نخست اينکه اگر
پروژهاي منبعباز باشد، قابليت سفارشيسازي آن بهسادگي ممکن است و
بههمين دليل ميتوان مشکلات کمتري در استفاده از آن داشت و قابليتهاي آن
را بيشتر کرد. دومين قابليت نرمافزار منبعباز، رايگان بودن آن است. منظور
از رايگان بودن اين نيست که بدون هيچهزينهاي بتوان بهترين سرويس را
دريافت کرد، بلکه هزينه نگهداري و توسعه آن در مقايسه با نرمافزارهاي
تجاري پايينتر خواهد بود.
در نتيجه وظيفه افراد
مسوول به اين ختم ميشود که چطور براي يک هدف خاص و بهروش آزمون و خطا،
گزينه مناسب را انتخاب کنند و بعد از انتخاب، بهکاهش امکان آزمون و خطا
کمک کنند.
يافتن پروژه صحيح براي
استفاده و تصميمگيري به استفاده از آن، هر دو در يک سطح از اهميت قرار
دارند. در اکثر محيطهاي نرمافزاري، چند مولفه مشترک وجود دارد.
نخست احتمال وجود
نرمافزار تجاري که طي چندسال گذشته در اين محيط استفاده شده است. دوم،
وجود دو يا سه راهحل منبعباز ديگر، فهرست بلندبالايي که براي انتقال
دادهها از اين نرمافزار تجاري به نرمافزار منبعباز وجود دارد و در
نهايت فهرستي از دلايل منطقي که چرا بايد از چيزي که تا پيش از اين پاسخگو
بوده و موفق هم بوده فاصله گرفت و ماجراجويي جديدي را با استفاده از
نرمافزار منبعباز دنبال کرد.
گاهگداري براي تمام
مسوولان فناوري اطلاعات نرمافزاري معرفي ميشود که منبعي الهامبخش براي
جنگ در عرصه رقابت با نرمافزار تجاري خواهد بود. يکي از مثالهاي کلاسيک
اين موضوع، نرمافزار ايميلخوان است.
انتقال از سرورهاي ايميل
تجاري و نرمافزار ايميلخوان آن نقاط قوت و ضعف خود را دارد. نقطه قوت
واضح آن، هزينه است. خريدن نرمافزار سرور در اولين گام، اقدام پر خرجي
است. اين هزينه معمولا با رشد شرکت يا سازمان گسترش پيدا ميکند.
از طرف ديگر نرمافزار
ايميلخوان نيز بهصورت ليسانس و بهازاي هر کاربر فروخته ميشود و اين
يعني با گسترش سازمان، هزينه آن نيز گسترش مييابد. روش ديگر فروش
ايميلخوانها نيز فروش ليسانس به يک مجموعه است که با تقسيم اين مجموعهها
و يا افزايش آن، هزينهها باز هم افزايش پيدا ميکند. بزرگترين چالش پيش
روي راهحلهاي از نوع منبعباز، وابستگي کاربردي و انتقال دادهها است.
براي مثال بسياري از
کاربران مجموعه مايكروسافت آفيس ساليان سال است که از اين نرمافزار
استفاده ميکنند. کليدهاي ميانبر صفحهکليد و قابليتهاي متصل به آنها در
ذهن بهخاطر سپرده شده است. همين چيزهاي کوچک و نامحسوس ميتواند چالشهاي
بزرگي براي نرمافزارهاي منبعباز باشند.
تقريبا در تمامي موارد،
با معرفي يک راهحل جديد براي حل مشکلات، بزرگترين مخالفان اين راهحل،
همان کاربران هستند که در پيشبرد راهاندازي آن مقاومت ميکنند. در همين
مثال ايميل و ايميلخوان، اولين نگارش يک ايميلخوان منبعباز، با وجودي
که تمام قابليتهاي ايميلخوانهاي تجاري را داشت، تا زماني که توانست تمام
قابليتهاي خود را معرفي کند، وقت و انرژي زيادي صرف کرده بود. کاربران تا
متوجه شوند که قابليتي که آنها بهسادگي فشردن چند کليد ترکيبي ظاهر
ميشد، تغيير مکان داده يا نامش تغيير کرده يا وجود ندارد، زمان زيادي صرف
ميشد. نتيجه نهايي اين بود که تمام ويژگيهاي اقتصادي که يک بسته منبعباز
بهدنبال داشت، با حساب وقت و انرژي هدر رفته و عدم علاقه کاربران به کار
با نرمافزار، از بين ميرفت.
در انتخاب يک راهحل
منبعباز، معمولا يک نرمافزار تجاري پيش روي شماست که قرار است تمام
نيازهاي شما را حل کند، در حالي که نرمافزار منبعباز تنها بخشي از
نيازهاي شما را برطرف خواهد کرد. در اين حالت کارکردهاي نرمافزار منبعباز
يا با تمام چيزهايي که کاربر نياز دارد، منطبق است يا کار مورد نياز شما
از طريق ديگري و بهطرز قابل قبولي انجام خواهد داد.
بهعنوان مثال، براي
استفاده از ايميلسرور Zimbra که ايميلسروري منبعباز است و همچنين
نرمافزار ايميلخوان آن ميتوان فاکتورهاي آن را مورد بررسي قرار داد:
انتقال دادهها، ايميلها و دفترهاي تماس از نرمافزارهاي مختلف ميتواند
کمي دشوار باشد، اما در مقابل عدم وابستگي به سيستمعامل يا سختافزار خاص
از فوايد بزرگ آن خواهد بود. بنابراين پس از پيادهسازي، انتقال يک کاربر
از يک سيستم به سيستمي ديگر بسيار ساده انجام ميشود.
در انتها ميتوان اين
مساله را از دو ديدگاه بررسي کرد: نخست ديدگاه مديريتي- فناورياطلاعات که
در آن نرمافزاري استفاده ميشود که نصب آن ساده است و از همه مهمتر
رايگان است.
از
طرف ديگر، بايد با زاويه ديد کاربر هدف نيز آشنا بود. گفتن عبارت «بالاخره
کارکردن با اين سيستم را ياد ميگيرند!» ساده است اما همين مساله کوچک
ميتواند به عدم رضايت کاربران از سيستم و در نهايت استفاده نکردن بهينه از
آن نرمافزار باشد؟
همين مسايل ميتواند نظر
هر مديري را از چيزي که در وهله اول مفيد بهنظر ميرسيد را عوض کرده و او
را بهسمت راهحلي سوق دهد که هزينه بيشتري برايش در ميان داشته ولي دردسر
کمتري دارد. توجيه کردن مديري که چنين ديدگاهي دارد در استفاده مجدد از
نرمافزار منبعبازي ديگر، کاري دشوار و تقريبا ناممکن است.
بنابراين بهتر است در
تمام مراحل جايگزيني نرمافزار منبعباز در يک شرکت و سازمان نهايت دقت
بهخرج داده شود. افزودن يک بخش کوچک کد به نرمافزار منبعباز، سفارشي
ساختن آن پيش از وارد شدن به مرحله راهاندازي و استفاده و حتي تست آن با
چند کاربر هدف قابل اعتماد ميتواند از موثرترين عوامل موفقيت يک نرمافزار
منبعباز در يک شرکت يا سازمان باشد.(محمدرضا قرباني)