اين
قضيه را از دريچه بازيگران مهم ميتوان مورد تجزيه و تحليل قرار داد.
بيشتر بازيگران «مشهور» و «چهره» سينماي ايران، كشف چند نفر از همين
كارگردانهاي بازيگرساز هستند؛ يعني در كارنامه هنري آنها نقطه عطفي وجود
دارد كه پس از آن تبديل به ستاره شده و نامشان بر سر زبانها افتاده است.
اين نقطه عطف براي برخي در همان نقشآفرينيهاي اول و براي برخي در ميانه
كار اتفاق افتاده است، ولي در هر صورت نميتوان منكر نقش پررنگ كارگردان
در اين قضيه شد. در اين گزارش با آوردن نام كارگردانهاي بازيگرساز و برخي
از بازيگراني كه ثمره تلاش آنها هستند به اين سوالات پاسخ دادهايم كه «هر
ستارهاي توسط كدام كارگردان متولد شده» و هر كارگرداني كدام بازيگران را
به بلوغ ستاره شدن رسانده است؟
بازيهاي خاطره انگيز براي نقشهاي پيچيده
داريوش مهرجويي از سال 1349 تاكنون با معرفي
چهرههايي منحصر به فرد، حق زيادي بر گردن سينماي ايران دارد. نكته جالب
درباره بازيگران او اين است كه از عزتالله انتظامي گرفته تا ليلا حاتمي و
گلشيفته فراهاني، همگي در فيلمهاي او نخستين تجربه جدي سينماييشان را
سپري كردهاند و جالبتر آن كه براي همه آنها اين «نخستين تجربه» به
بهترين و چشمگيرترين نقشآفريني هم بدل شده است.
بازيگران و شخصيتهاي فيلمهاي او آنچنان به هم
پيوند خوردهاند كه تجسم و تصور حضور بازيگري غير از آنچه او انتخاب كرده،
غيرممكن مينمايد. بازيگران نقشهاي پيچيده و ماندگار «مش حسن»،
«هامون»، «مهشيد»، «ليلا« »ميم»، «بماني»، «مريم بانو»، «پري» و
«سارا» دقيقا همانهايي هستند كه بايد باشند. ضمن اين كه در كنار عامل
«دقت در انتخاب»، درك شهودي و شگردهاي حسي خود آن بازيگران هم كه يقينا در
روند بازي از طرف مهرجويي به آنها منتقل شده به كمك باورپذير شدن
نقشهايشان آمده است. از بين بازيگراني كه مهرجويي كشف كرده، عزتالله
انتظامي از همه پيشكسوتتر و قدرتر است. او با فيلم «گاو» مهرجويي وارد
سينما شد و همه نگاهها را به سمت خودش جلب كرد.
ميگويند مهرجويي در زمان نوشتن فيلمنامه، نقش را
براي انتظامي مينوشته است. همچنين هنگام فيلمبرداري به او توصيه كرده كه
براي حس گرفتن، زياد با بقيه گروه قاطي نشود تا تنهايي «مش حسن» را به
خوبي درك كند. انتظامي هم به اين توصيه عمل كرده و براي نزديك شدن به نقش،
چندين ساعت در طويله ميمانده و به حركتهاي گاوها خيره ميشده است.
نوبرانههاي مهرجويي
پس از انتظامي، علي نصيريان، اكبر عبدي، خسرو
شكيبايي، بيتا فرهي، ليلا حاتمي، علي مصفا، گلشيفته فراهاني، نسرين
مقانلو و محمدرضا شريفينيا ديگر بازيگراني هستند كه يكي پس از ديگري در
سينماي مهرجويي به بالندگي رسيدهاند. جنس سينماي متفكرانه و انديشمندانه
مهرجويي منجر به انتخاب بازيگراني شده كه با اين فضا همخواني داشتهاند:
لباس پرشكوه ليلا انگار فقط بر قامت ليلا حاتمي دوخته شده است. او توانست
نمايشگر زني رنج كشيده باشد كه با بازي دلپذيرش، مجموعهاي از احساسات
مختلف از صبر گرفته تا ايمان، توكل، استقامت، عشق، نفرت، تنهايي، حسرت،
اميد و... را به مخاطب منتقل كند.
زنده ياد «خسرو شكيبايي» هم اگر چه تا پيش از آن
در چند فيلم متوسط بازي كرده بود، ولي نخستين بار با «هامون» مهرجويي مطرح
شد و توانست همان سال سيمرغ بازيگري هم بگيرد. او در اين فيلم آنچنان در
قالب روشنفكري نيمهسنتي فرو رفت كه پس از گذشت سالها نتوانست از آن تيپ
بيرون بيايد.
اما كمسن و سالترين بازيگري كه «مهرجويي» او را
كشف كرد، گلشيفته فراهاني بود، آن هم براي بازي در فيلم «درخت گلابي» كه
يكي از محبوبترين فيلمهاي منتقدان است.
بد نيست به اين نكته هم اشاره كنيم كه محمدرضا
شريفينيا اولين بازي سينمايياش را در «پري» ارائه كرد. نيكي كريمي در
«پري» و «سارا» به بلوغ بازيگرياش رسيد. امين حيايي پس از بازي در كمدي
«مهمان مامان» بازيگر ثابت فيلمهاي كمدي شد و نكته آخر اين كه همه
بازيگراني كه توسط مهرجويي كشف شدهاند، پس از نخستين تجربهشان يا جايزه
بازيگري گرفتهاند يا نامزد دريافت آن شدهاند.
زماني براي ديده شدن بازيگران جوان
مسعود كيميايي هم در عرصه بازيگرسازي مهارت
ويژهاي دارد. در فهرست بازيگراني كه با فيلمهاي او ستاره شدهاند، اسامي
مشهوري به چشم ميخورد. هديه تهراني، فرامرز قريبيان، احمد نجفي، گلچهره
سجاديه، انديشه فولادوند، فريماه فرجامي، محمد رضا فروتن، ميترا حجار،
حسن جوهرچي، فريبرز عربنيا و... .
مسلما سينمايي كه مايه پيش برنده داستانهايش
رفاقت و ناموس و انتقام است، بازيگراني از همين جنس را هم طلب ميكند.
توجه ويژه كيميايي در فيلمهاي چند سال اخيرش به مسائل جوانان، سبب شد
تعداد زيادي از بازيگران جوان جذب فيلمهايش شوند.
او بازيگران فيلم «ضيافت» را از ميان جواناني
انتخاب كرد كه در يك سريال تلويزيوني گل كرده بودند. از بين بازيگراني كه
در اين فيلم حضور داشتند (حسن جوهرچي، رامين پرچمي، بهزاد خداويسي،
فريبرز عربنيا و پارسا پيروزفر) تنها عربنيا و پيروزفر بودند كه
توانستند حضورشان را در فيلمهاي بعد كيميايي حفظ كنند. فريبرز عربنيا و
همبازياش هديه تهراني پس از بازي در فيلم «سلطان» به دو بازيگر «درجه يك»
بدل شدند. هديه تهراني در «سلطان» در قالب شخصيتي فرو رفت كه بعد از آن
بارها و بارها توسط خودش تكرار شد:زني سرد و مغرور با اعتماد به نفس
بالا.
هديه تهراني اول قرار بود در فيلم روز واقعه
(شهرام اسدي) بازي كند، اما اين اتفاق نيفتاد. بعدها براي نقش دختر ارمني
فيلم بودن يا نبودن (كيانوش عياري) پذيرفته شد كه به علت ايجاد وقفه در
توليد فيلم اين نقش به فرد ديگري (عسل بديعي) سپرده شد. اين گونه بود كه
تهراني سر از فيلم «سلطان» در آورد و بازي تاثيرگذاري را در اين فيلم
ارائه داد.
ميترا حجار (فرياد)، محمدرضا فروتن (مرسدس) و
انديشه فولادوند (سربازهاي جمعه) از ديگر بازيگران جواني هستند كه توسط
كيميايي به سينماي ايران معرفي شدند. در بين قديميترها هم بايد يادي كنيم
از فرامرز قريبيان كه در 4 فيلم اولش بازيگر ثابت فيلمهاي كيميايي بود،
احمد نجفي با درخشش در دو فيلم دندان مار و گروهبان، گلچهره سجاديه كه
توسط «كلاغ» بهرام بيضايي كشف شد، ولي بهترين بازياش را در «دندان مار»
ارائه كرد و فريماه فرجامي كه با «خطقرمز» كيميايي به سينما آمد و با
«سرب» نخستين جايزهاش را گرفت.
كاشف پديدهاي به نام سوسن تسليمي
در كارنامه بازيگران معرفي شده بهرام بيضايي، سوسن
تسليمي حضور دارد كه زماني نقشآفرينيهايش اعتبار و آبرويي براي سينماي
ايران بود.
چند نفر ديگر هم با كمك بهرام بيضايي قلههاي بلند
بازيگري را فتح كردهاند: از جمله جميله شيخي، مجيد مظفري و فاطمه
معتمدآريا (مسافران)، پروانه معصومي (رگبار)، مهدي هاشمي و عليرضا
خمسه (مرگ يزدگرد) و داريوش فرهنگ (شايد وقتي ديگر.)
نوجوانان خوشآتيه
صدرعاملي اگرچه قدمت و سابقه كارگردانهاي پيشين را ندارد، ولي بايد پذيرفت كه «بازيگر ساز» قابلي است.
بيشتر بازيگران دختر نوجوان سهگانهاش، آينده
درخشاني داشتهاند. پگاه آهنگراني و ترانه عليدوستي تاكنون جوايز معتبري
را در جشنوارههاي داخلي و خارجي دريافت كردهاند.
صدر عاملي بازيگر نقش ترانه را از ميان هنرجويان
كارگاه بازيگري امين تارخ انتخاب كرد. بعدها ترانه عليدوستي انتخاب شدنش
را خطرپذيري بزرگي از طرف كارگردان خواند و گفت: «اگر خودم كارگردان بودم
نميتوانستم به يك چهره ناشناخته اعتماد كنم.»
صوفي كياني و خاطره اسدي ديگر بازيگران معرفي شده
توسط صدرعاملي نيز پس از بازي در فيلم «ديشب باباتو ديدم آيدا» پيشنهادهاي
خوبي داشتند.
صدرعاملي نخستين بار صوفي كياني را در جشن مجله
دنياي تصوير ديد و به او پيشنهاد داد كه پيش «هانيه توسلي» تست بازيگري
بدهد. او در فيلم «ديشب باباتو ديدم آيدا» بازيگر نقش اول بود و بعدها
نيز در فيلم «روياي خيس» پوران درخشنده ايفاي نقش كرد. اما چون بيشتر به
كارگرداني علاقه داشت، بازيگري را خيلي جدي نگرفت.
خاطره اسدي نيز پس از اين فيلم، در فيلمهاي «شبانهروز» و «تقاطع» بازيهاي قابل قبولي از خود ارائه داد.
فراموش نكنيم كه بيژن امكانيان نيز با فيلم
«گلهاي داوودي» صدرعاملي به اوج رسيد. ضمن اين كه كتايون رياحي هم با
فيلم «پاييزان» وارد سينما شد.
ستارههاي برخاسته از تابوشكني
بهروز افخمي زماني كه «ستارهسازي» از كارهاي
ممنوعه بود، با ساخت فيلم تجاري «عروس»، مسير سينماي ايران را عوض كرد.
زوج نيكي كريمي و ابوالفضل پورعرب، تا سالها يكهتاز پردههاي نقرهاي
بودند. اين 2 دو نفر شهرتشان را بيش از هر چيز مديون موقعيتشناسي و
تيزبيني بهروز افخمي هستند.
ستارههايي كه طي مسير كردهاند
اگرچه بازيگران «حاتميكيا» با فيلمهاي او بارها
مزه سيمرغ را چشيدهاند، اما كارنامه او در زمينه بازيگرسازي محدود به
چند نام ميشود. به جز علي دهكردي و هما روستا در كرخه تا راين، حبيب
رضايي در آژانس شيشهاي و آتيلا پسياني با خاكستر سبز، ديگر بازيگراني
كه در فيلمهايش حضور داشتند پيش از آن مسير حرفهاي شدن را با فيلمسازان
ديگر پيمودهاند.
معرفي آقاي سوپر استار
ايرج قادري كه سابقه زيادي در ساخت فيلمهاي تجاري
دارد، چند ستاره با خودش به سينما آورده است. «محمدرضا گلزار» و «جمشيد
هاشمپور» از ستارگاني هستند كه از مسير فيلمهاي اين كارگردان در معرض
ديد قرار گرفتند.
گلزار زماني كه به دنياي سينما پا گذاشت فقط يك
نوازنده گيتار در گروه آريان بود و هيچ گونه سابقه بازيگري نداشت. ماجراي
بازيگر شدنش به يكي از كنسرتهاي گروه آريان برميگردد، كنسرتي كه «ايرج
قادري» يكي از مهمانان آن بود.
قادري در آن كنسرت چهره «گلزار» را پسنديد و از او دعوت كرد براي بازي در فيلم «سام و نرگس» حضور يابد.
جمشيد هاشمپور نيز از سال 1346 پراكنده در
فيلمهاي قبل از انقلاب بازي ميكرد. او در بعد از انقلاب در اولين حضور
سينمايي خود در فيلمي از مسعود كيميايي با عنوان «خط قرمز» بازي كرد. اما
به خاطر توقيف فيلم اين بازيگر نيز فرصت ديده شدن را از دست داد. 3 سال
بعد يعني در سال 1364 با فيلم «تاراج» ايرج قادري بود كه به اوج محبوبيت
رسيد. هنوز هم خيليها فيلم «تاراج» را با نقش «زينال بندري» و آن سر
تراشيده معروفش به ياد ميآورند. نقشي كه در فيلمهاي بعدي اين بازيگر
بارها و بارها تكرار شد.
زرشك زريني كه خوش يمن بود
نادر مقدس در سينماي ما كارگردان پركاري نيست.
بيشتر شهرتش برميگردد به فيلم «شور عشق» كه به خاطر پرفروش شدنش خبرساز
شد. همچنين به خاطر نقدهاي تند و تيزي كه منتقدان بر اين فيلم نوشتند و
تمشك زريني كه به كارگردانش تقديم كردند، اما مهمترين اتفاق فيلم معرفي
2ستاره جديد به سينماي ايران بود. «بهرام رادان» و «مهناز افشار» كه هر دو
اولين فيلم سينماييشان را بازي ميكردند با «شور عشق» راه چندين ساله را
يك شبه طي كردند و به ستارگاني محبوب براي مخاطبان عام بدل شدند.
بهرام رادان مشغول گذراندن دوره كلاسهاي بازيگري
بود كه نادر مقدس او را براي بازي در نقش اول فيلمش انتخاب كرد. آن هم در
زماني كه فقط 2 هفته از كلاس رفتنش ميگذشت.
مهناز افشار هم در آن زمان فقط سريال تلويزيوني
«گمشده» را بازي كرده بود. مريم كاوياني ديگر بازيگري است كه اولين بار
«نادر مقدس» براي بازي در فيلم «روياي جواني» از او دعوت به كار كرد.
حكايت همچنان باقي است
اين گزارش از آن دست مطالبي است كه هم بايد در حين
نوشتنش خيلي خست به خرج دهيم و هم بايد پايانش را با عجله جمع و جور كنيم.
خست از آن رو كه در اين مجال اندك نميتوانيم روي بسياري از فيلمها،
نقشها و بازيگرها توقف كنيم و از آنها بيشتر سخن بگوييم. از طرف ديگر،
بايد از كنار نام خيلي از بازيگرها با شتاب بگذريم. در پايان فقط به آوردن
نام تعدادي از بازيگران و فيلمهايي كه با آن «چهره» شدهاند اكتفا
ميكنيم.
ماهايا پطروسيان «(پرده آخر» واروژ كريم مسيحي)،
حميد فرخنژاد «(عروس آتش» خسرو سينايي)، گلاب آدينه «(زرد قناري» رخشان
بنياعتماد)، گوهر خيرانديش «(روز باشكوه» كيانوش عياري)، رضا كيانيان
«(كيميا» احمدرضا درويش)، داريوش ارجمند و سعيد پورصميمي «(ناخدا
خورشيد» ناصر تقوايي)، امين حيايي («هتل كارتن» سيروس الوند)، مريلا
زارعي «(دو زن» تهمينه ميلاني)، افسانه بايگان («گمشده» مهدي صباغزاده)
و... .
(منبع)