چند روز است به دنبال دوستی در محل کار قبلی او هستم تا امانتی که دست من دارد به وی برگردانم و چون شماره ای از ایشان نداشتم تنها باید با پرس و جو از همکاران وی  از ایشان و محل کار جدیدش مطلع میشدم.به مدیر داخلی آن مجموعه مراجعه کردم و ایشان ابتدا سئوالاتی کرد و بعد آدرس جایی را داد که با مراجعه به آنجا دیدم شخصی دیگری را به جای ایشان به من معرفی کردند.در مراجعه بعدی به محل کار سابق از یکی از همکارانشان سئوال کردم و ایشان اول کلا خودش را به آن راه زد که چنین شخصی را نمیشناسد چون در واحد دیگری کار میکند در صورتی که من میدانستم ایشان همکار آن فرد هستند و حال چون شخصی که من دنبالشان هستم خانم هستند از روی بدجنسی به من جواب دروغ و سربالا میدهد و تازه بعد اینگونه دستش رو شد که گفت چی کاری داری باهاش و من اصلا چه اجباری دارم به شما جواب بدهم.

من هم گفتم هیچ اجباری ندارید من کمک خواستم همین.با لبخند و تشکری از آنجا خارج شدم و با خود در این فکر بودم که چقدر ما مردم بد شده ایم و چه راحت به هم دروغ میگیم و به جای کمک به هم در حال پائین کشیدن و یا دور زدن هم هستیم.چرا اینقدر بی اخلاقی در جامعه ما رواج پیدا کرده و دروغ شده جزیی از زندگی؟!

تازه همه اینها در یک محیط فرهنگی و یک کتابفروشی اتفاق افتاد حالا خدا به داد ما و اینگونه افکار مردم برسه..

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 
29 خرداد رو دوست دارم و شاید بهتر باشه بگم بهش عشق میورزم چون ماه خرداد رو میپسندم و اینکه کمی با تیر نزدیک شده خیلی درون خودم یکسری موارد رو ایجاد کرده که جالبه گرچه من خودم رو یک خردادی کامل با همه جوانب میدونم.

هدیه گرفتن و جشن تولد هم همیشه لذت بخش بوده مخصوصا زمانیکه شادی دیگران رو در کنار خودت میبینی و زمانی که میخوای هدیه ها رو حدس بزنی :دی.اصلا خوشحالی دیگران به من رضایت زیادی میده.

البته گاهی به فکر فرو میرم و دلم میگیره چون سالروز تولدم با سالروز درگذشت دکتر شریعتی همزمانه اما با خودم میگم خداکنه کمی از آزادگی و اندیشه باز ایشون در وجود من هم باشه.

یک مورد جالبی هم که تو روز تولد هست اینه که خیلی از دوستانی که حالا به هر واسطه ای سرگرم کار...هستن و کمتر وقت دارید با هم در ارتباط باشید تو این روز با هم صحبت میکنید و یا یک پیامی ردوبدل میشه و این خوشحال کننده است.خلاصه امسال روز تولد خوبی داشتم البته جشن کوچکش به خاطر درسم 3روز زودتر برگزار شد اما خوب ادامه جذابی داشت.از همه دوستانی که به هر وسیله به من لطف داشتن و پیام تبریک ارسال کردند نهایت سپاس رو دارم .


 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

امروزحوالی خیابان مطهری وقت ویزیت پزشک داشتم . از سمت پونک که راه افتادم به سمت ونک و بعد عباس آباد و مطهری مسیر مملو از مامورین کلانتری -گارد ویژه-بسیج و لباس شخصی ها بود و موتوری هایی که با صدی وحشتناک در خط ویژه خیابون ولیعصر مانور میدادند.جلوی پارک ساعی هم محل پارک موتور سوارهای لباس شخصی بود که مشغول خوردن غذا و خوش وبش بودند.خلاصه من هم همینطور که عبور میکردم این صحنه ها رو می دیدم و پس از ویزیت هم به خانه برگشتم.

تو راه که بودم به این فکر میکردم که چرا باید امروز که نه برنامه ای اعلام شده و نه قراری برای راهپیمایی و... بوده اینهمه مامور با این لباس ها و تجهیزات توی خیابونها باشند؟!داشتم فکر میکردم الان که تو اکثر کشورهای جهان جام جهانی و شادی ها و هیجاناتش جریان داره چرا در کشور ما مردم باید این صحنه ها رو ببینند و رعب و وحشت ایجاد شه؟!

ایران ما با امید و روحیه دهی به جوانان و مردمش و همبستگی جلوتر میره و پیشرفت میکنه و یا با ادامه جریاناتی که تنها همبستگی مردم و امید رو از میان مردم برده و فرصت سوزی ها رو به اوج رسونده!

عده ای این سو و عده ای آن سو  میگویند و نظر میدهند و رسانه ها هم با قدرت های خویش و این میان عده ای مردم این سو و عده ای دیگر آنسو میسوزند و معلق هستند.

یعنی کی میشود که همه این روزها به روزهای خوب و خوشی تبدیل شود که مردم همه یکدیگر را دوست بدارند و نیروهای نظامی برای مردم کشورشان سلاح نکشند؟کی میشود همه متحد باشیم و به جای فرصت سوزی های فعلی راه پیشرفت کشور را قوی دنبال کنیم.

همه ایران را دوست داریم با سلایق و نظرات مختلف اما نباید با هم دشمن باشیم بلاخره این راه چاره ای دارد.

در همین فکر ها بودم که اتوبوس در ایستگاه آخر خود توقف کرد.....


 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 
كسي از غذا بدش نمي‌آيد. اگر آن عده‌اي را كه تعدادشان هم كم نيست و عاشق غذا خوردن هستند، كنار بگذاريم، بقيه آدم‌ها بي‌درنگ به غذا خوردن به عنوان ضرورتي انكارناپذير نگاه مي‌كنند كه البته نگاه درستي هم هست. اما توجه بيش از اندازه به غذاخوردن بيشتر از آن‌كه يك توجه معمولي باشد، نوعي بيماري است كه به آن «شكم چراني» مي‌گويند.
آدم‌ها ممكن است از غذا نخوردن جانشان را از دست بدهند، اما اين بار عدالت خودش را وسط انداخته و آدم‌هاي پرخور را هم از دام مرگ، بي‌نصيب نگذاشته‌است. همين سال گذشته بود كه يك جوان 25 ساله آمريكايي كه عاشق مرغ سوخاري‌هاي «كي اف سي» بود بعد از خوردن 15 سطل بزرگ از مرغ‌ سوخاري ‌ كارش به بيمارستان كشيد و آخر سر هم در كمال ناباوري خانواده‌اش، قلبش از كار ايستاد.
اما شكم چراني بيش از آن‌كه يك كار و عمل باشد، مي‌تواند فرآيند ذهني هم داشته باشد. نگاه شكم‌چران‌ها را تعقيب كنيد؛ در هر جايي به دنبال مزه و طعم مي‌گردند و رستوارن‌ها و ساندويچي‌ها مغازه‌هاي مورد علاقه‌شان هستند و از ناخنك زدن به هيچ غذاي بي‌صاحبي دريغ نمي‌كنند.
دهخدا در لغتنامه‌اش شكم‌چراني را «بسيار خوري و مفت خوري» معني كرده ‌است. البته معناهاي مترادف ديگري هم براي شكم چراني وجود دارد كه مي‌شود به شكم‌خوارگي، شكم پرستي، شكم‌بندگي و... اشاره كرد. همه هم يك معني واضح در بطنشان دارند و آن هم تسليم بي‌چون و چراي شكم بودن است.

آدم‌هايي كه هيچ‌گاه سير نمي‌شوند

هيچ‌وقت در ميان اعضاي خانواده، فاميل يا در ميان دوستان هم‌ دانشگاهي يا هم‌ خوابگاهي‌تان، به آدم‌هايي برخورده‌ايد كه نمي‌توانند به هيچ خوراكي‌اي «نه» بگويند، حتي اگر اينقدر خورده باشند كه در آستانه انفجار باشند؟ به هر خوراكي‌اي كه مي‌رسند مي‌خواهند حتما آن را مزه كنند. البته اگر در پايان كار به جاي مزه كردن، همه‌اش را هاپولي نكرده باشند.

اين ويژگي بيشتر در مردها وجود دارد؛ آن هم مردهاي جوان. يكي از دلايل اصلي‌اش هم مي‌تواند به عوامل فرهنگي برگردد. مثلا آنجا كه مادربزرگ، فاميل و نوه‌هايش را به خوردن بيشتر تشويق مي‌كند؛ آن هم با اين توجيه كه «مرد بايد زياد بخوره». البته واقعيت اين است كه در دوره‌اي كه كشاورزي و دامداري به عنوان مهم‌ترين منبع درآمدزايي خانواده‌ها به حساب مي‌آمد، اين مساله توجيه منطقي‌تري داشت. اما درحال حاضر كه عمده فعاليت جوان‌ها به استارت زدن ماشين و گاز دادن خلاصه مي‌شود، ديگر توجيهي براي اين ضرورت مادربزرگانه وجود ندارد.

با اين‌حال هنوز هم مردها آمار بالاتري را در پرخوري دارند و البته در اين ميان سهم مردان جوان از بقيه بيشتر است. آدم‌هايي را ديده‌ايد كه با ديدن يك ظرف غذا روي آن مي‌افتند و با ولع تمام همه محتويات ظرف را در شكمشان خالي مي‌كنند؟ داشتن ولع بيش از اندازه در خوردن، سرعت بالا در خالي كردن ظرف غذا، توجه نداشتن به چيزهاي
دور و بر هنگام خوردن و... همه نشانه‌هاي شكمو بودن آن فرد است. مي‌گويند اگر بمبي كنار يك شكموي در حال خوردن ساندويچ بتركانيد، تنها كاري كه مي‌كند اين است كه ساندويچش را در بغلش قايم كند.

آرزو كه معلم آموزش و پرورش است،‌ دوستي را از دوران خوابگاه به ياد مي‌آورد كه بيش از 100 كيلو وزن داشته‌ است. البته او با رژيم‌هاي غذايي طولاني مدت سرانجام توانسته بود خودش را به وزني معقول برساند. با اين حال، آرزو خاطرات دست اولي را از او مي‌گويد:‌ «مژگان از بچه‌هاي اتاق ما نبود. اما معمولا عصرها سر و كله‌اش پيدا مي‌شد. مستقيم مي‌رفت و از توي قفسه‌ها هر چيزي را كه به نظرش قابل خوردن مي‌رسيد، مي‌آورد و مشغول خوردن مي‌شد. اوايل با اجازه و احتياط اين كار را مي‌كرد اما بعدها ديگر بي سر و صدا مي‌آمد و كارش را مي‌كرد و مي‌رفت. مژگان مي‌گفت هيچ‌وقت معني سير شدن را نفهميده‌ام.»

كاه و كاهدان

پرخوري بيشتر از آن‌كه صفت ناپسنديده باشد، يك بيماري است. نمي‌توانيد در هيچ كجاي دنيا كسي را پيدا كنيد كه معتقد باشد پرخوري يك ويژگي پسنديده‌ است، مگر اين‌كه طرف خودش از آن شكم ‌چران‌ها باشد. يعني اين‌كه ظاهر قضيه هم اصلا پسنديده نيست. چند بار تا به حال برايتان پيش آمده كه از ديدن صحنه غذا خوردن آدم‌ها در يك مراسم عروسي خنده‌تان بگيرد و در نهايت هم دچار حس انزجار شويد؟ آدم‌هايي كه به ميزهاي غذا حمله مي‌كنند و از هر چيزي بيش از اندازه لازم در شكمشان مي‌ريزند، به هم تنه مي‌زنند، ظرف غذا را از دسترس بقيه دور مي‌كنند و اگر در چهره‌هايشان دقيق شوي، خون را در چشم‌هايشان مي‌بيني. براي اين افراد يك ضرب‌المثل قديمي هست كه مي‌گويد: «كاه از خودت نيست، كاهدون كه از خودته.»

با اين‌كه اين صفت ناپسند مي‌تواند آزارتان بدهد اما آزار اصلي را خود آن افرد مي‌بينند. يكي از ويژگي‌هاي معمول آدم‌هاي پرخور، چاقي آنهاست. هر چه پرخورتر، چاق‌تر. اين چاقي بيش از اندازه در كنار ولع پايان‌ناپذيرشان به غذا، اعتماد به نفس آدم‌ها را در مواجهه با دنياي اطرافشان پايين مي‌آورد.

پرخورها معمولا از داشتن دوستان نزديك و صميمي عاجزند. شايد به اين دليل كه به هرحال براي آنها غذا بهترين دوست است. مي‌توانند روز و شبشان را به خوردن بگذرانند و باقي اوقاتشان راهم به فكر كردن درباره غذا. البته يكي ديگر از دلايل تنهايي اين افراد ظاهر بيش از اندازه بزرگشان است كه قدرت انجام حركات فيزيكي را از آنها مي‌گيرد. اين معضل بويژه در دوران جواني است كه بيشتر مشكل‌ساز است. جواني دوره شر و شور و اين طرف و آن طرف دويدن است اما پرخورها مي‌خواهند دائم يك‌گوشه بنشينند و تا زماني كه غذا سرو مي‌شود، به هيچ كار ديگري نپردازند.

بيماري‌هاي مختلف هم مي‌تواند از ديگر عوارض پرخوري و شكم چراني‌هاي حساب نشده‌ باشد. يكي از شايع‌ترين اين بيماري‌ها بالا رفتن چربي خون و احتمال بروز سكته‌هاي قلبي است. به هرحال تجمع چربي در بدن مي‌تواند حتي فرد را تا آستانه مرگ هم پيش ببرد. با اين‌كه بيماري‌هايي نظير چربي خون بالا و سكته‌هاي قلبي و مغزي در سنين بالا رخ مي‌دهد، اما واقعيت اين است كه پرخوري‌هاي منجر به چاقي مي‌تواند شما را در جواني هم از پا بيندازد.

پرخورهاي حسرت برانگيز

البته نبايد همه تقصيرها را به گردن پرخورها انداخت. گاهي غذاها اشتهاي آدم را تا سرحد مرگ تحريك مي‌كنند. مثلا خودتان را تصور كنيد كه بعد از يك روز حسابي پركار و در حالي كه ناهار هم نخورده‌ايد، از دانشگاه به خانه برگشته‌ايد و بوي اشتها آور يك قورمه سبزي جا افتاده هوش را از سرتان مي‌پراند. اولين چيزي كه به ذهنتان مي‌رسد اين است كه كيف و كتاب‌ها را به گوشه‌اي بيندازيد و به آشپزخانه برويد و بشقاب بزرگي را پر از پلو كرده و چند ملاقه سر پر از قورمه سبزي را كه روي گاز قل قل مي‌كند، روي آن خالي كنيد و در حالي كه خودتان را به ميز غذاخوري مي‌رسانيد، نصف بشقاب را در شكمتان خالي كرده ‌باشيد. اين يك شكم‌چراني موقت است كه در نتيجه يك روز و شرايط استثنايي به وجود آمده‌است.

با اين حال، قضيه براي پرخورهاي واقعي تا اندازه‌اي فرق مي‌كند. هر بوي غذايي در هر شرايطي مي‌تواند اشتهايشان را تحريك كند. كافي است از كنار يك ساندويچي رد شوند يا يك چلوكبابي سر راهشان باشد، اگر هم بتوانند خودشان را كنترل كنند و وارد رستوران نشوند، حتما بزاق‌هايشان ترشح مي‌كند و بخش اشتهاي سيستم مغزيشان تحريك مي‌شود. احتمالا تا يكي دو ساعت بعد هم همچنان خودآگاه و ناخودآگاه به يك پرس كوبيده و ريحان روي نان سنگك داغ فكر مي‌كنند كه يك ليوان دوغ خنك محلي هم كنارش است.

علاوه بر بوي غذا، شكل و تزئينات غذا هم مي‌تواند اشتها را بيش از اندازه معمول تحريك كند. البته براي شكم چران‌ها نبايد فرق چنداني وجود داشته‌ باشد. آنها فقط به اصل قضيه كه همان غذاست توجه دارند. تزئينات روي غذا مي‌تواند آنها را به سريع‌تر خوردن وادار كند اما مطمئنا تاثير آنچناني روي زيادتر كردن اشتهايشان ندارد. با اين حال، خوردن ترشيجات هم مي‌تواند به تحريك اشتها كمك كند. اگر كنار غذاي يك آدم شكمو ترشي‌ اضافه كنيد، حتما به ميزان غذايي كه مي‌خورد هم اضافه مي‌شود؛ اين بار دقت كنيد.

علاوه بر همه شگفتي‌هايي كه در دنياي پرخورهاست و كنار همه اتفاقات غير قابل دركي كه در فرآيند خوردن اين آدم‌ها پيش مي‌آيد، وجود دسته‌اي از آدم‌ها به نام «لاغرهاي پرخور» از شگفتي‌هاي رشك برانگيز است. شايد شما هم بشناسيد آدم‌هاي لاغر استخواني را كه هر 3 وعده غذايشان را كامل و با اشتها مي‌خورند، گاهي هم بيش از اندازه معمول، اما همچنان پوست به استخوانشان چسبيده و گونه‌هايشان از صورت بيرون زده است. با اين‌كه جمعيت اين پرخورهاي خوش‌شانس خيلي زياد نيست اما وجودشان براي شكمباره‌هاي چاق مايه حسرت است.(محدثه مومنی)

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

روز مادر تنها بهانه ایست برای بوسه زدن بر دستان فردی که در سینه اش به اندازه همه دنیا مهر دارد...یادت می آید روزهایی که راه رفتن را می آموختیم؟روزهایی که کیف هایمان را برای ساعت تفریح مدرسه پر از خوراکی میکرد ویا گهگاهی که بازیگوشیمان میگرفت با او هماهنگ میکردیم تا وسط روز بیاید دنبالمان از مدرسه اجازه مان را بگیرد؟پول تو جیبی ها یادت هست؟

شبهایی که تب میکردیم و یا دندان درد داشتیم و او در کنارمان بود.تا حالا دقیق به این موضوع فکر کردی؟وقتی خسته میای خونه با سلامی گرم و رویی خوش مادر از تو پذیرایی میکنه و همه جا مرتب و بوی غذا در خونه پیچیده و ما هم غذا رو نوش جان میکنیم و او با مهربانی و بدون خستگی ظرف ها را جمع کرده و میشوید و چای برایمان می ریزد.حاضری یک هفته همه اینکارها رو با هم انجام بدی؟

اگر سالها بنویسی مادر...مادر هیچگاه نمیتونی یک ثانیه عشقش رو جبران کنی اما میتونی شاید با یک شاخه گل و بوسه بر دستانش و در آغوش کشیدنش یادآور شی همیشه قلبت با اونه و دوستش داری...

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 
انتخاب چاپگر مناسب براي خانه، دفتر کار يا کارخانه کار دشواري است. امروزه در بازار انواع و اقسام چاپگرها وجود دارد و هر کدام هم تقريبا فناوري متفاوتي با ديگر چاپگرها دارد و براي رفع نيازهاي مختلفي طراحي شده است. اندازه و شکل ظاهري آنها نيز با يکديگر متفاوت است، از چاپگرهاي کوچک قابل حمل گرفته تا چاپگرهاي بزرگ و صنعتي.


هر کاربر با توجه به نيازي كه دارد چاپگري متفاوت را تهيه مي‌کند. برخي از چاپگرها براي عکاس‌ها مناسب است، برخي فقط به‌درد کاربران خانگي مي‌خورد. 


استفاده‌كنندگان چاپگرها

1- کاربران خانگي

برخلاف انتظار همگان، کاربر خانگي از چاپگر زياد كار مي‌کشد. چاپ گزارش، کتابچه، کاتالوگ و تصوير كه تمايل دارد همه اينها را با هزينه کم هم انجام دهد. به‌همين دليل است که بيشتر کاربران خانگي سراغ چاپگرهاي رنگي جوهرافشان مي‌روند. اين چاپگرها بين 50 تا 150 دلار قيمت دارند و مي‌توانند کار را راه بيندازند.

اين كاربران همچنين مي‌توانند يک چاپگر ليزري رنگي براي کيفيت بهتر متون و تصاوير تهيه کنند که حداقل قيمت آن 200 دلار است. اگر کاربران خانگي در خانه به امور کاري‌شان نيز مي‌پردازند، بهتر است به ‌فکر تهيه يک چاپگر چندکاره باشند.

2- نويسندگان

از هر دسته‌اي که باشند، نياز به چاپگري دارند که متون گوناگون را به‌سرعت و صفحه‌به‌صفحه چاپ کرده و بيرون بدهد. چاپگر ليزري شخصي مي‌تواند تمام مشکلات را حل کند و از تمام صفحه‌ها را پرينت بگيرد. حداقل قيمت چاپگرهاي ليزري شخصي نيز 100 دلار است، اما نسبت به‌چاپگرهاي جوهرافشان، هزينه سربار کمتري دارند و چاپ کردن با آ‌نها بسيار ارزان‌تر تمام مي‌شود. اين نوع چاپگرها براي دانشجويان نيز توصيه مي‌شود چراکه مي‌شود صفحه‌هاي زيادي را با هزينه پايين چاپ کرد. اين گروه از كاربران همچنين مي‌توانند يک چاپگر معمولي جوهرافشان تهيه کنند تا کارشان راه بيفتد و امکان چاپ رنگي نيز وجود داشته باشد. اما با قيمت کمي بيش از 100 دلار مي‌توان چاپگر جوهرافشاني تهيه کرد که هم سريع باشد هم کيفيت خوبي داشته باشد.

3- عکاسان ديجيتال

هر چاپگر جوهرافشاني که رنگي باشد، مي‌تواند براي اين قشر سودمند باشد. اما اگر لازم است نتايج حرفه‌اي از عکس‌ها دريافت شود، به چاپگري نياز است که بتواند رنگ‌هاي بيشتري را توليد کرده و به‌‌چاپ برساند. براي بررسي کيفيت بيشتر چاپگرها، بهتر است ميزان gamut و ويژگي‌هاي جوهرها را مطالعه کرد. همچنين پشتيباني از کاغذهاي مختلف و ابزارهاي مديريت رنگ‌ها در اين چاپگرها نيز براي انتخاب و خريد مهم است.

اگر عکاس ديجيتال هستيد اما تصاوير زيادي را پرينت مي‌گيريد و همچنين سرتان حسابي شلوغ است، بهتر است به‌‌سراغ چاپگرهاي چندکاره برويد که باقي کارهاي اداري را هم بتوان با آن انجام داد. اين چاپگرهاي چندکاره مي‌توانند مستقيم به حافظه جانبي وصل شده و حتي تصاوير را پيش از چاپ روي LCD نشان دهند.

4- صاحبان مشاغل

اگر صاحب شغل کوچکي هستيد، يک چاپگر چندکاره بهترين انتخاب است. اين دستگاه‌ها هم چاپگر هستند، هم کپي مي‌گيرند، هم اسکن مي‌کنند و هم ماشين فاکس هستند. اين دستگاه‌ها كه در دو نوع ليزري و جوهر‌افشان هستند، هم در مصرف فضا و هم هزينه صرفه‌جويي مي‌کنند.

قيمت مدل‌هاي جوهرافشان از 100 دلار شروع مي‌شود. هرچند براي ارسال فاکس بهتر است از يک دستگاه فاکس با قابليت دريافت چندين صفحه کاغذ استفاده شود.

چاپگرهاي ليزري رنگي، بسيار مفيد هستند اما قيمت آنها نزديک 500 دلار است.

5- مدير شرکت بزرگ

اگر در يک محل بزرگتر از يک شرکت کوچک نياز به نصب اينترنت داريد، در اين صورت بايد از چاپگرهاي کارگروهي استفاده شود.

اين چاپگرها که در اصل براي دريافت درخواست‌هاي سنگين و هم‌زمان طراحي شده‌اند مي‌توانند با چاپ بيش از 20صفحه در دقيقه، درخواست‌هاي زيادي را پاسخگو باشند. اين چاپگرها از 400 دلار به‌ بالا قيمت دارند و در مقايسه با چاپگرهاي ليزري خانگي تفاوت قدرت بسيار زيادي دارند.

اين كاربران همچنين مي‌توانند از يک چاپگر جوهرافشان از نوع تجاري استفاده كنند که بتواند به شبکه متصل شود.


ويژگي‌هاي يك چاپگر مناسب

1- قابليت حمل

اگر نياز به اين باشد که تمام دفترکار را در يک کيف و لپ‌تاپ خلاصه کرد، بايد به‌سراغ دسته ديگري از چاپگرها رفت. چاپگرهاي جوهرافشان قابل حمل زيادي وجود دارند که بين يك تا 3 کيلوگرم وزن دارند و با باتري کار مي‌کنند. حتي اين چاپگرها قابليت چاپ از طريق بي‌سيم و تلفن را هم دارند. راه‌حل ديگر براي اين كاربران اين است که چاپگري تهيه نكنند. بيشتر کساني که مدام در رفت‌وآمد هستند، به سازمان‌هاي اداري گوناگون مراجعه مي‌کنند و در اين شرکت‌ها معمولا چاپگر وجود دارد.

2- چگونگي تشخيص ويژگي‌ها

وقتي مي‌خواهيد يک چاپگر را ارزيابي کنيد، نخستين چيزي که مشاهده مي‌کنيد، فهرست بلند بالايي از عبارات و واژگان مخفف شده از جمله dpi و ppm است. اين عبارات نه‌ تنها گيج‌کننده هستند، بلکه گاهي غيرواقعي هم بوده و چيزي نيستند که در هنگام کار به‌دست مي‌آيد.

3- وضوح

يکي از مهم‌ترين ويژگي‌هاي يک چاپگر حداکثر تعداد نقاطي است که مي‌تواند در يک نقطه به ‌چاپ برساند. اين عدد که در چاپگرهاي ليزري مثلا 600 در600 پيکسل به‌‌عنوان حالت ايده‌آل است به‌اين معنا است که اين چاپگر توانايي چاپ 600 نقطه در يک اينچ مربع را داراست. در حالت تئوري چاپگري که بتواند بيشتر از اين مقدار چاپ کند، کيفيت بسيار بالايي دارد.

هرچند که توليدکنندگان با اين ارقام بازي مي‌کنند، اما در عمل تفاوت چنداني ميان چاپ 600dpi و چاپ‌هاي بالاتر از آن وجود ندارد.

4- سرعت چاپ

چاپگري بهتر است که بتواند تعداد صفحه بيشتري را در واحد دقيقه (ppm) چاپ کند. به‌‌نظر ساده مي‌رسد اما مساله به همين ‌سادگي ختم نمي‌شود. برخي از توليدکنندگان براي اين که بالاترين سرعت را تبليغ کنند، يک متن ساده را با پايين‌ترين کيفيت آزمايش مي‌کنند. بسته به تجربه دارد اما معمولا مي‌توان نيمي از سرعتي که روي جعبه نوشته شده را به‌‌عنوان سرعت واقعي در نظر گرفت!

5- اتصالات

هم‌اكنون کابل USB توسط تمام چاپگرها پشتيباني مي‌شود. اما اگر بخواهيد در محيطي قديمي چاپگر را نصب کنيد، همه چاپگرها از پورت‌هاي موازي 25 پين پشتيباني نخواهند کرد. بنابراين بهتر است بسته به محيطي که مي‌خواهيد چاپگر را در آنجا نصب کنيد، وضعيت اتصال آن‌را هم در نظر داشته باشيد. همچنين چاپگرهاي جديد با قابليت اتصال بي‌سيم وجود دارند و مي‌توانند به‌صورت بي‌سيم، بلوتوث يا کابل اترنت به ديگر سيستم‌ها متصل شوند.

6- پردازنده و حافظه

تقريبا تمام توليدکننده‌هاي چاپگر اطلاعاتي در مورد پردازنده و حافظه چاپگرها ارائه مي‌کنند، اما در کاربري‌هاي شخصي اين اطلاعات بي‌فايده است. چراکه کامپيوتر تمام کارها را انجام مي‌دهد و فقط يک صفحه ساده به چاپگر مي‌فرستد. اگر چندين کاربر داشتيد و همواره به‌‌دنبال چاپ تصاوير باکيفيت بوديد، در اين صورت چاپگري نياز داريد که حافظه و پردازنده خوبي داشته باشد.

7- مديريت کاغذ

بررسي وضعيت مديريت کاغذ در چاپگر متفاوت است: اين‌که چاپگر توانايي چاپ روي چه کاغذهايي و با چه ضخامت و اندازه‌اي را دارد و آيا قادر است بدون دخالت انسان دو طرف‌ آن‌را چاپ کند يا حداکثر چه تعداد کاغذ را در خود نگه مي‌دارد، تعداد سيني‌هاي ورودي کاغذش چقدر است و...؟

بسته به نوع کاربري مي‌تواند عوامل مختلف ديگري نيز در انتخاب چاپگر مهم باشد. (شايان اسدي)


 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

ضریب حقوق شاغلان و بازنشستگان در سال جاری 636 ریال، حداقل حقوق و فوق العاده های مستمر آنان 310 هزار تومان و حداکثر حقوق7 برابرآن خواهد بود

سقف افزایش حقوق کارمندان دستگاههای موضوع اجزاء "د" و "ه" بند (7) ماده واحده قانون بودجه سال 1389 کل کشور از جمله نهادها و موسسات عمومی غیر دولتی به میزان شش درصد (6%)

تعیین می شود.

حقوق بازنششستگان و وظیفه بگیران و مشترکان صندوقهای بازنشستگی کشوری و نیروهای مسلح و سایر صندوقهای وابسته به دستگاههای اجرایی در سال 1389 به میزان شش درصد(6%) نسبت به سال 1388 افزایش می یابد.

آقای مسئول این بود خبرخوش شما برای کارمندان و بازنشستگان؟!!با توجه با اینکه امسال قرار بوده است افزایش ضریب حقوق کارشناسان و بازنشستگان بر اساس تورم تعین گردد و با توجه به تورم امسال آیا کاهش افزایش حقوق از 9% سال گذشته به 6% در سال جدید بدین معنی است که تورم کاهش یافته است؟!

قشر کارمندو بازنشسته که سال گذشته در فشار اقتصادی فراوانی قرار داشتند امسال با تورم فعلی چه خواهند کرد و تا چه زمانی  صدای این قشر زحمتکش که در فشار اقتصادی روز به روز بیشتر له میشوند باید خاموش و به جایی نرسد؟!

اخبار مرتبط:

ضریب حقوق کارکنان دولت و میزان افزایش حقوق بازنشستگان در سال 1389 تعیین شد

ضرایب حقوق شاغلان و بازنشستگان در سال 88 اعلام شد

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

روزها زود و بیش از آنچه همیشه زودتر میگذرند...40 روز....یکسال...دوسال....دیدی دوستم کم کم تو ماندی و تو به مثال من که با خود ماندم و با عزیزانم و عزیزانت.نه..نه اینکه همه غمی که تو در سینه داری کاملا از یاد برده باشند اما آنقدر در روزهایشان غرق میشوند و زندگی برایشان زود روال عادی میگیرد که تو و آنچه بر تو گذشت هم به یک دیکته عادی برایشان تبدیل میشود و گاه انتظارهایی که از آنها داشته ای با برخی نگاه ها و حرفها خشک میشود.

به یاد داری همان روزهای اول؟همان روزهای که خیلی ها میگفتند نگران نباشید ما کنارتان هستیم وتنها نخواهید ماند هزاران جمله شبیه به این که برخی ها از روی مهربانی زودگذر و برخی ها ترحم آمیز بود؟!حال شاید کمتر از سه ماه گذشته از آن روزها و میبینی که چقدر در روزهای خودشان غرق شده اند آنها؟پی کارها..پی سفر و خوشی و.....این عجیب نیست دوست من این را آن روزها گفتم تا در مواجه با این روزها انتظار حتی تلفنی از آنها برایت عجیب نیاید.میدانی هیچکس تا تجربه نکند این دوری را درک نخواهد کرد من و تو را, چون حسی است متفاوت.

وقتی برخی از حرکات و کارهای  نزدیکانت در این روزها و حرفهایی که میزنند تو را آزار میدهد و حتی له میکند و نمی توانی حتی آنها را تجزیه و تحلیل کنی اما تنها سکوت را پیش میگیری و نمیتوانی فقط به خاطر کلمه"احترام"چیزی بگویی و یا وعده هایی که همان روزهای اول به باد سپرده شد تنها خدا را داری و اوست که میتواند برای چشم بستن بروی همه اینها و روی پا ایستادنت یاریت دهد.

زندگی جاریست دوست من این را باور کن!و تو آنقدر پاک و معصومی که اشکهایت درونت را جلا میدهد.منتظر هیچکس و هیچ چیز نباش.تو هستی و تو و دو عزیزی که همیشه در کنارت خواهند بود.گامهایت را محکمتر کن و زندگی را آنچنان ادامه بده که همه بدانند او همیشه هست و در یاد و کنارت همیشه دستت را گرفته تا زندگی را چون گذشته و حتی بهتر ادامه دهی.خیلی سخت است اما میشود!

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
  دوست داشتن سخت نیست...کافی است قلب خود را صاف و آماده کنی و عاشق شوی....

اما این برای تو نیست که حتی قلب نداری!!

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
     
 

pctfx3.1

Digital Classic Float Template

Interactive CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates طراحي و پياده سازي قالب سايت مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog میزبانی وب

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور