی ایشان به هم نسل هایمان بودیم.

تصمیم بر این شد که کارگروه هایی در حوزه های مختلف تشکیل شود و هر گروه با برگزاری جلسات و فعالیت های منظم به مجموعه سرعت بخشد.گروه های خبر,هنرمندان,تحقیق و پژوهش,شهرستانها,روابط عمومی و .....فعالیت خود را از 8 صبح تا 11 شب آغاز کردند.هیچ حمایت مالی در کار نبود و بچه هایی که عضو ستاد نسیم میشدند و قواعد آن را قبول میکردند همه با ایمان به میرحسین موسوی و اندیشه وی وتلاش برای اعتلای نام ایران مشغول به فعالیت می شدند.تنها امکانات ما یک میز جلسه و یک تخته وایت برد و دو رایانه یک اتاق با 30-40 صندلی برای همایش ها بود و آبدارخانه ای که معمولا چای آن تمام شده بود.اما هیچکدام از این کمبود امکانات ما را ذره ای از هدفمان دور نکرد و ما مصمم به فعالیت هایمان ادامه دادیم.

یکی از مهمترین پرسش هایی که از سوی افرادی که برای عضویت در ستاد نسیم در جلسه پرسش و پاسخ شرکت میکردند این بود که میرحسین موسوی این بیست سال کجا بوده است و چرا در صحنه سیاست حضور نداشته و ما در آن زمان و خود آقای موسوی در برنامه های تلویزیونی پاسخ کاملی به این سئوال دادند.

ایشان در این سالها هم رئیس فرهنگستان هنر بودند و همچنین عضو تشخیص مصلحت نظام و در مسایل مختلف سیاسی و اجتماعی نظرات خود را پیوسته بیان میکردند ولی در این سالها همواره از سوی صدا و سیما و حتی بسیاری از مطبوعات از تصویر ایشان در کنار امام گرفته تا سخنرانی و مطالبشان سانسور میشد و از سوی دیگر ایشان استاد دانشگاه بوده اند و فعالیت در سیاست هم همیشه نمی باید در مقام یک شخصیت سیاسی بسیار خاص باشد.در هر حال سابقه نخست وزیری ایشان در زمان امام و علاقه و سخنان امام نسبت به ایشان بهترین شاخص برای آشنایی با اندیشه و روحیات و سیاست میرحسین موسوی بود که به همه دوستان پیشنهاد میشد با تحقیق بیشتر در مورد آقای موسوی و همچنین اعتماد ویژه امام خمینی(ره)در آن مقطع خاص تاریخ انقلاب و جنگ به ایشان,به جمع ما ملحق شوند.

روز به روز بر تعداد جوانان نسل سومی که عضو ستاد میشدند افزوده میشد و به همراه آنها نسل دوم و حتی اولی های انقلاب که با شنیدن دعوت ما از میرحسین موسوی جهت شرکت در انتخابات ریاست جمهوری اعلام آمادگی و حمایت خود را از مهندس موسوی اعلام نمودند و به ستاد پیوستند.کار آسانی نبود ساماندهی  همه جوانان پرشور و انگیزه ای که با هدف پیشرفت و جاودانگی نام ایران و اعتقاد به مهندس موسوی به جمع ما پیوسته بودند. اطلاع رسانی صحیح و به دور از هرگونه تخریب چهره های سیاسی و کاندیدا های دیگر و حرکت در مسیر اندیشه های امام و انقلاب از اولین قواعدی بود که هر عضو ستاد میبایست آن را میپذیرفت چون ما خود را حامی و نماینده میر حسین موسوی میدانستیم که نخست وزیر محبوب امام و امت انقلابی بود که در زمان جنگ با آن قیمت دلار و نفت نه تنها مردم با مشکلات اقتصادی مواجه نشدند بلکه بسیاری از پیشرفت های سیاسی و فرهنگی و هنری ایران در زمان نخست وزیری ایشان رقم خورد بطوریکه در بسیاری از همین برنامه های صدا و سیما هنرمندان و کارگردانهای معروف سینما نقطه عطف و جهش این هنر را در زمان اوایل انقلاب و نخست وزیری ایشان بیان نموده اند.

کم کم اتفاقات جدیدی در راه بود و سایت کلمه نیز در طبقه زیرین ستاد نسیم در ساختمان بنیاد نشر شهید بهشتی شروع به فعالیت کرد و هرروز بر تعداد جلسات کارگروه ها افزوده میشد و جالب این بود که اقشار مختلف از هر سوی شهر برای دعوت از مهندس موسوی به ستاد ملحق میشدند.


پ.ن:بسیاری از دوستان با ارسال پیام و گفتگو قبل و بعد راهپیمایی22بهمن نظر من رو در زمینه طرح ها و نظرات آقایان نبوی,سازگارا.....درباره جنبش سبز سئوال نمودند و من تنها پاسخی که به این دوستان و سایر دوستان میدهم این است که با احترام به نظرات و شخصیت و جایگاه این آقایان ما با اعتماد قلبی به میرحسین موسوی و برنامه و اندیشه هایش از ایشان حمایت کردیم پس حال نیز اگر طرفدار جنبش سبز و راه آن هستیم می باید به سخنان و نظرات آقای موسوی که در بیانیه های ایشان منعکس است توجه و آن را مبنای راه قرار دهید.البته این نظر شخصی من است و میتواند موافقان و مخالفینی داشته باشد اما من شخصا تنها به میرحسین موسوی اعتماد و اعتفاد دارم.

مطلب مرتبط:سالگرد انتخاب(2):روزهای سپید


 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

سلام.تصمیم گرفتم از امروز اتفاقاتی رو که سال گذشته در چنین روزهایی برای شخص من در جریان انتخابات ریاست جمهوری افتاد اینجا بازگو کنم و از انگیزه ها و آرمانهایی که برای انتخابات و میرحسین موسوی داشتیم و روزهای تبلیغ و.... همچنین نقدهایی رو که در این جریان هم بر خود ما گاه وارد میشد بیطرفانه بیان کنم.

اوایل بهمن بود که ایمیلی دریافت کردم با این مضمون که ما گروهی از جوانان در قالب ستاد نسیم(نسل سومی های  یاریگر میرحسین)برای دعوت از میرحسین موسوی جهت شرکت در انتخابات ریاست جمهوری دور هم جمع شده ایم و از دوستانی که تمایل دارند در این زمینه همکاری کنند دعوت به همکاری می نمائیم.من هم از چهار سال پیش که بسیاری از بزرگان سیاسی از میرحسین موسوی برای شرکت در انتخابات دور گذشته دعوت و از وی حمایت کرده بودند در مورد ایشان و اندیشه هایاشان و همچنین دوران نخست وزیری ایشان و علاقه بسیار امام خمینی(ره)به آقای موسوی مطالعاتی داشتم و بر این اساس ایشان را شخصی متدین و معتدل همراه با اندیشه های سیاسی و اقتصادی مناسب و در راستای انقلاب و تفکرات امام راحل شناختم.در دور پیش ایشان به هر دلیل در انتخابات علارقم حمایت طیف های مختلف سیاسی شرکت نکردند اما در این دوره من تصمیم گرفتم در کنار دوستان دیگر با انگیزه زیاد از ایشان برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری دعوت و حمایت کنیم.

آن روزها نه رنگ سبز بود نه زرد نه قرمز....نه آقای خاتمی اعلام کاندیداتوری کرده بودند و نه آقای احمدی نژاد برنامه های انتخاباتی شان را شروع کرده بودند و تنها شیخ اصلاحات آقای کروبی اعلام کرده بود که در انتخابات کاندید خواهد شد.

تصمیم خودم رو برای پیوستن به جوانانی که میخواهند از میرحسین موسوی برای کاندید شدن در انتخابات دعوت کنند گرفتم و با ارسال و دریافت ایمیل اولین قرار انتخاباتی را در اوایل بهمن 1387 در ساختمان نشر بقعه(بنیاد نشر آٍثار شهید بهشتی)گذاشتیم.دفتری ساده با چند میز و صندلی و مسلما چون آن روزها آقای موسوی هنوز اعلام نکرده بودند که در انتخابات حضور خواهد داشت نه ستادی در کار بود ونه شلوغی.. جلسه دو نفری میان من و مسعود میرزایی بعنوان مسئول ستاد نسیم در جهت آشنایی با اهداف گروه که دعوت و حمایت از میرحسین موسوی از سوی بچه های نسل سومی بود.  من هم با توجه به صحبت های خوبی که در آن جلسه داشتیم و هدف را حضور مهندس موسوی بعنوان فردی که در موقعیت فعلی کشور بهترین گزینه برای رشد و تعالی و پیشرفت ایران و ادامه راه امام و انقلاب است می دانستیم این دعوت را لبیک و به دوستان دیگرم در ستاد نسیم ملحق شدم.

پ.ن:یکی از خاطرات بسیار شیرینم این بود که در همان جلسه اول فردی را دیدم که دست دخترش را که از مدرسه آورده بود گرفته و به داخل یکی از اتاقهای دفتر رفتند.چهره ایشان برایم آشنا بود اما دقیقا ایشان را نمی شناختم.از مسعود درباره ایشان سئوال کردم و آن فردی که من آن روز دیدم و امروز در زندان است کسی نبود جز دکتر سید علیرضا بهشتی با چهر ای آرام و مهربان که حضورش به من بسیار اعتماد بخشیدچون مطمئن شدم در مکانی هستم که توسط فرزند یکی از ستونهای انقلاب اسلامی یعنی شهید دکتر بهشتی اداره میشود.برای آزادی دکتر سید علیرضا بهشتی که از دلسوزان نظام و انقلاب است و دیگر زندانیان همه با هم دعا کنیم.

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

آنچه در روز عاشورا اتفاق افتاد خوشایند نبود نه برای سبز نه برای قرمز و زرد....آنان که بدنبال تشنج و رادیکال کردن جنبش عقلاتی سبزها بودند در این روز فعالیت خود را به اوج رساندند و بی شک در راهپیمایی و عزاداری مسالمت آمیز سبزها عده ای تحریک را شروع کردند و اتفاقاتی نیز رقم خورد که از دید منطقی  صحیح نبود.

این تحریکات از هر دو سو بود و باید بیشتر به پیام میرحسین موسوی در جلوگیری از خشونت و آگاهی در زمینه آماده سازی عده ای برای ایجاد پروژه کارناوال ظهر عاشورا توجه میشد. برخوردها از هر دو سو شدید بوده و این باعث شد که افرادی از موقعیت سو استفاده و با تخریب اموال و برخوردهای تشنجی این حرکات را به جنبش سبز نسبت دهند.

از سوی دیگر برخورد برخی رسانه ها پس از ظهر عاشورا بسیار قابل تامل بود.مستقیم و غیر مستقیم اعلام جنگ نمودن و حتی گنجاندن مطالبی با مضمون مقابله به مثل و جنگ در  شعارهای جدید و برخی سخنرانی ها بسیار عجیب بود.

آیا بهترین و آخرین راه رسیدگی و یافتن راه چاره برای این موضوع اعلام جنگ و موج جدید دستگیری بسیاری از روزنامه نگاران و فعالین سیاسی است؟آیا بهتر نیست راه های تعامل بیشتری مورد برسی قرار گیرد و طرح های آشتی ملی برسی شود و بیشتر از این میان مردم و گروه های مختلف فاصله ایجاد نشود.

آیا ادامه وضعیت موجود به همه جناح های جامعه در هر دسته سیاسی ضرر نخواهد رساند؟از لحاظ مالی - روحی - عاطفی - علمی و...... کشور را از پیشرفت و آرامشی مطلوب به دور نخواهد برد؟!

من بعنوان یک شهروند که روز  تاسوعا و عاشورا مانند هر سال ضمن حفظ عقاید و ارادتم  نسبت به میرحسین موسوی به عقاید خود و کشورم در زمینه ایام محرم و احترام به امام حسین(ع)  پایبند بوده و هستم  بعنوان یک ایرانی که کشورم را دوست دارم بر این نظر هستم که بهتر است سریعتر برخی تندروی و تنگ نظری ها کنار رفته و گروه ها برای یافتن راه حل اساسی به دور هم جمع شوند و سیاستمردان اجازه ندهند بیش از این میان مردم چند دستگی و در نتیجه سو استفاده عده ای صورت پذیرد و این تنها با برخورد منطقی و عقلانی با در نظر گرفتن منافع همه مردم در هر دسته و گروهی ممکن خواهد بود و بی شک هیچ فرد ایرانی تکرار این اتفاقات و سوژه شدن  منفی کشورش در رسانه های خارجی را دوست ندارد.

این نظر شخصی من بود و امیدوارم ایران عزیزم به جای آنکه شاهد درگیری و کشتار و ناراحتی ها باشد سرافراز بوده و در راه پیشرفت حرکت نماید.

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

من بعنوان یکی از هواداران میرحسین موسوی و فردی که از بهمن87 برای دعوت از آقای موسوی جهت شرکت در انتخابات و بعد آن تلاش کرد مطمئن هستم که افرادی که به تصاویر و مقام امام خمینی(ره) توهین نموده اند از حامیان و طرفداران موسوی و جنبش سبز نبوده اند و برای اینکه بگویم این اطمینان قلبی از کجا می آید به  ذکر یک خاطره بسنده میکنم:

روزهای سخت و پر فراز و نشیب تبلیغات انتخابات 88 بود و هرچقدر به پایان این روزها نزدیکتر می شدیم فشار  فعالیت ها و همچنین برخی شیطنت های گروه های رقیب بیشتر می شد.به روزهای14 و 15 خرداد 88 رسیدیم که مصادف با سالگرد رحلت امام خمینی(ره)وقیام خونین 15 خرداد بود.

فشردگی فعالیت های انتخاباتی به شیوه های مختلف به اوج رسیده بود و دو روز قبل از این ایام سوگواری جلسه ای تشکیل شد برای تبلیغات که همراه با اطلاعیه ای از ستاد مرکزی میرحسین موسوی شد که بر اساس آن کلیه تبلیغات انتخاباتی به دلیل شرکت در مراسم سوگواری از شکل روزهای گذشته خارج و هواداران میبایست با درایت خود از هرگونه فعالیت های تبلیغاتی که با این ایام منافات دارد خودداری نمایند.

گروه های حامی میرحسین موسوی نیز در این روزها که برای همه ملت ایران محترم و مقدس است در 3روز آخر هفته که با این ایام مصادف بود در مرقد مطهر بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران حضرت امام خمینی(ره) حاضر شدند و در مراسم سوگواری شرکت نمودند و همچنین به صورت گروهی به زیارت بارگاه متبرک حضرت عبدالعظیم(ع) رفتند و گروه های تبلیغات درون شهری هم از پخش پوستر خوداری کردند و گروهی هم در این 3 روز با کاورهای متحد شکل در منطقه درکه تهران بودند و تنها به پخش روبانهای سبز پرداختند و چه زیبا بود دعوت حسینیه درکه از بچه ها برای صرف  نهار در حسینیه و برخورد مردم و تشکرهایشان جهت حفظ حرمت این روزها توسط حامیان میرحسین. بودند گروه هایی از جناح رقیب که گهکاه آمدند و سعی در متشنج کردن این فضای تبلیغی آرام را داشتند ولی به یاد ماندنی این بود که همان دوستان پس از گفتگوی صمیمی با آنها  معذرت خواسته و حتی دوستیها یی هم میانمان شکل گرفت.

با در نظر گرفتن همه این مسایل امروز شنیدن حرف گروهی که سعی دارند توهین به ساحت مقدس امام خمینی(ره)را بطور مستقیم و غیر مستقیم به طرفداران جنبش سبز و میرحسین موسوی یار و نخست وزیر محبوب امام نسبت دهند بسیار سخت و تلخ است. امیدوارم دیگر مقدسات و آرمانهای مردم اینگونه قربانی بازیهای سیاسی نشوند.

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 
درباره ی نقش اجتماعی و سیاسی دانشجویان تا كنون نظریه های مختلفی مطرح شده است. در اینجا قبل از بررسی نظرات امام خمینی (ره) در باره نقش اجتماعی و سیاسی دانشجویان به برخی از این نظریه ها به طور اجمال میپردازیم.
یك نظریه بر آن است كه دانشجویان، عامل «رهایی بخش انقلابی» در جامعه ی جدید هستند. بر اساس این دیدگاه پویایی و منازعات اصلی در جامعه ی جدید، حول تعارض میان صاحبان صنعت (بورژواها) و كارگران صنعتی دور میزند. همان طور كه پیش از قرن بیستم بورژواها یك طبقه رهایی بخش انقلابی در انتقال جامعهی فئودالی به سوی جامعهی صنعتی (سرمایه داری) بودند، هم اكنون این طبقهی كارگر رهایی بخش است كه میكوشد جامعه مبتنی بر استثمار صنعتی (سرمایه داری) را به جامعه برابر سوسیالیستی تبدیل كند. در این دیدگاه نقش رهایی بخش دانشجویان به دو گونه «تفسیر انقلابی» میشود؛ اول گفته میشود، با این كه طبقه كارگر صنعتی نیرویی رهاییبخش است، اما این نیرو در چنبره فریب ایدئولوژی طبقه بورژوا گرفتار است و این دانشجویان هستند كه به آگاهی انقلابی و رهایی بخش مسلح هستند و سبكبال و چالاك در برابر فریب دوران؛ كارگران را هدایت كرده و پیش می برند. در تفسیر دوم؛ سخن این است كه جامعه سرمایهداری و صنعتی چنان سیطره بوروكراتیك و تكنوكراتیك خود را بر سراسر جامعه، از جمله طبقه كارگر مسلط و تثبیت كرده كه طبقه كارگر از نقش رهایی بخش خود بازمانده است. لذا در زیر سلطه بوروكراتیك جامعه سرمایه داری، تنها اقشار حاشیه ای جامعه از جمله قشر دانشجو (كه مستقیماً زیر سلطه قرار ندارند)، میتوانند نقش رهایی بخش خود را در انتقال تعارضات جامعه سرمایه داری ایفا كنند. بنابراین در هر دو تفسیر، دانشجویان، نیرویی رهایی بخش و انقلابی تلقی میشوند كه قصد دارند جامعه نابرابر سرمایه داری را به سوی جامعه برابر سوسیالیستی حركت دهند.
برخلاف نظریه ی اول، یورگن هابرماس، دانشجویان را یك «عامل انقلابی» همچون طبقه كارگر صنعتی در نظر نمی گیرد. از نظر او حركت جمعی و فراگیر دانشجویان یك «عرصه نمادین» را در جامعه به وجود می آورد كه از طریق آن «عرصه عمومی» كه زیر فشار هژمونی دستگاههای تبلیغی، سیاسی و اقتصادی رسمی قرار دارد، تا حدی فراخ میشود. از نظر او اگر «عرصه عمومی نقد» از اقتدار سیاسی و اقتصادی دولت و گروههای قدرتمند آزاد نباشد، حتی دموكراسی های پارلمانی می توانند آفت زا شوند و نابرابری ساختاری را تشدید كنند، لذا دانشجویان با تكرار حركتهای جمعی، نشستهای عمومی و بیانیه های خود به آزاد سازی فضای عرصه عمومی به نفع كل جامعه كمك می كنند و صاحبان قدرت رسمی اعم از سیاسی، اقتصادی و تبلیغی، مجبور میشوند حساب كار خود را كرده و دست و پای خود را در برابر افكار عمومی جمع كنند. از این رو در دیدگاه وی دانشجو یك نیروی رهایی بخش انقلابی نیست، بلكه نیرویی «نمادین» است كه رهاییبخشی را از طریق اثر گذاری بر عرصه عمومی نقد و افكار عمومی در جامعه دنبال میكند.
نظریه سومی وجود دارد كه معتقد است دانشجویان در جامعه، عامل و مولد «فرهنگ جدید سیاسی» هستند. از این منظر آدمیان و شهروندان پیش از آنچه در زندگی روزانه از عقل حسابگر خود فرمان بگیرند از «فرهنگ» جامعه فرمان میگیرند، یعنی از همان الگوهایی كه در جامعه «جا افتاده» و مردم بدون اینكه در صحت و سقم آنها وارسی كنند از آنها پیروی می كنند. از این زاویه بخش اعظم سیاست در جامعه از طریق الگوهای فرهنگ سیاسی جامعه شكل میگیرد. معمولاً فرهنگ و خصوصاً فرهنگ سیاسی به مرور زمان تحت سیطره و هژمونی سیاسی ـ تبلیغی دستگاههای رسمی و حاكم بر جامعه شكل میگیرد. در چنین شرایطی دانشجویان با حركتهایی جمعی و تكرار شعارهای خود، به تدریج فرهنگ سیاسی جدیدی را در برابر فرهنگ سیاسی رسمی موجود در جامعه ایجاد می كنند. به بیان دیگر دانشجویان نقش روشنفكران توزیع كننده را بازی میكنند، به این معنا كه از میان اندیشه های روشنفكران در خصوص مفاهیم و نظریات گوناگون، تعدادی از آنها را كه مرتبط با نیاز زمانه تشخیص می دهند، انتخاب كرده و به طور مرتب به عنوان مطالبات خود در حركتهای دانشجویی تكرار میكنند و همین تكرار مفاهیم به تدریج جای خود را برای ظهور یك فرهنگ و رفتار سیاسی جدید در جامعه باز میكند.
امام خمینی (ره) از سال 1340 به بعد كه به صورت گسترده وارد مبارزه علیه حاكمیت طاغوت گردید، همواره دانشجویان را به عنوان یك قشر مؤثر در نظر داشته است و علیرغم وضعیت فرهنگی، اجتماعی و فكری آن دوران كه فاصله زیادی بین حوزه و دانشگاه و مردم وجود داشت و دانشگاه پدیده تقریباً ناشناخته ای بود و رسانه های گروهی به دلیل عدم پیشرفت و گستردگی و توسعه نتوانسته بودند مردم را با دانشگاه آشنا كنند، ایشان با دانشجو سخن گفته و آنها را دعوت به دخالت در روند تحول نموده است و اتفاقاً نقش اساسی در تحول را به دانشجویان واگذر میكنند.
در آن زمان حوزه از نظر دانشگاه متهم به تحجّر و دانشگاه از طرف حوزه متهم به بیدینی بود امّا امام در چنین شرایطی از قشر دانشجو غافل نبود و به خوبی از نیرو و توان این قشر در ایجاد تحول، آگاهی داشت. ایشان در سال 1343 فرمودند: «بر اساتید دانشگاه است كه جوانان را از آنچه زیر پرده است مطلع كنند.»
در سال 1346 نیز فرمودند: «بر شما جوانان روشنفكر است كه از پا ننشینید تا خواب رفتهها را از این خواب مرگبار برانگیزانید و با فاش كردن خیانتها و جنایتهای استعمارگران و پیروان بیفرهنگ آنها، غفلت زده ها را آگاه نمائید و …» امام خمینی همچنین از ایجاد اختلاف بین حوزه و دانشگاه توسط دشمن كاملاً آگاه بود و لذا به دانشجویان گوشزد میكردند كه متوجه این توطئه باشند و همین تذكرات امام بود كه باعث شد در سال 57؛ روحانی و دانشجو در كنار هم در پیروزی انقلاب اسلامی نقش بسیار مؤثری ایفا نمودند و از این رو حضرت امام خود را در شكستن توطئههای دشمن در ایجاد اختلاف بین دو قشر دانشجو و روحانی موفق دید و فرمود: «حال فهمیدید كه اگر چنانچه آخوند و دانشگاهی و دیگر قشرها با هم باشند، یك همچو كاری بزرگی میكنند.»

دانشجو و سیاست

نقش سیاسی دانشجو در كلام امام به دو بخش قبل و بعد از انقلاب تقسیم میشود. امام خمینی در قبل از انقلاب اسلامی نقش دانشجویان را در تحولات سیاسی، اساسیترین نقشها میداند. مبارزه علیه نظام حاكم و تلاش برای پیشبرد نهضت و تحول و كمك به مردم در ایجاد تحول، از جمله نقشهایی است كه امام برای دانشجویان قائل بود. ایشان همچنین نقش سیاسی دانشجو را در مصادیقی همچون افشای نقشههای استعمار و دشمنان كه در خارج از كشور از رژیم سلطه حمایت میكردند و با ایجاد تحوّل، ضدیت و مخالفت میكردند، مهم میدانستند و میفرمودند:
«دانشجویان با استبداد مخالفند، با حكومتهای دست نشانده و استعماری مخالفند، با قلدری و غارت اموال عمومی مخالفند، با حرام خواری و دروغپردازی مخالفند». ایشان همچنین در مخالفت با طرح كاپیتولاسیون، خطاب به دانشجویان فرمودند: «بر جوانان دانشگاهی است كه با طراوت با این طرح مفتضح مخالفت كنند، با آرامش و با شعارهای حساس، مخالفت دانشگاه را به ملتهای دنیا برسانند».
حضرت امام پس از انقلاب اسلامی همواره از دانشجویان میخواست در صحنههای سیاسی از جمله انتخابات و دیگر فعالیتهای سیاسی به عنوان یك قشر تأثیر گذار حضور فعال داشته باشند. ایشان در سخنانی از اینكه دانشجویان از سیاست كناره بگیرند، اظهار ناراحتی نموده و فرمودند: «در دانشگاه بعضی از اشخاص رفتهاند و گفتهاند كه دخالت در انتخابات، دخالت در سیاست است و این حق مجتهدین است. تا حالا میگفتند كه مجتهدین در سیاست نباید دخالت كنند، این منافی با حق مجتهدین است، آنجا شكست خورده اند، حالا عكسش را دارند میگویند، این هم روی همین زمینه است. اینكه میگویند انتخابات از امور سیاسی است و امور سیاست هم حق مجتهدین است هر دویش غلط است. انتخابات سرنوشت یك ملت را دارد تعیین میكند، انتخابات به فرض اینكه سیاسی باشد و هست، سرنوشت همه ملت را تعیین میكند یك دانشجوی جوان هم باید در سرنوشت خودش دخالت كند».

امام پس از پیروزی انقلاب، دانشجویان را مسؤل نگهبانی از انقلاب اسلامی میدانستند و همواره به دانشجویان سفارش میكردند برای اینكه بتوانند در قلب نهضت قرار داشته باشند و عامل حركت نهضت باشند، نباید خود را از عموم مردم جدا كنند، زیرا در آن صورت مردم به دانشجویان اعتماد نمیكنند.
به عبارت دیگر امام پس از پیروزی انقلاب اسلامی علاوه بر نقش سیاسی، بر نقش فرهنگی و اجتماعی دانشجویان نیز تأكید داشتند، زیرا ایشان تحول به معنای عام را فقط تحول سیاسی نمیدانستند بلكه معتقد بودند تحول سیاسی مقدمه ای برای تحول فرهنگی و جایگزینی ارزشهای الهی، به جای ارزشهای طاغوتی است. از این رو نقش دانشجویان را در تغییر ارزشهای حاكم در گذشته و تبدیل آنها به آرمانها و اعتقادات الهی بسیار اساسی می دانستند و میفرمودند: «اكنون ای جوانان عزیز و ای دانشجویان. امروز و فرداهای امت و اسلام؛ استقلال و آزادی و به شما عزیزان سپرده شده و مسئولیت بزرگی به عهده همه گذاشته شده است. همه ملت و خصوصاً دانشجویان مسلمان كه رهبران آینده هستند مسئول نگهبانی از این امانت بزرگ الهی میباشند».

دانشگاه و دانشجو

امام چه قبل و چه بعد از انقلاب اسلامی برای دانشگاه اهمیت ویژه ای قایل بودند و اعتقاد داشتند: «ترقی مملكت به دانشگاه است» . ایشان معتقد بودند رژیم پهلوی باعث شده بود دانشگاهها پیشرفت نكنند، لذا میفرمودند: «اینها دانشگاهها را با هر قدرتی كه داشتند عقب نگه میداشتند، نمیگذاشتند كه اساتید ما، درست بچههای ما را تعلیم كنند این هم برای این بود كه میدیدند اگر چنانچه دانشگاه بطور صحیح عمل كند، مستقل باشد، بعد كه این جوانها كه از دانشگاه بیرون بیایند ضد استعمار بیرون میآیند».
چنانچه ملاحظه میشود در اندیشهی امام، دانشگاه نقشی اساسی را در دادن فكر سیاسی ـ اجتماعی به دانشجو دارا میباشد، از این رو میفرمودند: «نقش دانشگاهها در هر كشوری ساختن انسان است. ممكن است از دانشگاه انسان خارج بشود كه یك كشور را نجات بدهد و ممكن است كه یك انسان درست بشود كه كشور را به هلاكت بكشاند».
از نظر حضرت امام، اساتید دانشگاه ضمن انجام وظایف استادی میتوانند در تربیت دانشجویان نقش مؤثری ایفا نمایند. ایشان میفرمایند: «ما اساتید دانشگاهی را میخواهیم كه آن اساتید بتوانند مغزهای جوانهای ما را مستقل بار بیاورند.» ایشان همچنین خطاب به اساتید دانشگاهها میفرمایند: «اساتید دانشگاه اگر واقعاً علاقهمندند كه این كشور دوباره برنگردد به اوضاع سابق، باید مواظب باشند. دانشگاهی ها، اساتید مواظب خودشان باشند، در تربیت و مواظب بچه ها و جو آنها باشند در كارهایی كه میكنند».

دانشجو و اقشار دیگر

از دید امام خمینی دانشجو یك قشر آگاهی است كه میتواند در اجتماع نقش مؤثری ایفا نماید، اما ایشان معتقد است دانشجو برای اینكه بتواند نقش خود را كامل نماید باید در كنار سایر اقشار اجتماعی از جمله روحانیون، بازاریان، نظامیان و عامه مردم باشد. از مجموع 125 پیامی كه حضرت امام درباره نقش اجتماعی و سیاسی دانشجویان بیان داشته اند در 110 پیام (83 0/0) به همراهی و همیاری دانشجو با روحانیون (حوزویان) تأكید كرده اند، در 5 پیام (5/3 0/0) به همراهی دانشجویان با بازاریان اشاره كرده اند، در 9 پیام (5/6 0/0) دانشجویان را به همراهی عامه مردم دعوت كرده و در یك پیام از آنان خواسته با نظامیان همراهی كنند. مرور بر اندیشه های حضرت امام (ره) نشان میدهد كه امام در میان اقشار مختلف اجتماعی برای دانشجویان جایگاه ممتازی قائل است و همواره تأكید دارد كه با قشر ممتاز دیگر یعنی حوزویان در ارتباط باشند تا بتوانند در تحولات، نقش محوری ایفا نمایند. امام معتقد بود توطئه ای در كار بوده و هست تا روحانی و دانشجو را به جان هم بیاندازند و با استفاد از اختلاف آنان به كشور آسیب برسانند. ایشان معتقد بودند كه دشمنان در این نقشه تا حدودی موفق شده بودند. ایشان در این رابطه می فرمایند: «یك جایی نقشه شان گرفت و آن جدا كردن روحانیت از دانشگاهها بود. یك روحانی حق نداشت، پیش خودمان حق نداشت از یك دانشگاهی صحبتی بكند. دانشگاهی هم آخوند را به نظرش میآمد كه یك موجود مضری است كه انگلیسیها آوردند گذاشتند اینجا.»
از این رو امام به دانشجویان توصیه میكرد در كنار سایر اقشار اجتماعی و به ویژه روحانیون قرار گیرند زیرا ائتلاف این دو قشر را ائتلاف هه ملت میدانستند.

نتیجه گیری

با توجه به نظریههایی كه مطرح شد و با مرور اندیشه های حضرت امام میتوان گفت كه امام به دانشجویان به عنوان یك قشر بسیار مهم نظر داشتند و معتقد بودند كه اگر دانشجویان بتوانند در دانشگاه علم و ایمان را با یكدیگر همراه سازند میتوانند به عنوان یك قشر تحصیلكرده محور «روشنگری» اجتماعی را بدست گیرند. به عبارت دیگر دانشجو از نظر امام عامل «روشنگری اجتماعی» است و زمانی میتواند موفق باشد كه بتواند آگاهی خود را در مسیر ارزشهای الهی بكار گیرد و خود را از اقشار دیگر و به ویژه روحانیون جدا نسازد. میتوان گفت بخش مهمی از اظهارات امام دربارهی دانشجویان به دانشجویان كشورهای تحت سلطه استعمار برمی گردد و ایشان یكی از مهمترین روشنگریهای دانشجویان را آگاه ساختن مردم از نقشههای استعماری میدانند و معتقداند دانشجویان عموماً ضد استعمار هستند.

پژوهشگر: رضا دژاكام

منبع : فصلنامه دانشگاه‏اسلامی
 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

در اولین سخنرانی های انتخاباتی میرحسین موسوی,او جمله ای گفت که باید حال عمیق تر به آن نگاه کرد.میرحسین گفت من برای کشور احساس خطر میکنم برای انقلاب و آرمانهایی که تا به امروز زحمات فراوانی برای آن کشیده شده است.

شاید آن روزها این جمله تنها رنگ و بوی انتخاباتی داشت اما با گذشت چند ماه از انتخابات میتوان به عمق این جمله پی برد:

حوادث پس از انتخابات و کشته شدن عده ای از هموطنانمان.

دستگیری و زندانی نمودن افرادی که خود از مهمترین  انقلابیون و دولتمردان گذشته بوده اند.

سعی در حذف نمودن افراد و احزاب.

بسته شدن روزنامه ها و فیلترینگ گسترده سایت ها.

ترورهای صورت گرفته در کردستان.

برخورد شدید با دانشجویان.

اختلاف در درون جبهه های سیاسی.

ترک کردن اغلب سران و نمایندگان کشورها در زمان سخنرانی آقای احمدی نژاد در سازمان ملل.

گشوده شدن پرونده هسته ای جدیدی برای ایران.

لبخند زدن آمریکا و اروپا به ایران پس از مذاکرات هسته ای.

تصویب تحریم بنزین برای صدور به ایران در مجلس آمریکا.

و ..عملیات تروریستی جندالله در سیستان و بلوچستان.

اینها گوشه ای از احساس خطر هایی بود که میرحسین موسوی در ابتدای ورودش به صحنه انتخابات به آن اشاره کرد و حال با عمیق شدن در سخنان و نظرات وی میتوان مفهوم این احساس خطر برای موقعیت کشور و ملت ایران را درک کرد و چاره ای اندیشید......

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

- اظهارات آقايان ابطحي و عطريانفر که صداوسيما و رسانه‌هاي وابسته به جريان حاکم از آن به عنوان اعترافات ياد مي‌کنند، اين روزها موضوع بحث محافل مختلف و حتي گفت‌وگوهاي مردم عادي است. بي‌ترديد مردم عادي انتظار داشته و دارند که دست کم چهره‌هاي سرشناس اصلاح‌طلب در شرايط مختلف حتي در زندان و تحت شکنجه يا شرايط نامتعارف بر عقايد خود استوار باشند و در قبال نسبتي که به عنوان يک چهره سياسي ميان خود و جامعه تعريف کرده اند، رفتاري متعهدانه داشته باشند. اين انتظار البته کاملاً قابل درک است. اما در نگاهي منصفانه وضعيت کساني مانند آقايان عطريانفر و ابطحي که در شرايطي نامعلوم و بريده از عالم خارج و بي‌اطلاع از هر خبر و اطلاعي در سلول‌هايي به سر مي‌برند که هر روز يکي از اهالي آن به سرنوشت روح‌الاميني‌ها و سهراب‌ها دچار مي‌شوند، نيز بايد براي ما قابل درک باشد. نمي‌خواهم بگويم با ابطحي و عطريانفر همان کرده‌اند که با محسن روح الاميني‌ها. شايد آري و شايد هم نه. اما دست کم اين حقيقت قابل کتمان نيست که آنها در زندان‌ها و شرايط و تحت نظر بازجويان و صحنه‌گرداناني نگهداري مي‌شوند که محسن و سهراب‌ها نگهداري مي‌شوند. قصد توجيه سخنان ابطحي و عطريانفر را ندارم. حداقل آنکه اين درست است که اعترافاتي که در چنين شرايطي انجام شود بي‌ارزش است اما مقاومت و پايداري در اين شرايط بسيار ارزشمند است.

2- پايداري بسياري از ياران ما در زندان براي کساني که دستي در به بند کشيدن ايشان دارند يک سرشکستگي است اما در هم شکستن و تاب نياوردن برخي از دوستان ما براي ايشان واجد هيچ افتخاري نيست.

يک چيز مسلم است و آن اينکه اظهارات عطريانفر و ابطحي هيچ چيزي بيشتر از مقالات کيهان و رسالت و يالثارات و اخيراً وطن امروز نداشت. اينها مطالبي نبودند که آنان بيرون از زندان از آن بي‌اطلاع باشند. در زندان و سلول انفرادي و شرايط بي‌خبري از عالم و آدم نيز هيچ داده و اطلاع جديدي به معلومات آنها افزوده نشده است. بازجوها هم افلاطون و ارسطو نيز نبوده و حداکثر معلوماتي در حد آقاي حسين شريعتمداري دارند که ابطحي و عطريانفر هر روز در روزنامه کيهان آرا و افکار وي را مي‌خوانده‌اند. مي‌ماند موانع دروني و وابستگي‌ها و قيد و بندهاي دنيايي که مانع درک حقايق مي‌شوند. اگر اين فرض نامحتمل را کنار بگذاريم که عطريانفر و ابطحي در مدت يک ماهه زندان ره صدساله مراحل سير و سلوک عرفاني را طي کرده اند، به اين نتيجه مي رسيم که آنان در اين مدت نمي توانسته اند اويس قرني و بايزيد بسطامي شده باشند به طوري که پرده از چشمان شان افتاده و عالم ملکوت برايشان مکشوف شده و مثلاً دريافته باشند که آقاي احمدي‌نژاد رئيس‌جمهور واقعي و محبوب کشور است يا باور کرده باشند که اگر به جاي سرکوب اعتراضات مسالمت‌آميز مردم، به اين پيشنهاد ساده ميرحسين موسوي عمل مي‌شد و براي اطمينان از صحت نتايج آراي انتخابات مثلاً شماره‌هاي کد ملي راي‌دهندگان ثبت شده در دسته‌هاي تعرفه راي با کد ملي موجود در رايانه سازمان ثبت احوال مطابقت داده مي‌شد، هلال ناامني افغانستان، ايران و عراق کامل مي‌شد و در ايران جنگ داخلي راه مي‌افتاد يا نظام سرنگون مي‌شد،

3- نمي‌دانم عدم تحمل دشواري‌ها و سختي‌ها تا چه اندازه مي‌تواند شاخصي براي تعيين ميزان ايمان ما به راهي که برگزيده‌ايم باشد. وقتي به ماجراي عمار ياسر مي‌انديشم که برخلاف پدر و مادرش تاب شکنجه نياورد و حتي رسالت پيغمبر را انکار کرد، با اين حال مورد ملاطفت و نوازش پيغمبر قرار گرفت و چنان بر ايمان خود پايدار ماند که در اعتراض به رفتارهاي ناحق خليفه شکنجه شد و بر سر پيمان خود همچنان استوار بود تا آنکه در پيري در رکاب علي(ع) در صفين شهيد شد، احساس مي‌کنم درباره رفتار کساني مانند ابطحي و عطريانفر نبايد و نمي‌توان بي‌پروا قضاوت کرد.

4- عطريانفر در آن مصاحبه در پاسخ آقاي مهاجراني گفت اگر شما نيز در اينجا بوديد مثل ما فکر مي کرديد. تمام سخن در همين لفظ «اينجا» است. اگر مقصود عطريانفر از «اينجا» ايران يا تهران باشد، قطعاً سخني درست نگفته است، زيرا بسياري از دوستان اين دو که در ايران هستند مانند عطريانفر عمل نکرده‌اند. اما اگر مقصود وي از «اينجا» زندان باشد، ممکن است حق با عطريانفر باشد و تنها در اين صورت است که جمله وي مي تواند صحيح باشد و اين احتمال نه تنها درباره مهاجراني بلکه براي هر يک از ما مي‌تواند صادق باشد.

5- ممکن است در نقد رفتاري که عطريانفر و ابطحي از خود نشان داده‌اند گفته شود کساني که در اين سطح از فعاليت و عمل سياسي قرار مي گيرند بايد تاب تحمل شرايط سخت و دشوار را داشته باشند. بر افراد عادي خرده‌اي نمي‌توان گرفت اگر در شرايط زندان تاب نياورند اما از کساني که در سطح چهره‌هاي شاخص قرار مي‌گيرند و به مرجعي براي جامعه و به ويژه جوانان تبديل مي‌شوند، چنين بي‌قراري و ناشکيبايي در شرايط زندان پذيرفته نيست. اين سخن نيز کاملاً صحيح است. مي‌توان در تاييد آن گفت کسي که تحمل محروميت و سختي و فشار و شرايط زندان را ندارد نبايد در سطح يک ليدر سياسي خود را مطرح کند. اما همه سخن در اين است که ما چگونه از توان و قدرت خود براي تحمل شرايط سخت و دشوار مي توانيم مطمئن شويم؟ آيا ما ارزيابي واقع بينانه يي از توان و قدرت خود داريم؟ حداقل اين حقير به رغم تمام ايماني که به راه و انديشه خود دارم و در بسط آن مي‌کوشم و خطرها و محروميت‌ها و شرايط سخت و دشوار را به قيمت پايداري بر افکار خويش به جان خريده‌ام، هنوز نمي‌توانم ادعا کنم مانند برادران بزرگوار و ثابت قدم در بندم، تاب شرايط دشوار زندان را داشته باشم. تنها کساني مي توانند چنين ادعايي بکنند و در اين ادعا صادقند که اين شرايط را تجربه کرده باشند.

6- همه اين مطالب را گفتم تا در اين بند پاياني بتوانم حديث نفس کنم.

اين روزها از يک سو خط و نشان‌کشيدن‌هاي مراکز اصلي قدرت و تهديدهاي شبانه روزي در رسانه‌هاي وابسته به جريان حاکم عليه معترضان به نتايج انتخابات و نيز تهديد صريح آقاي احمدي‌نژاد مبني بر کوبيدن سر مخالفان به سقف و ادامه دستگيري فعالان سياسي و... نشان مي‌دهد اين ماجرا سري دراز دارد و منتقدان و معترضان به روندهاي جاري از جمله اين حقير هر آن بايد در انتظار دستگيري و حبس و قرار گرفتن در شرايط مشابه عطريانفر و ابطحي باشند. و از سوي ديگر خود را حداقل در اين حد مي شناسم که استعداد اويس قرني و بايزيد بسطامي شدن را ندارم که در شرايط خاص يکباره حقايق ملک و ملکوت بر من مکشوف شود و تمام افکار و انديشه‌هايم تغيير کند.

بنابراين به عنوان يک فعال سياسي شناخته شده در عرصه سياست اين کشور، و عضو شوراي مرکزي و شوراي سياسي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران، پيش از تحقق چنين احتمالي درباره خود به صراحت اعلام مي‌کنم به آنچه در قالب بيانيه‌ها و مواضع فکري و سياسي سازمان متبوعم تاکنون منتشر شده و آنچه تاکنون شخصاً گفته يا نوشته‌ام اعتقاد راسخ دارم. در اين زمينه با ديدگاه‌ها و مواضع اعلام شده از سوي آقايان ميرحسين موسوي، خاتمي و کروبي کاملاً موافقم.

هيچ نقطه سياه و تاريکي در زندگي سياسي خود ندارم که به خاطر آن احساس ندامت و شرمندگي کنم، هيچ ارتباطي با بيگانگان نداشته و ندارم، تاکنون هيچ پولي از محافل بيگانه دريافت نکرده‌ام، نه به انقلاب مخملي معتقدم و نه به براندازي نظام و تنها خواهان اجراي قانون اساسي و قرار گرفتن همگان در چارچوب قانون هستم و معتقدم تنها راه اعتلاي کشور و استحکام نظام جمهوري اسلامي ايران و حفظ جمهوريت و اسلاميت نظام، پايان دادن هر چه سريع‌تر به روش دروغ و نيرنگ و فريب، بازگرداندن کشور به مسير اصلاحات، رعايت حقوق شهروندي و توقف خودکامگي و قانون‌شکني است. بنابراين اگر مشيت و اراده ربوبي بر اين تعلق گرفت که به ابتلا و فتنه‌اي که دوستان و برادرانم گرفتارند، دچار شوم، از هم اکنون اعلام مي‌کنم اگر سخني برخلاف آنچه گذشت از بنده شنيده شد، اعتقاد و باور اين حقير نبوده و تحت شرايط ويژه زندان و به اکراه و اجبار بدان اقدام کرده‌ام. از تمام همفکرانم در جمع فعالان سياسي مي‌خواهم تا فرصت باقي است به صورت جمعي يا فردي به اقدامي مشابه دست بزنند زيرا در شرايط موجود تنها به اين طريق مي‌توان به بدعت سيئه و شيوه زشت و نامبارک اعتراف گيري پايان داد. با چنين اقدامي ممکن است زندان و حبس در انتظار ما باشد، اما اين حربه کثيف و غيرانساني در اين کشور براي هميشه بي‌اثر و ريشه‌کن خواهد شد.

منبع: اعتماد

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

نماز جمعه این هفته  توسط امام جمعه موقت تهران "ایت الله هاشمی رفسنجانی"  رئیس مجلس خبرگان رهبری و مجمع تشخیص مصلحت نظام  در روز جمعه بیست و سوم مرداد ماه اقامه خواهد شد.

این خبر در سایت رسمی آیت الله هاشمی رفسنجانی اعلام شد

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

مادر هنگامه شهیدی در نامه‌ای دلتنگی‌های خود به دخترش را نوشت. متن کامل این نامه که در روزنامه اعتماد ملی منتشر شده به شرح زیر است:


سلام هنگامه جان. سلام عزيز مادر كه نزديك به 40 روزه كه نديدمت و نه خبري از تو دارم. در تمام اين سال‌ها روزي نبود كه از تو خبري نداشته باشم اما اين بار انگار اراده‌اي جز اراده خداوندي در كار است تا تو را از من جدا كند. يك وقت نگويي مادر فراموشم كرده كه به خداوندي خدا قسم هر كاري كرده‌ام و مي‌كنم تا صداي تو را بشنوم تا روي ماهت را ببينم. اما هنگامه جان، عزيز دلم نمي‌گذارند. نمي‌دانند كه وقتي يك مادر از دخترش بي‌خبر است چه حالي دارد.

برادرانم كه شهيد شدند من ضجه نزدم. خم به ابرو نياوردم. كه جنگ و مبارزه و دفاع از وطن بود. اما مگر الان وقت جنگ است كه دخترم را در حبس كرده‌اند و مادرش را از او بي‌خبر گذاشته‌اند؟ به چه جرمي؟ به كدامين گناه؟ از اين دادگاه به آن زندان مي‌روم تا ردي از تو بگيرم اما همه دست رد به سينه‌ام مي‌زنند. مي‌گويم حالش بد است. جواب نمي‌دهند. مي‌گويم 40 روز است كه خبري از او ندارم. نه زنگي و نه ملاقاتي. سكوت مي‌كنند.

هنگامه‌جان حالت خوب است مادر؟ هنگامه، وقت رفتن است،بلند شو مادر. مداد‌رنگي‌هايت را بردار، دفتر نقاشي‌ات را که در آن شب برايم نقش يک گل کشيدي يادت نرود، مدرسه‌ات دير نشود. چرا حرفي نمي‌زني؟ حالت خوب نيست؟ چه ديرمي‌گذرد اين ثانيه‌ها! چه رنج بي‌پاياني است اين دوري. هر جا که مي‌توانستم رفتم. با هر کس که مي‌توانستم از بي‌گناهيت گفتم اما چه سود؟ نمي‌توانم اين روزها به مدرسه بروم. پاي رفتن ندارم. زبان گفتن ندارم.

چه بايد بگويم به بچه‌هايي كه قرار است فردا را بسازند. ‌من درس مقاومت را از مادرم آموختم و آزادگي را از برادران شهيدم ياد گرفتم و در تو به تمامي به يادگار گذاشتم. اما اكنون نمي‌دانم كه به بچه‌هاي امروز كه آينده‌ساز فردا هستند چه بگويم. هنگامه عزيز، من اين روزها خانه نيستم. مدرسه نيستم. بيرون نيستم. دور نيستم. نزديكم. پشت ديوار اوين. ناله كه مي‌كني، تنم مي‌لرزد. خدا خدا كه مي‌كني، به دلم مي‌افتد كه حال خوب نيست. من را از خودت بي‌خبر نگذار. پيامت را به خدا برسان كه فريادرس بي‌كسان است.

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

فاطمه شمس عضو هسته مرکزی پویش موج سوم و همسر محمدرضا جلایی‌پور مسئول و سخنگوی کمپین حمایت از موسوی و خاتمی که این روزها ناجوانمردانه در زندان است در نامه‌ای به بهزاد نبوی و با اشاره به انتشار خاطرات چریک پیر اصلاحات و شکنجه‌هایی که بر او در زندان‌های ساواک رفته است او را نمادی برای مقاومت نسل امروز دانسته است. به گزارش «نوروز» متن این نامه به شرح زیر است:


آقای نبوی سلام

راستش را بخواهید، درست نمی‌دانم چه باید بنویسم و اصلا نمی‌دانم چه می‌خواهم بنویسم. فقط می دانم در مقابل آنچه دیروز و دیشب خواندم و شاهد بودم نمی‌توانم سکوت کنم. دیروز بخشی از خاطراتتان در زندان ساواک که در سایت‌ها منتشر شده بود را خواندم. فهم و تجسم خط به خط و کلمه‌به ‌کلمه‌اش برای منی که یک روز از آن روزها را تجربه نکرده‌ام بسیار دشوار و باورنکردنی بود. داستان سیانور خوردن شما در زندان برای اینکه مجبور به اعتراف نشوید و اینکه ساعت‌ها با پای برهنه در سلولتان راه می‌رفتید تا کف پایتان پینه ببندد و تحمل شلاق‌های شکنجه‌گران برایتان راحت‌تر شود، برایم بسی غریب بود. به قصه‌ای می‌مانست. اما قصه نبود. حقیقت داشت. اتفاق افتاده بود. آن هم نه برای کسی که من نمی‌شناسم.

از دیروز که خاطراتتان را خوانده‌ام از خودم بارها پرسیده‌ام آرمانتان مگر چقدر مقدس و مهم بود که حاضر بودید به خاطر تحقق یافتنش از جان خود هم بگذرید و سیانور بخورید؟ از خودم پرسیدم چند نفر از مدعیان بی‌شمار امروز، آن روزها مثل شما آن‌چنان جان بر کف و فداکار، حاضر بودند جانشان را فدای آرمانشان کنند؟ راستش را بخواهید جواب روشنی برای سوالاتم نیافتم. جواب دیگران هم یا سکوت بود و یا سکوت!!

آقای نبوی عزیز

من عمرم کفاف به یاد آوردن روزهای شکنجه و اسارت شما در زندان ساواک را نمی‌دهد. یادم هم نمی آید حتی وقتی که انقلابی که شما حاضر بودید برای به وقوع پیوستنش از جانتان بگذرید، چگونه رخ داد. در این باره آموزگاری جز تاریخ، چه مکتوب و چه شفاهی نداشته‌ام..

اما آنچه دیشب با چشمان خودم دیدم، واقعی بود. نه کتاب بود و نه نقل سینه به سینه از بزرگتر‌ها بود و نه هنوز به تایخ پیوسته است. من با چشمان خودم، نگاه هوشیار و مضطرب و چهره نجیب شما را در بیدادگاهی که به دست سست عنصران و با چینشی چندش‌اور برپا شده بود دیدم. من با چشمان خودم دیدم که شما دستتان را زیر چانه‌ زده بودید و با حسرت و اندوهی عمیق گویی لحظه‌لحظه شکنجه‌های زندان ساواک را به یاد می‌آوردید و آن آرمانی که سال‌ها به خاطرش استقامت کرده بودید را بر باد رفته می‌دیدید. قطعا هم‌سنگران شما که در آن دادگاه حضور داشتند، بنا به تجربه زیسته مشترکی که با شما دارند، دردهای دلتان را از من جوان بهترمی‌فهمند. اما آقای نبوی! باور کنید برای من هم سخت بود که مردان بزرگ و نیک‌سرشت سرزمینم را در لباس مجرمین ببینم، در سکوتی غمگین، خیره شده به وقاحتی که پرده‌‌ها را مدت‌هاست دریده و بی‌افسار در حال تاختن است. نمی‌شد چهره معصوم و نجیب و نگاه نگرانتان را دید و ساکت نشست. نمی‌شد شما را آنچنان آرام و اندوهگین دید و نپرسید به کجا رسیده‌اند این مدعیان عدالت‌گستری و مهرورزی که مجرمان دادگاهشان عده‌ای انسان پاک و شریفند؟ به راستی چطور رویشان شد شما را در آن لباس بنشانند و با وقاحت تمام تصویرتان را به عنوان سردسته اغتشاشات پخش کنند؟ درمانده‌ام از این همه دریدگی و پرده‌دری.

گاهی برای احساس سنگینی بار بعضی لحظات، لازم نیست که عمری بر آدم بگذرد یا در وضعیتی مشابه قرار گرفته باشد. گاهی تنها یک نگاه یا یک جمله کفایت می‌کند که درد تا مغز استخوان آدم را بسوزاند. نگاه آرام، خسته، نگران و هوشیار شما در دادگاه دیشب از آن دست نگاه‌ها بود که آتش به دل می‌زد و حرف‌ها داشت و آن اعتراف دلنشین‌تان هم از آن جمله‌های تاریخ‌ساز، وقتی به جای اعتراف گفتید: «من به موسوی خیانت نمی‌کنم»! چه می‌توان گفت یا نوشت در برابر این جمله، جز اینکه انسان در برابر گوینده‌ دلیرش کلاه از سر بردارد؟ در کلاس درس شما هنوز که هنوز است نسل ما باید الفبای جسارت و شجاعت را بیاموزد مرد بزرگوار!


آقای نبوی مهربان و نجیب


می‌دانم چقدر سخت بود برایتان که آرام بنشینید و به آن صحنه‌پردازی مضحک بنگرید و دم بر نیاورید. این را هم خوب می‌دانم که بر دل همسر مهربان و صبورتان چه رفت وقتی پاره تنش را بعد از ۵۰ روز درمقابل دوربین‌های دادگاه دروغ دید. شرح عاشقانگی‌های پاک و مقدس شما و همسر عزیزتان و دیدن آن صحنه‌ها و تجسم اینکه چه بر دل آن زن بزرگوار رفت، حتی نفس کشیدن را هم برایم سخت می‌کند. شاید چون به درد مشابهی دچارم و در برابر این همه دریدگی و بی‌شرمی افسارگسیخته‌ای که گریبان نیک‌سیرتان کشورم را گرفته مستاصل و اندوهگینم. تجربه‌ام و آبدیدگی‌ام به قدر شما و همسر بزرگوارتان نیست. اما از خود شما و منش‌تان یاد گرفته‌ام که ناامیدی معصیت است. باور کنید گاهی پیدا کردن نقطه‌ای روشن در این روزها سخت می‌شود. دوستانم یا به زندان افتاده‌اند، یا مخفی‌اند و یا فرار کرده‌اند. دیگر انگار هیچ نقطه ثباتی نیست. در این همه تاریکی پی نور امیدی می‌گشتم که کمی از بار جدایی‌ها و دوری‌ها و درد این وقاحت‌ها کم کند. گفتگوی تلفنی‌ با همسر عزیزتان و پاسخ شنیدنی ایشان را دوباره خواندم و پاسخ همسرتان شد تنها نقطه امید در دلم. جمله ای که مخاطبش تک‌تک چهره‌های خسته دادگاه دیروز و دادگاه‌های مشابه روزهای آینده‌اند، چه آنان که اعتراف کردند، چه آنان که نکردند و فقط نظاره‌گر بودند: عزیزان!‌ ما هیچ جا بدون شما نمی‌رویم! همین پشت در اوین بهترین جاست! منتظرتان می‌مانیم تا بیایید.

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

پارلمان‌نیوز: رئیس جمهور سابق کشورمان با تاکید بر رسیدگی هرچه سریعتر به عاملان جنایات اخیر در بازداشتگاه‌هایی که غیراستاندارد عنوان شده‌اند، به نمایندگان مجلس پیشنهاد داد که طرح تحقیق و تفحص از روند برگزاری انتخابات را در دستور کار خود قرار دهند.

به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، اعضاء فراکسیون خط امام (ره) مجلس شورای اسلامی با رییس دولت اصلاحات دیدار و گفت و گو کردند.

در این دیدار سیدمحمد خاتمی ضمن خوش آمد گویی به نمایندگان گفت:«در فضای ناگوارموجود، باید از  تلاش مجلس به طور عام و فعالیت‌های دلسوزانه و خیرخواهانه اقلیت مجلس به طور خاص تشکر کرد.»

وی تصریح کرد:«اما مساله این است که چرا مجلس که باید در راس امور باشد اقدام هایش به نتیجه نمی رسد؟و چرا دست هیات منتخب مجلس برای رسیدگی به فجایع اخیر بسته می شود؟ و چرا حتی هیات منتخب ریاست محترم قوه قضاییه که دو سه هفته پیش خبر تشکیل آن داده شد اجازه نیافت کاری کند؟»

به گزارش روابط عمومی دفتر حجت الاسلام سید محمد خاتمی، رئیس بنیاد باران با اشاره به دستور اخیر مقام معظم رهبری اظهار داشت:«به هر حال با دستور ایشان برای برخورد با مسائل و فجایع، موقعیت تازه‌ای پیش آمده است و باید واقعا ابعاد فاجعه را بررسی کرد و با عوامل آن برخورد جدی شود.»

رئیس بنیاد باران سپس به حوادث تلخ بعد از انتخابات اشاره کرد و گفت:«خون‌هایی ریخته شد، به خانواده‌های فراوانی آسیب‌های روحی و مادی وارد آمده است.ملت مورد اهانت قرار گرفته است.رفتارهای بد و غیر قانونی و غیر شرعی با مردم و با بازداشت‌شدگان صورت گرفته است که اینها همه باید ریشه‌یابی و حقیقت هم برای مردم روشن شود و هم با ریشه قضایا برخورد جدی شود.»

رئیس جمهور سابق کشورمان تصریح کرد:«کافی نیست که گفته شود یک بازداشتگاه غیر استاندارد تعطیل شد؛غیر استاندارد یعنی چه؟یعنی مثلا هواکش آن درست نبود یا دستشویی ها تمیز نبوده است؟خیر!جنایت‌هایی رخ داده است؛جان‌هایی باخته شده است و رفتارهایی با جوانان و زنان و مردان عزیز صورت گرفته است که وقتی در زندان‌های در دست بیگانگان صورت می گیرد همه بر آشفته می شوند و فریاد می زنند و امروز باید با این مسائل برخورد شود.»

وی ادامه داد:«در مورد زندانیان و بازداشت‌شدگان هم قضیه به همین صورت است البته که باید آزاد شوند ولی کافی نیست.»

رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها تاکید کرد:«رفتارهای خلاف شرع و عرف و قانون که به هنگام بازداشت با آنها و بستگان آنان شده است و رفتارهای نادرستی که به نام بازجویی شده و می‌شود، اینها همه برای انقلاب و جامعه زیان بار و بر خلاف قانون و انصاف است.»

رئیس دولت اصلاحات ادامه داد:«باید با عاملان این رفتارها و اقدامات برخورد قانونی شود و حق و حرمت‌هایی که مورد تعدی قرار گرفته است جبران شود.»

وی با اشاره به برخی ادعاهایی که از سوی برخی رسانه‌ها و افراد علیه چهره‌های سیاسی بازداشت‌شده مطرح می‌شود، گفت:«اگر جرمی هست اولا باید مدارک دقیق و روشن باشد نه ادعاهایی که می شود یا شایعه‌هایی که درباره اعتراف‌گیری صورت می‌گیرد و در مرحله بعد هم دادگاه صالحه و علنی و با حضور هیات منصفه و وکیل متهم باید  به این اتهامات رسیدگی کند.»

خاتمی تصریح کرد:«اگر یک قطره خون هم اگر ریخته شود فاجعه است؛چه رسد به آنچه رخ داده است.»

رئیس جمهور سابق کشورمان یادآور شد:« باید با هر رفتار وحشیانه‌ای که با هر کس شود برخورد شود، ولی مهمتر از اینها لطمه‌ای است که به اعتماد عمومی وارد شده است و باید آن را ترمیم کرد.»

خاتمی تاکید کرد:«برای ترمیم  اعتماد عمومی هر هزینه‌ای هم که پرداخت شود زیاد نیست، اما با این حال اگر کسی از سر خیرخواهی پیشنهادی برای رفع ظلم و ترمیم اعتماد عمومی می‌دهد با امواج تهمت و دروغ و نسبت‌های ناروا روبرو می‌شود و اتهام زنندگان و غوغاگران با امنیت خاطر به کار خود ادامه می‌دهند.»

وی با ابراز تاسف شدید از حمله‌های صورت گرفته به برخی شخصیت‌ها، اظهار داشت:«در این مدت ببینید تا چه حد علما و شخصیت‌های موجه و نخبگان و مردم مورد اهانت قرار گرفتند، در حالی‌که باید با افراد و جریان‌های طراح و مجری جنایات برخورد جدی شود.»

رئیس جمهور سابق کشورمان  در بخش دیگری از سخنانش گفت:«در نظام و طبق قانون اساسی و همچنین در بیانات حضرت امام خمینی(ره)؛مجلس بالاترین جایگاهها را دارد.تحقیق و تفحص در هر امور،استیضاح وزیران و حتی تصمیم‌گیری درباره صلاحیت و کفایت رییس جمهور از اختیارات مجلس است.»

وی افزود:«با همه این اوصاف می‌بینیم که از بررسی مساله‌ای مثل حمله وحشیانه به خوابگاه دانشجویان یا وضعیت زندانیان توسط مجلس جلوگیری می‌شود،این یعنی انحراف در نظام.»

سید محمد خاتمی تصریح کرد:«چرا اعتراضات و انتقادات مراجع و علماء و نخبگان و افراد جبهه رفته و میلیونها از مردم شریف که رشد و شعور خود را به خوبی نشان داده‌اند به روند انتخابات و وقایع ناگوار پس از آن مورد توجه قرار نمی‌گیرد؟»

وی با بیان اینکه «مجلس در این زمینه مسئولیت سنگینی دارد»، اظهار داشت:«امروز می‌توان تحقیق و تفحص از روند انتخابات را در دستور کار قرار داد و اگر واقعا هیات بیطرفی این کار را عهده‌دار شود، نتیجه کار می‌تواند جهت امور و اتفاقات را خیلی روشن کند.»

رئیس جمهور سابق کشورمان خاطر نشان کرد:«ما دلمان برای انقلاب و نظام و اصول و ارزش‌های آن که متاسفانه مورد تعرض قرار گرفته است و اندیشه های امام و اصول و معیارهایی که قانون اساسی بیانگر آنهاست می‌سوزد و معتقدم با آنچه شد و می‌شود هم نظام و هم مردم زیان می‌بینند.»

به گزارش پارلمان‌نیوز، در این دیدار نمایندگان عضو فراکسیون خط امام(ره)مجلس به ارائه توضیحاتی در خصوص حوادث بعد از انتخابات از جمله اینکه به جهت برخی بی تدبیری و بی‌تحملی‌ها و عدم توجه به خواست مردم اعتماد عمومی میان ملت و حاکمیت آسیب دیده است پرداختند.

آنها تاکید کردند که و تلاش این فراکسیون و بسیاری از نمایندگان بر آن است تا با بهره‌گیری از ظرفیت‌ها و به رغم عدم همکاری دستگاه‌های ذیربط با بی‌قانونی‌ها و برنامه‌ها و رفتارهای خلاف شرع و قانون و حقوق مردم مقابله و اعتماد آسیب دیده بازسازی و حقوق مردم اداء شود.

محمدرضا تابش دبیر کل فراکسیون خط امام(ره)مجلس شورای اسلامی نیز در این نشست به تشریح اقدام های مجلس و نیز فراکسیون در مورد وقایع پیش آمده پس از انتخابات ریاست جمهوری پرداخت.

وی گفت:«تشکیل کمیته ویِِِِژه بررسی وضعیت بازداشت‌شدگان، طرح سئوال از وزیران ذیربط و نشست‌های متعدد با رییس مجلس شورای اسلامی و همچنین دادستان کل کشور و درخواست از رییس قوه قضاییه برای بازدید از بازداشت‌گاه‌ها و تحقیق از وضعیت زندانیان، پیگیری آزادی آنها از جمله اقدامات این فراکسیون بوده است.»

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

پارلمان‌نیوز: برای هماهنگی در قبال بحران جاری، در روزهای اخیر ملاقاتهای مهم و تاثیرگذاری میان مراجع تقلید صورت گرفته است که می توان به ملاقات آیات عظام وحید خراسانی و جعفر سبحانی در مشهد و همچنین آیات عظام منتظری، شبیری زنجانی و موسوی اردبیلی در خاوه اشاره نمود. 

به گزارش سلام با گسترش یافتن بحران ایجاد شده بعد از انتخابات و علی الخصوص با موضع گیری ها و اقدامات انجام شده در روزهای اخیر بجز آیت الله نوری همدانی که از هواداران احمدی نژاد محسوب می شود تقریباً کلیه مراجع تقلید با درجات متفاوتی در نسبت به مسائل موضع گیری نمودند.
 
پس از دیدار آیت الله هاشمی رفسنجانی با آیات صافی گلپایگانی و مکارم شیرازی و سید عزالدین زنجانی در مشهد این هفته خبر رسید که آیات عظام موسوی اردبیلی و شبیری زنجانی با حضور در محل اقامت تابستانی فقیه عالیقدر آیت الله منتظری در بخش خاوه از توابع قم با ایشان دیدار و در مورد مسائل سیاسی روز همفکری نموده اند.
 
از مشهد نیز خبر می رسد جلسات متعددی میان مراجع تقلیدی که برای زیارت رجبیه در این شهر حضور دارند در حال انجام است و مراجع در دیدارهای خصوصی مسائل سیاسی کشور و گسترش پدیده بنیادگرایی  را مورد بررسی قرار می دهند .
 
در تازه ترین اخبار در روزهای اخیر آیات عظام جعفر سبحانی و وحید خراسانی نیز در دیداری مسائل روز را مورد بررسی قرار دادند.
 
 پیشتر آیت الله صافی گلپایگانی نیز دیدارهایی در مورد مسائل جاری کشور با آیات شبیری زنجانی و سبحانی برگزار نموده بود.

شنیده می‌شود آیات عظام سید صادق شیرازی، محمد صادقی تهرانی و سید صادق روحانی نیز که پیش از جریانات فوق نیز از متقدان  بودند، مواضعی همسو با دیگر مراجع نسبت به وقايع اخير اتخاذ نموده اند.

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 
سايت خبري "الف" متعلق به احمد توكلي نماينده اصولگراي مجلس هشتم امروز سه شنبه اعلام كرد در پي افزايش اعتراضات و فشارهاي نخبگان و مردمي، بركناري اسفنديار رحيم مشايي از معاونت اول رييس جمهور قطعي شده است.

"الف" نوشت: درپي افزايش اعتراضات و فشارهاي نخبگان و مردمي، بركناري رحيم مشايي از معاونت اول رييس جمهور قطعي است و اطلاعيه مربوطه به آن بزودي از مراجع رسمي اعلام خواهد شد.

بر اساس اين گزارش، آيت‌الله احمد جنتي دبير شوراي نگهبان نيز عليه انتصاب مشايي مصاحبه‌اي انجام داده بود كه به دنبال قطعي شدن بركناري وي انتشار اين مصاحبه نيز لغو شده است.

محمود احمدي‌نژاد رئيس جمهور اخير طي حكمي مشايي را بعنوان معاون اولي خود برگزيد.

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

بسمه تعالی

پس از گذشت نزدیک به یک ماه از انتخابات ریاست جمهوری دهم، جامعه دانشجویی و دانشگاهی کشور همچنان در مصیبت وقایع قبل و بعد از این رویداد نشسته است. برخورد خشونت آمیز نیروهای امنیتی و انتظامی با درخواست‌های به حق مردم پیرامون شفاف سازی فرآیند انتخابات، کشته و زخمی شدن تعداد کثیری از هموطنان در شهرهای مختلف کشور به دلیل اعتراضات آرام و به حق، حمله وحشيانه به پرديس مركزي و کوی دانشگاه تهران و شکسته شدن حریم مقدس دانشجو و دانشگاه و بازداشت جمع کثیری از فعالین سیاسی و دانشجویی کشور، بخشی از مصایبی است که مردم ایران را در بهت فروبرده و همچنان این سوال را زنده نگه داشته است که آیا پاداش مردمی که با شور و نشاط و عقلانیتی بی‌نظیر در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کردند، چنین فجایعی بود؟

پیرامون انتخابات ریاست جمهوری و آنچه که بر مردم ایران گذشت پس از این، بحث‌های بسیاری انجام خواهد گرفت و انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران نیز مطمئنا با آغاز سال تحصیلی به واکاوی این رویداد خواهد پرداخت. اما آن چیزی که امروز ذهن تمامی دانشجویان و فرهیختگان جامعه را به خود مشغول نموده، بازداشت جمع کثیری از فعالین سیاسی کشور است که پیش از این برای حضور حداکثری مردم در پای صنوقهای رای و ترغيب آنان به شركت فعالانه در رقم زدن سرنوشت خويش در جهت بهبود اوضاع و شرايط حاكم، تمام تلاش خود را به کار گرفتند و امروز بدون توجه به اين دلسوزي و تعهد آنان نسبت به آرمان هاي امام(ره)، انقلاب اسلامي و قانون اساسي و بدون کمترین توجیهی در اسارتند. علی‌الخصوص اینکه در میان این افراد، دانشجویان و دانشگاهیان خوش نامی وجود دارند که از قضا در مشارکت بالای جامعه دانشگاهی نقشی کلیدی ایفا نموده‌اند. جناب آقاي دكتر حمید چوبینه و سرکار خانم دكتر سميه توحید‌لو، از اعضای اسبق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران و آقایان محمدرضا جلایی‌پور و علیرضا عاشوری، از اعضاي اسبق و فعلی شورای عمومی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران از جمله این افرادند که با گذشت بیش از 3 هفته از بازداشت هر یک، تاکنون اطلاعات موثقی پیرامون وضعيت آنان در دسترس نیست. این افراد از جمله توانمندترین فعالین دانشجویی بوده و هستند که چه در سالهای حضور در انجمن اسلامی دانشجویان و چه در سالهای بعد از آن شهره به اعتدال، عقلانیت و دینداری بوده‌اند و هرگز اتهام تندروی و انجام اعمال غیرقانونی بر قامت این عزیزان روا نبوده و نخواهد بود ، اما اكنون با كمال تاسف شاهديم كه به اتهامات ناروا، برايشان پرونده سازي شده و بدون رعايت حداقلي از قوانين حاكم بر امر حسابرسي،‌ در بند هستند.

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران ضمن ابراز نگرانی پیرامون وضعیت این عزیزان و محکوم نمودن ادامه بازداشت فعالین سیاسی و دانشجویی پس از گذشت نزدیک به یک ماه از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، به مسئولین امر هشدار مي دهد تا هر چه سريع تر به ادامه چنين اقدامات غير قانوني و غیر شرعی و مغاير با ابتدايي ترين حقوق شهروندی پيش بيني شده در قانون پايان داده، و در جهت آزادی بی قید و شرط کلیه افراد دربند اقدام نمایند.


انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
     
 

pctfx3.1

Digital Classic Float Template

Interactive CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates طراحي و پياده سازي قالب سايت مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog میزبانی وب

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور