|
گاهی اوقات بواسطه ارتباط های مختلف کاری - خانوادگی-دانشگاهی و....در اخلاق و رفتارهای دختران امروز (بیشتر در بافت شهر تهران)دقیق تر میشوم .برایم جالب است که زندگی شهر نشینی و همنشینی خانواده های ایرانی در تهران نوعی گره های کور در شخصیت بسیاری از دختران بوجود آورده و مطمئنا این در پسران نیز وجود دارد اما در دختران بیشتر نمایانگر است.فرهنگهایی که در اقشار مختلف ایرانیان وجود دارد آنقدر متنوع هستند که در هنگام برخورد آنها به یکدیگر تضاد فرهنگی آنچنان پررنگ میشود که نوعی فرهنگ جدید بوجود می آورد که متاسفانه بسیار مخرب واقع شده است.
افسردگی و پرخاشگری,تنوع طلبی در انتخاب جنس مخالف بعنوان دوست,اهمیت دادن به مادیات اعم از نوع پوشش و وسیله نقلیه و همچنین منطقه محل سکونت,نداشتن هدف مشخص و دیدگاه نسبت به آینده و سپردن همه چیز به دست تقدیر و خانواده و نمود یافتن بسیاری از عقده های گذشته در هنگام ازدواج گوشه ای از نتایج برخورد فرهنگها در پایتخت و عدم فرهنگسازی مناسب از سوی نهادها و راهنمایی های ناکافی از سوی والدین است. بطور مثال با رواج سیم کارتهای اعتباری و عدم وجود قانونهای کارآمد از سوی شرکتها در جامعه فراوان می بینیم که اکثر دختران از دو یا چند سیم کارت استفاده میکنند و این تنها سودی در جیب شرکتها خدمات دهنده و ایجاد بستری نا امن برای جامعه است.حتی خانواده ها هم با این مسئله بسیار کنار آمده و از داشتن چند سیم کارت دخترشان استقبال میکنند.براستی اگر تلفن همراه برای ارتباط است و شخص درست تربیت شده است و قادر به کنترل ارتباطات و شخصیت خود است چه نیازی به دو یا چند سیم کارت دارد حتی در امور کاری نیز اگر فرد در کار خود درست عمل میکند چرا باید خطوط خود را جدا کند که در صورت نیاز یکی را بتواند از دسترس خارج یا بسوزاند؟! این موضوع همچنین بستری برای خلاف ها و انحرافات اجتماعی براحتی بوجود می آورد که آموزش خانواده ها و قانونگذاری صحیح میتواند موجب فرهنگ سازی در این زمینه شود. با نگاهی به جوامع مجازی و سایت های اجتماعی ایران و نوع معرفی دختران تهرانی و دختران شهرهای دیگر و عکسهای که برای پروفایل خود قرار داده و شرایط دوستی که مطرح میکنند میتوان به عمق سردرگمی دختران پایتخت در شناخت خود و جامعه اطراف و خواسته هایشان پی برد.البته دامنه این موضوع به شهرهای بزرگ کشور نیز گسترش یافته است. دختران تهرانی امروزه براحتی رنگ عوض میکنند و بسیاری از پسران نیز به همین دلیل از ازدواج سر باز زده و دنبال روابط دیگر هستند.هنگامیکه دختری پس از دوستی و معاشرت چند ماهه با پسری با فرد دیگری آشنا شده و حال اکثرا دلیل این تنوع طلبی بیشتر در مادیات و ظواهر خلاصه میشود تا معنویات و پایبندی و احساسات و خانواده وی در این مورد گاه بی اطلاع و یا حتی مادر وی به جای نصیحت و آمورش به دختر و واکاوی موضوع جدایی براحتی به دوست قدیمی دخترش زنگ زده و میخواهد ارتباطش را با او قطع کند و دنبال دلیل و چرا و یا بازگشت و ادامه صحیح تر دوستی نباشد حال چه میشود کرد با این فرهنگی که در شیب تند سقوط قرار دارد و نتیجه اش امروزه رشد وحشتناک سالانه طلاق و روابط بی هدف و ناسالم و انحطاط اخلاق و معنویات است؟!
من از دید یک شهروند معمولی به این موضوع نگاه کردم اما سئوال بالا را باید روانشناسان و نهادهای مسئول فرهنگ سازی کشور و همچنین خانواده ها پاسخ دهند تا تداخل فرهنگی فعلی پایتخت اینگونه دختران را تغییر نداده و خانواده ها را بسوی تربیت صحیح تر پیش ببرد تا نسل بعدی شاهد فجایع نسبتا خاموش بیشری در زمینه دختران نباشند.
|