برای چشمهایم و چشمایش دعا کنید...براستی خدا قلب های پاک را دوست دارد!

منتطر یک اتفاق هستم ...خیلی زود و در نزدیک پس از مدتها شاید رنگی جدید به زندگی

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 
خانه سبز بعد از خسرو شكيبايي، داغدار يكي ديگر از معمارانش شد؛ مسعود رسام كه زود رفت و دوباره خاطره اين مجموعه ماندگار را برايمان زنده كرد. چنين است كه وقتي خالقي مي‌ميرد، اثرش دوباره زنده مي‌شود،‌ دوباره در برابر ديدگان ما جان مي‌گيرد و خود را از زير گرد و غبار زمان كه رويش نشسته بيرون مي‌كشد. خانه سبز هم حالا دوباره بعد از درگذشت خسرو شكيبايي، با رفتن مسعود رسام در ذهن ما زنده شده. همين‌طور مجموعه‌هاي «محله بهداشت» و محله برو بيا كه با آنها در روياي كودكي زندگي كرديم يا مجموعه «همسران» كه مي‌نشاندمان جلوي تلويزيون و ميخكوبمان مي‌كرد.

هر وقت قرار بود مجموعه‌اي از تلويزيون پخش شود و مسعود رسام و يار هميشگي‌اش بيژن بيرنگ در آن نقش داشته باشند، قند توي دلمان آب مي‌شد براي زودتر ديدنش و براي با آن زندگي كردن. مجموعه‌هايي كه مسعود رسام دست‌اندركارشان بود عين زندگي بودند، پر از شور و پر از آدم‌هايي كه مي‌شد با آنها همذات‌پنداري كرد.

مسعود رسام متولد 1336 تهران، فارغ‌التحصيل كارگرداني از مدرسه عالي تلويزيون و سينما (دانشكده صدا و سيما) بود، يعني تا همين هفته پيش، 52 سال عمر از خدا گرفته بود. او فعاليت هنري‌اش را سال 1358، يك سال بعد از انقلاب در تلويزيون با تهيه‌كنندگي و كارگرداني فيلم‌هاي كوتاه، تئاتر و مجموعه‌هاي داستاني شروع كرد.

رسام در كنار بيژن بيرنگ، زوجي را تشكيل داده بودند كه در تهيه برنامه‌هاي تلويزيوني در دهه60 و 70 از خلاقيت خود چنان بهره گرفتند كه فيلم‌هايي كه در مقام كارگردان و تهيه‌كننده ساختند، متفاوت شد از فيلم‌هاي ديگري كه از اين رسانه پخش مي‌شد و همه اينها، مديون نگاه متفاوت و ديگرگونه آنها به موضوعات مختلف بود. تلاشي كه بي‌اجر نماند و مجموعه‌هايي كه آنها ساختند به پرمخاطب ترين برنامه‌ها تبديل شدند. بيژن بيرنگ و مسعود رسام از دوران جواني با هم آشنا بودند و نگاه و سليقه‌اي مشترك داشتند. نويسنده داستان‌ها و طراح موقعيت‌ها بيرنگ بود و رسام بيشتر به عنوان اجرا كننده در بخش كارگرداني حضور پيدا مي‌كرد. يك همكاري منسجم كه هيچ‌گاه قطع نشد و برعكس خيلي از همكاري‌ها در سينما يا هنر ايران، عمري طولاني هم داشت.

اوايل دهه 80 ، رسام و بيرنگ كمي از همكاري‌هاي شبانه روزي‌شان فاصله گرفتند. رسام به تنهايي مجموعه‌هاي «بزرگمرد كوچك»، «مرواريد سرخ» و «غيرمحرمانه» را كارگرداني كرد كه البته هيچ يك از آنها آن‌طور كه از كارهاي رسام انتظار مي‌رفت ديده نشدند و اعتبار بيشتري براي كارگردان همسران و خانه سبز كسب نكردند. او كه قبل از اين فيلم‌هاي سينمايي «علي و غول جنگل» و «سيندرلا» را با همكاري بيرنگ ساخته بود، تصميم داشت اولين فيلم سينمايي مستقلش را كارگرداني كند اما اين فرصت پيش نيامد.

برنامه چاق و لاغر، دنياي شيرين دريا، دنياي شيرين، هاچين و واچين، محله بهداشت و... از جمله ساخته‌‌هاي اين كارگردان و تهيه‌كننده در زمينه كودك و نوجوان است.

زنده‌ياد رسام، كارگرداني، تهيه‌كنندگي و نويسندگي فيلم‌ها و سريال‌هايي نظير غيرمحرمانه، مادر، بزرگ مرد كوچك، سريال مرواريد سرخ، دريايي‌ها، سيندرلا، تولدي ديگر، دنياي شيرين دريا، نوعي ديگر، سرزمين، قطار ابدي، دلبندم، سيب خنده، همسران، علي و غول جنگل، دو مرغابي‌ در مه، ماموريت، منبع موثق، در خانه، هاچين و واچين،‌ از نو بسازيم، محله بهداشت، محله برو بيا، برده رقصان، كيف، شازده كوچولو و ... را تجربه كرد؛ تجربه‌اي كه متاسفانه مجال گسترش نيافت، از بس كه مرگ لعنتي برهمه چيز سايه مي‌اندازد. رسام در تاريخ نهم آبان ماه 1388، در بيمارستان لاله تهران در پي بيماري سرطان خون درگذشت.

همسراني مثل همه همسران

«همسران»، اوايل دهه 70 از شبكه 2 پخش مي‌شد و ماجراي دو زوج را روايت مي‌كرد كه در يك ساختمان زندگي مي‌كردند و خيلي با هم دوست بودند. زوج اصلي مهرانه مهين‌ترابي‌در نقش مهين و فردوس كاوياني در نقش كمال بودند. آنها چند سالي بود كه با هم ازدواج كرده‌ بودند و فرزندي نداشتند. زوج جوان همسايه آنها الهام پاوه‌نژاد در نقش و فرهاد جم در نقش علي بودند. تازه ازدواج كرده بودند و پختگي‌هاي آن زوج ديگر را نداشتند. در اين دو خانواده، مدام اتفاق‌هايي رخ مي‌داد كه هر 4 نفر را درگير خودش مي‌كرد.

«همسران» از ساختار و داستان‌هاي خيلي پيچيده‌اي برخوردار نبود. هر كدام از قسمت‌هاي مجموعه به قسمت‌هاي قبل و بعد از خود ربط داشتند اما در عين حال مستقل بودند و هر بار ما را با داستاني تازه مواجه مي‌كردند. كمال و مهين براي خيلي از ما شخصيت‌هايي دوست‌داشتني بودند، چون در طول روز با آدم‌هايي كه مشابه آنها باشند برخورد داشتيم و شايد خودمان هم يكي از آنها بوديم. مهين زني بود خانه‌دار، از طبقه متوسط. زني كه در عين اين‌كه كارهاي خانه را انجام مي‌داد،‌ دليلي جز ظرف شستن و غذا پختن و رفت و روب براي زندگي داشت. او هم مثل تمام زنان ديگر كه زندگي زناشويي را تجربه مي‌كنند دچار مشكلاتي مي‌شد،‌ مشكلات روزمره‌اي كه هر خانواده ايراني با آن درگير است اما عكس خيلي از مجموعه‌هاي ديگر كه در داستان گره ايجاد مي‌كنند و خيلي راحت و بدون كوچكترين زحمتي گره آن را باز مي‌كنند، مهين به مشكلاتش عميق فكر مي‌كرد، درباره آنها حرف مي‌زد و به فكر چاره بود. براي همين مهين و كمال بدون بچه زندگي خوبي‌با هم داشتند.

اما فردوس كاوياني در نقش كمال، آدمي عادي بود كه زندگي ساده و شغل معمولي را تجربه مي‌كرد. او آدمي بود كه به وقتش عصباني مي‌شد و به وقتش بر عصبانيت خود غلبه مي‌كرد.

همسران، در كارنامه كاري زنده‌ياد مسعود رسام و بيژن بيرنگ يك اوج محسوب مي‌شود، يك موفقيت چشمگير. اوجي كه يك شبه به دست نيامد بلكه چند سال قبل، بارقه‌هايش در محله بهداشت و محله برو بيا كه براي كودكان ونوجوانان ساخته شده بود، خود را نشان داد.

به سبزي خانه

خانه سبز چهارشنبه‌شب‌ها از شبكه 2 پخش مي‌شد. اين مجموعه الان پررنگ‌تر از هر سريالي در ذهنمان زنده شده؛‌ آدم‌هاي دوست‌داشتني‌اش از يادمان نمي‌رود و بخصوص ترانه تيتراژ آغازين و پاياني مجموعه را فراموش نمي‌كنيم: «سبز سبزم ريشه دارم/ من درختي استوارم /سبز سبزم ريشه دارم / در زمستان هم بهارم/ شور و عشق و شاديم را/ از خدايم هديه دارم /هرچه هستم هرچه باشم/ چشمه‌ام، پاكم، زلالم

سبد سبد ستاره / از آسمون مي‌باره/ تو قلب پاك گلدون/ بهار خونه داره/ بيا بيا دوباره / چشام به انتظاره/ بارون داره ميباره / بوي تو رو مياره...»

آدم‌هاي خانه سبز و ماجراهايشان به نسبت سريال همسران بيشتر بودند و شوخ و شنگ‌تر. در اين خانه زن و شوهري (مهرانه مهين‌ترابي‌ و خسرو شكيبايي) محور اصلي داستان هستند كه در ابتداي سريال، پسرشان (رامبد جوان) در سن 19 18 سالگي ازدواج مي‌كند و همسر جوان 45 كيلويي‌اش هم آتنه فقيه‌نصيري است. آنها به طبقه بالا مي‌روند تا زندگي مشتركشان را شروع كنند. در طبقه پايين اين خانه، پدربزرگ و مادربزرگ ساكنند (داريوش اسد‌زاده و حميده خيرآبادي) و طبقه كناري خواهر مرد خانواده (اكرم محمدي) با پسر كوچكش زندگي مي‌كند ‌كه شوهرش را از دست داده.

مسائلي مثل عدم سختگيري نسبت به جوانان در ازدواج، احترام به بزرگ‌ترها، توجه به روح خانواده‌هاي ايراني و حضور پدر بزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها، پذيرش خواست كوچك‌تر‌ها، قهر و آشتي‌هاي زن و شوهر و... در يك فضاي صميمي و ملموس در اين مجموعه طوري بيان مي‌شد كه حالت شعاري نداشت و مي‌توانست پايان تلخي نداشته باشد و حتي گاه پايان كليشه‌اي‌اش را براي مخاطب قابل قبول ‌كند. خانه سبز با خسرو شكيبايي كه در مجموعه رضا صباحي نام داشت، معناي ديگري پيدا مي‌كرد. جوري كه با خود فكر مي‌كنيد هر بازيگر ديگري به جاي او اين نقش را بازي مي‌كرد، خانه‌سبز، خانه سبز نمي‌شد؛ شايد خانه‌اي مي‌شد نارنجي يا قرمز! خسرو شكيبايي در اين سريال با نقشش يكي شده بود. هنوز ديالو‌گ‌هايي كه او با صداي زنگ دارش در اين مجموعه گفته، توي گوشتان هست، اين طور نيست؟(منبع)

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

سلام.امروز چهار سال از روزی گذشت که از کنارمان رفتی و جایی دیگر را برای ادامه خویش انتخاب کردی.در این چهار سال از طرفی رفتنت طوری بود که انگار فکر همه چیز را کرده بودی تا ما در فشار نباشیم و از سوی دیگر سختی ها و فشارهای جدیدی را تجربه کردم.زمانهای زیادی بود که حضورت را آنقدر نیاز داشتم تا راهنماییم کنی و نگذاری خیلی ها ما را اینگونه تحت فشار بگذارند و یا پس از انجام کاری تائیدم کنی و یا اگر اشتباه کردم آنها را هرچند شاید تلخ اما به من بگویی.

پدر جان چهارمین سال گذشت و تو خیلی زود رفتی و هرچه میگذرد دلتنگیها بیشتر می شود و دلیل خیلی از حرفهایت را بهتر متوجه میشوم و میبینم اخلاقهایم همچون خود توست و تنها یک چیز آرامم میکتد و آن اینکه نام خوش در همه جا از خود به جای گذاشتی و راحت از این دنیا جدا شدی...روحت شاد:)

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 
موتورسواري عجب ورزشي است. كمتر جواني را مي‌توان پيدا كرد كه يك يا چند بار موتور سواري نكرده باشد و اين ورزش با همه خطرهايي كه دارد، روز به روز طرفداران بيشتري پيدا مي‌كند.

در دنياي پرجاذبه موتورسواري خيلي‌ها درخشيده‌اند و كارهاي خارق‌العاده با موتور كرده و با سرعت سرسام‌آور در پيست‌ها، همه را خيره و شگفت‌زده كرده‌اند. اما به جرات مي‌توان گفت والنتينو روسي، يكي از استثناءهاست و هر موتورسواري كه قدم به مسابقه سرعت مي‌گذارد، دلش مي‌خواهد مثل روسي شود. روسي همين چند وقت پيش، هفتمين مقام قهرماني‌اش در جهان را به دست آورد و به ركوردي دست نيافتني رسيد.

اما او گويي تازه به دنياي قهرماني قدم گذاشته و مي‌گويد كه حالا تجربه خوبي براي مسابقات بعدي به دست آورده و البته مي‌داند حفظ عنوان قهرماني جهان چقدر دشوار است و چقدر بايد زحمت بكشد.

خبرگزاري فرانسه، پس از مسجل شدن قهرماني روسي در مسابقات قهرماني جهان امسال، در گزارشي به نقل از روسي نوشت: «در تمام اين فصل رقيبان بزرگي داشتم، بويژه خورخه لورنزو كه همواره مرا تهديد مي‌كرد و البته حضورش به من انگيزه مي‌داد تا بيشتر تلاش كنم. با اين كه لورنزوي 22 ساله هم تيمي من است، در تمام فصل با هم رقابت و حتي نبرد داشتيم. حالا به او تبريك مي‌گويم كه رقيبي بزرگ بود.»

بي‌بي‌سي نيز در گزارشي مفصل به تحليل موفقيت روسي و انعكاس ديدگاه‌ها و حرف‌هاي او پرداخت.

روسي 30 ساله، در مسابقه جايزه بزرگ مالزي به مقام سومي نياز داشت تا كسب مقام قهرماني جهان او در سال 2009 قطعي شود. در اين مسابقه كيسي استونر، موتورسوار استراليايي اول شد و داني پدروساي اسپانيايي از تيم هوندا به مقام دوم رسيد و روسي از تيم ياماها سوم شد. مقام چهارم را لورنزو كسب كرد. روسي به بي‌بي‌سي گفت: «از هم تيمي‌هاي خود و هر كسي كه به من كمك كرد تا باز هم قهرمان جهان شوم، سپاسگزارم.»

قهرمان جهان در 19 سالگي

والنتينوروسي به راستي اعجوبه‌اي در دنياي موتورسواري است. موفقيت‌هاي جهاني او از زماني شروع شد كه 19 ساله بود. او در سال 1997 با موتور 125 سي‌سي طعم قهرماني را چشيد. اما جواني با آرزوهاي بزرگ بود. اين ايتاليايي ريزاندام از خطر نمي‌ترسيد و دنياي وسيع‌تري را جستجو مي‌كرد.

بنابر اين سراغ موتور 250 سي‌سي رفت و با اين موتور هم قهرمان شد. آن گاه در سال 2001 مسابقات خود را با موتور 500 سي‌سي آغاز كرد و از سال 2002، قهرماني‌هايش در جايزه بزرگ موتورسواري آغاز شد، او در سال‌هاي 2003، 2004، 2005، 2008 و 2009 فاتح مسابقات جايزه بزرگ شد.

روسي در مجموع 226 مسابقه، در 103 مسابقه اول شده است. او با پيروزي‌ها و شهرت بسياري كه كسب كرده، موتورسواري پردرآمد هم هست.

به نوشته اسپورنت ايلاسترتيد، روسي يكي از پردرآمدترين ورزشكاران جهان است. او تنها در سال 2007 بيش از 34 ميليون دلار درآمد داشته است.

پدر و پسر موتورسوار

اما چطور شد كه والنتينو از موتوسواري سردرآورد؟

در سايت اختصاصي او آمده است: «گرازيانو روسي، پدر والنتينو، به ورزش موتورسواري مي‌پرداخت و همين سبب شد تا والنتينو نيز جذب اين ورزش پرهيجان شود. او از سال 1996 حضور در مسابقات 125 سي‌سي را آغاز كرد و يك سال بعد قهرمان جهان شد.»

درباره نخستين سال‌هاي زندگي و دوران كودكي روسي و اين كه چگونه به موتورسواري علاقه‌مند شد، در دانشنامه ويكي‌پديا آمده است: «روسي در شهركي به نام اوربينو به دنيا آمد و سپس والدينش به شهر تاووليا نقل مكان كردند. او از خردسالي با موتور و ماشين آشنا شد. او ابتدا در مسابقات كارتينگ شركت مي‌كرد. پيش از آن دوچرخه‌سواري مي‌كرد و چون مادرش هميشه نگران زمين خوردنش بود، پدرش يك خودرو كارتينگ برايش خريد تا خود را با آن سرگرم كند. والنتينو روسي در سال 1990 برنده مسابقات كارتينگ محلي شد و سپس در مسابقات قهرماني ايتاليا در پارما پنجم شد. او از سال 1992 با تشويق پدرش در مسابقات ميني‌موتور شركت كرد. بعد از آن بسراغ موتور 125 سي‌سي رفت و به اين ترتيب وارد دنياي موتورسواري شد.

او به سرعت پيشرفت كرد و در مسابقات متعدد، استعداد و مهارت خود را نشان داد تا اين كه در سال 2000، با هوندا قراردادي امضاء كرد و با موتور 250 سي‌سي قدم به مسابقات گذاشت. سپس سراغ موتور 500 سي‌سي رفت كه هميشه آرزويش بود.

روسي در رقابت‌هاي قهرماني جهان در سال 2001 با پيروزي در 11 مسابقه، قهرمان شد. در سال 2002 كارش را با موتور 4 زمانه 990 سي‌سي در رقابت‌هاي جايزه بزرگ كه مهم‌ترين مسابقات موتورسواري است آغاز كرد.»

12 ميليون دلار براي 2 سال

روسي در سال 2002 با تيم هوندا قهرمان مسابقات جايزه بزرگ شد و اين توفيق را در سال 2003 هم به دست آورد. از آن به بعد، اختلاف روسي با شركت هوندا آغاز شد. او در كتابش به نام «چيزي كه هرگز تجربه‌اش نكردم» در اين باره مفصل نوشته است، اما به نوشته مطبوعات ژاپن و ايتاليا، روسي با هوندا بر سر دستمزد اختلاف داشت و سرانجام ياماها، رقيب هوندا از اين وضع نهايت استفاده را برد و با روسي قراردادي 2 ساله به ارزش 12 ميليون دلار امضا كرد: «چنين مبلغي را هوندا و ديگر تيم‌ها حاضر نبودند به روسي بپردازند.»

يك قهرمان خرافاتي

والنتينو روسي يك قهرمان عجيب با اعتقادات عجيب و غريب است. او پيش از هر مسابقه كارهاي خاصي انجام مي‌دهد كه اعتقاد دارد برايش شانس مي‌آورد. در روز مسابقه، ابتدا شروع مسابقه موتورهاي 125 سي‌سي را تماشا مي‌كند و وقتي قرار است سوار موتور خودش شود، ابتدا در فاصله 2متري موتور مي‌ايستد و خم مي‌شود تا كفش‌هايش را لمس كند. سپس مي‌گويد: «كفش‌ها! آماده مسابقه هستيد؟» آنگاه به كنار موتور مي‌رود و سرش را خم مي‌كند و كلماتي را بر زبان مي‌آورد. در يك مصاحبه تلويزيوني در سال 2004 در اين باره گفت: «براي تمركز و صحبت كردن با موتور خود اين كار را انجام مي‌دهم.»

او همچنين در مصاحبه با سايت Moto GP گفت: «هميشه وقتي يك كفش خود را به پا كردم، كمي مكث مي‌كنم و سپس كفش ديگر را به پا مي‌كنم. در مورد دستكش‌هايم نيز همين كار را انجام مي‌دهم و پيش از آن كه موتور را به حركت درآورم، پاي چپم را تكان مي‌دهم. بعد از پايان مسابقه و پيش از جدا شدن از موتور نيز اين كار را تكرار مي‌كنم. اين كارها برايم شانس مي‌آورد.»

قهرماني و ناكامي

والنتينو روسي در تيم ياماها توانايي‌هاي خود را بيش از پيش نشان داد و از سال 2002 تا سال 2005، 4 بار پي در پي قهرمان جهان شد. منتقدانش مي‌گفتند او به علت استفاده از موتورهاي پيشرفته اين‌گونه بي‌رقيبت است. اما روسي در رقابت‌ با موتورسواراني كه از موتورهاي‌ مشابه مسابقه موتور او نيز استفاده مي‌كردند، اول مي‌شد. در سال 2005، او توانمندي و استعداد خود را به بهترين صورت نشان داد و به پنجمين قهرماني متوالي‌اش در رقابت‌هاي جايزه بزرگ و هفتمين عنوان قهرماني جهان خود دست يافت. او در طول فصل، در مجموع مسابقاتي كه شركت كرد، 367 امتياز اندوخت، در حالي كه ماركو ملاندري 147 امتياز كمتر از او به دست آورد و با 220 امتياز به كارش در سال 2005 پايان داد. روسي در سال 2006 فروغ سابق را نداشت. به نظر مي‌رسيد انگيزه و روحيه خود را از دست داده و دوران افولش فرا رسيده است. آن سال‌، هايدن قهرمان جهان شد و روسي به مقام دومي اكتفا كرد. او در نيمه اول سال، مشكلات متعددي داشت و در برخي مسابقات حتي در جمع 10 نفر اول حضور نداشت. او سال 2007 را با موتور 800 سي‌سي جديدي آغاز كرد. در اولين مسابقه فصل كه در قطر برگزار شد، پس از كيسي استونر دوم شد. در مسابقات تركيه و چين نيز استونر اول شد و در پايان فصل استونر از روسي پيش افتاد و موتورسوار ايتاليايي آن سال هم در حسرت قهرماني ماند. اما در شانگهاي آمادگي مطلوبي نشان داد و مانند سال 2005 علاقه‌مندان موتورسواري را به وجد آورد. او هم در شانگهاي اول شد و هم در دو مسابقه بعدي و به اين ترتيب ثابت كرد دوره قهرماني‌اش به پايان نرسيده و بازگشته تا اعلام كند همچنان مرد اول موتورسواري جهان است.

قهرماني او در سال 2009 ثابت كرد كه او در دهه اول هزاره سوم ميلادي، بهترين موتورسوار جهان بوده است و اكنون به سال 2010 و بعد از آن نيز نگاه اميدواركننده‌اي دارد.

از موتورسواري به فرمول يك

از اوايل سال 2008 شايعات زيادي به گوش مي‌رسيد كه روسي قصد ترك دنياي موتورسواري و رفتن به دنياي اتومبيلراني فرمول يك را دارد. در واقع، ناكامي او در سال‌هاي 2006 و 2007 چنين شايعاتي را قوت بخشيد. البته خودش در مصاحبه‌هاي مختلف بارها از علاقه خود به فرمول يك حرف زده بود. او در 31 ژانويه 2006، ماشين فراري را آزمايش كرده بود. او در ركوردگيري در جمع 15 راننده نهم شد و ركوردش فقط يك ثانيه كمتر از ركورد مايكل شوماخر بود كه در آن ركوردگيري سوم شده بود. پس از‌ آن شوماخر به تمجيد از روسي پرداخت و گفت كه اين ايتاليايي استعداد خوبي براي فعاليت در فرمول يك دارد. 11اكتبر 2006، اعلام شد كه روسي در مسابقه اتومبيلراني رالي نيوزيلند شركت مي‌كند. او در اين مسابقه كه از 17 تا 19 نوامبر آن سال برگزار شد، با خودروي سوبارو شركت كرد و در جمع 39 راننده، به مقام يازدهم رسيد. او 26 نوامبر در رالي مونزا شركت كرد و قهرمان شد. او در 5 مرحله از مجموع 7 مرحله به مقام اول رسيد. در سال 2007 نيز در اين رالي قهرمان شد. اما دنياي اتومبيلراني او را شيفته خود نكرد و ناگهان تصميم گرفت به موتورسواري بازگردد. وقتي اعلام كرد در مسابقات شركت مي‌كند، گفت: «بله بازگشته‌ام. مي‌خواهم تا 31 يا 32سالگي به حضورم در مسابقات جايزه بزرگ ادامه دهم.» به اين ترتيب او به ورزشي كه از كودكي عاشقش بود بازگشت و دوبار متوالي قهرمان جهان شد و حالا به سال‌هاي 2010 و 2011 فكر مي‌كند.

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

معمولا عصرهای پنجشنبه حس و حال خاص خودشون رو دارند و هر آدمی دنبال یک جایی واسه آرامش یا گمشده ای میگرده و اگر همه اینها رو به یک روز شلوغ و خسته کننده و پرماجرا اضافه کنی میشه روز من!

کنار پنجرم هستم مثل خیلی روزها و زیر نور آروم اتاق کناری با ابیات سهیل نفیسی سعی میکنم خودم رو سحر کنم تا کمی از انتظار دور شم و یا از نامردی دوستانی که  امروز باهاشون بودم و فقط در لباس دوست هستند فکرم رو جدا کنم.به نظرم خنده دار اومد کار دوستانی که سر شماره گرفتن از دختری با هم شرط می بندند....

گاهی بعضی افراد یا اتفاقات انگیره و نفس تازه ای برای زندگی هستند امیدوارم این اتفاق به راستی در چند قدمی من باشه و تغییر در زدگیم ایجاد کنه و ثابت شه بهم که همیشه سادگی بد نیست!


پ.ن:برای سلامتی بهروز بقایی عزیز,هنر پیشه ای که از بازی ها و دکلمه هایش خاطرات زیبایی داریم دعا کنیم.

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 
اگر مطالب كليك را دنبال مي‌كنيد، حتما نام ويندوز7 به گوش‌تان خورده است! ويندوز7 جديدترين سيستم‌عامل ارائه شده از سوي مايکروسافت است که با محيط گرافيکي بسيار زيبا و روش کار ساده، روزبه‌روز کاربران بيشتري را به خود جذب مي‌کند. ويندوز7 اين روزها روي بيشتر لپ‌تاپ‌هاي جديد به‌طور پيش‌فرض نصب مي‌شود و کاربران زيادي نيز به‌دنبال برنامه‌هاي مخصوص اين ويندوز هستند تا آن را براي خودشان سفارشي کنند. يکي از برنامه‌هايي که مخصوص اين ويندوز ساخته شده، Windows 7 Manager نام دارد. اين نرم‌افزار با دارا بودن بيش از 30 ابزار مختلف، شما را قادر مي‌كند تا ويندوزي سريع‌تر، ايمن‌تر، پايدارتر و شخصي‌تر در اختيار داشته باشيد.

جزييات براي شما

يکي از امکاناتي که پس از نصب اين برنامه در اختيار شما قرار مي‌گيرد، آگاهي از جزييات دقيق نرم‌افزاري و سخت‌افزاري رايانه است. همچنين، اين برنامه به شما کمک مي‌کند تا شماره سريال و کدهاي ثبت شده مخصوص سيستم‌عامل و مجموعه نرم‌افزارهاي آفيس را نيز به‌دست آوريد. نمايش جزييات دقيق برنامه‌ها و ابزارهاي در حال اجرا روي ويندوز و پاک‌سازي خودکار سيستم‌عامل با يک کليک ماوس، از ديگر قابليت‌هاي اين بخش از نرم‌افزار است.

بهينه‌سازي

بهينه کردن يک رايانه، مزاياي بي‌شماري خواهد داشت که مهم‌ترين آن‌ها افزايش سرعت خاموش و روشن شدن رايانه، افزايش سرعت عملکرد برنامه‌ها و افزايش بازدهي مفيد سيستم‌عامل است. اين نرم‌افزار با ابزارهاي بهينه‌سازي خود انجام تمام اين کارها را براي شما ممکن مي‌كند. همچنين با بهينه‌سازي قابليت Task Schedule در ويندوز، برنامه‌هاي غيرضروري ويندوز را غيرفعال مي‌کند تا سرعت انجام کارها در ويندوز شما به‌طور قابل ملاحظه‌اي افزايش يابد.

پاک‌سازي

آيا فايل‌ها يا پوشه‌هايي فضاي هاردديسک شما را اشغال کرده‌اند و نمي‌توانيد آن‌ها را پيدا کنيد؟ آيا به‌مرور زمان فايل‌هاي بيهوده‌اي روي هاردديسک‌تان ذخيره شده‌اند و قصد داريد آن‌ها را حذف کنيد؟ آيا فايل‌هاي تکراري روي هاردديسک‌تان ذخيره شده‌اند و قصد داريد در سريع‌ترين زمان و با دقت بسيار آن‌ها را حذف کنيد؟ يکي از ديگر قابليت‌هايي که در اين نرم‌افزار وجود دارد، مجموعه ابزارهاي پاک‌سازي است. به‌کمک اين ابزارها مي‌توانيد جدول‌ها و نمودارهايي از فايل‌ها و پوشه‌هايي که بيشترين حجم از هاردديسک شما را اشغال کرده‌اند، مشاهده کنيد. همچنين مي‌توانيد فايل‌هاي اضافي و بيهوده را با يک کليک از روي هاردديسک رايانه حذف کنيد و فضاي خالي آن را افزايش دهيد.

اين نرم‌افزار با دارا بودن بيش از 30 ابزار مختلف، شما را قادر مي‌كند تا ويندوزي سريع‌تر، ايمن‌تر، پايدارتر و شخصي‌تر در اختيار داشته باشيد

جستجوي فايل‌هاي تکراري بر حسب نام، حجم فايل و تاريخ اعمال تغييرات روي آن نيز از ديگر قابليت‌هاي اين بخش از برنامه است. از ديگر ابزارهاي موجود در اين بخش، ابزار پاک‌سازي رجيستري ويندوز است که شما را قادر مي‌سازد تا با يک کليک رجيستري ويندوز خود را تعمير کنيد و با ايندکس کردن مجدد آن مدت زمان دسترسي به برنامه‌ها و رجيستري را کاهش دهيد.

 شخصي‌سازي

هر کاربر، هنگام استفاده از رايانه دوست دارد آن را مطابق سليقه و به‌دلخواه خودش تغيير دهد. مجموعه ابزارهاي شخصي‌سازي در اين برنامه به شما اين امکان را مي‌دهند تا روي بخش‌هاي مختلفي همچون:

- کنترل برنامه‌هاي استارت‌آپ

- تنظيم منوي بوت ويندوز

- ويرايش گزينه‌هاي موجود در کليک راست ماوس

- سفارشي کردن دسکتاپ، منوها، نوار ابزار

- سفارشي کردن محيط ويندوز و ...

کنترل داشته و بتوانيد به‌راحتي آن‌ها را مطابق با سليقه خود تغيير دهيد.

امنيت

پشتيباني از ابزارهاي افزايش ضريب امنيت سيستم‌عامل، از ديگر امکاناتي است که در اين برنامه گنجانيده شده است. افزايش امنيت دسکتاپ، منوها و پنجره ورود به ويندوز، فعال کردن چندين ابزار پنهان سيستمي براي افزايش امنيت، غيرفعال كردن، به‌روزرساني خودکار و گزارش خطاها، پنهان‌سازي و ممانعت از دسترسي به درايوهاي مورد نظر، ممانعت از اجراي برخي نرم‌افزارها در ويندوز، تغيير محل قرارگيري پوشه‌هاي سيستمي، حذف ردپاي امور انجام شده توسط شما و ايجاد تصادفي کلمات عبور، برخي از امکاناتي است که براي افزايش امنيت سيستم‌عامل در اختيار شما قرار مي‌گيرد.

اينترنت و شبکه

بهينه‌سازي سرعت اينترنت، مديريت فايل‌ها و پوشه‌هاي به‌اشتراک گذاشته شده در ويندوز و اعمال بسيار ساده تنظيمات مورد نظر روي مرورگر اينترنت اکسپلورر، برخي از ديگر امکانات موجود در اين برنامه است.

اين نرم‌افزار علاوه بر موارد ذکر شده، امکانات ديگري را نيز در خود جاي داده که پيشنهاد مي‌کنيم اگر از کاربران ويندوز7 هستيد، همين امروز نسخه‌اي از آن را دانلود کنيد و با سفارشي کردن ويندوزتان، از آن نهايت استفاده را ببريد.

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
  میشه خدا رو حس کرد تو لحظه های ساده...

این رو هم باور کنیم:

70 سال عبادت یکشب به باد میره...


ایمان داشته باشیم به این دو بیت!

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

احتمالا سينما دوستان تاكنون كلمه «بازيگرساز» ‌را زياد شنيده‌اند. اين صفت كه نمي‌تواند به راحتي به هر كارگرداني اطلاق شود بيانگر آن است كه برخي فيلمسازان با تبحر خاص‌شان مي‌توانند ظرفيت‌ها و استعدادهاي بازيگري را در فردي «كشف» و او را به دنياي حرفه‌اي سينما وارد كنند.

اين قضيه را از دريچه بازيگران مهم مي‌توان مورد تجزيه و تحليل قرار داد. بيشتر بازيگران «مشهور» و «چهره» سينماي ايران، كشف چند نفر از همين كارگردان‌هاي بازيگرساز هستند؛‌ يعني در كارنامه هنري آنها نقطه عطفي وجود دارد كه پس از آن تبديل به ستاره شده و نامشان بر سر زبان‌ها افتاده است. اين نقطه عطف براي برخي در همان نقش‌آفريني‌هاي اول و براي برخي در ميانه كار اتفاق افتاده است، ولي در هر صورت نمي‌توان منكر نقش پررنگ كارگردان در اين قضيه شد. در اين گزارش با آوردن نام كارگردان‌هاي بازيگرساز و برخي از بازيگراني كه ثمره تلاش آنها هستند به اين سوالات پاسخ داده‌ايم كه «هر ستاره‌اي توسط كدام كارگردان متولد شده» و هر كارگرداني كدام بازيگران را به بلوغ ستاره شدن رسانده است؟

بازي‌هاي خاطره انگيز براي نقش‌هاي پيچيده

داريوش مهرجويي از سال 1349 تاكنون با معرفي چهره‌هايي منحصر به فرد، حق زيادي بر گردن سينماي ايران دارد. نكته جالب درباره بازيگران او اين است كه از عزت‌الله انتظامي گرفته تا ليلا حاتمي و گلشيفته فراهاني، همگي در فيلم‌هاي او نخستين تجربه جدي سينمايي‌شان را سپري كرده‌اند و جالب‌تر آن كه براي همه آنها اين «نخستين تجربه» به بهترين و چشمگيرترين نقش‌آفريني هم بدل شده است.

بازيگران و شخصيت‌هاي فيلم‌هاي او آنچنان به هم پيوند خورده‌اند كه تجسم و تصور حضور بازيگري غير از آنچه او انتخاب كرده، غيرممكن مي‌نمايد. بازيگران نقش‌هاي پيچيده و ماندگار «مش حسن»،‌ «هامون»،‌ «مهشيد»،‌ «ليلا« »ميم»،‌ «بماني»، «مريم بانو»،‌ «پري» و «سارا» دقيقا همان‌هايي هستند كه بايد باشند. ضمن اين كه در كنار عامل «دقت در انتخاب»، درك شهودي و شگردهاي حسي خود آن بازيگران هم كه يقينا در روند بازي از طرف مهرجويي به آنها منتقل شده به كمك باورپذير شدن نقش‌هايشان آمده است. از بين بازيگراني كه مهرجويي كشف كرده، عزت‌الله انتظامي از همه پيشكسوت‌تر و قدرتر است. او با فيلم «گاو» مهرجويي وارد سينما شد و همه نگاه‌ها را به سمت خودش جلب كرد.

مي‌گويند مهرجويي در زمان نوشتن فيلمنامه، نقش را براي انتظامي مي‌نوشته است. همچنين هنگام فيلمبرداري به او توصيه كرده كه براي حس گرفتن، زياد با بقيه گروه قاطي نشود تا تنهايي «مش حسن» را به خوبي درك كند. انتظامي هم به اين توصيه عمل كرده و براي نزديك شدن به نقش، چندين ساعت در طويله مي‌مانده و به حركت‌هاي گاوها خيره مي‌شده است.

نوبرانه‌هاي مهرجويي

پس از انتظامي، علي نصيريان،‌ اكبر عبدي،‌ خسرو شكيبايي،‌ بيتا فرهي، ليلا حاتمي، علي مصفا، گلشيفته فراهاني، نسرين مقانلو و محمدرضا شريفي‌نيا ديگر بازيگراني هستند كه يكي پس از ديگري در سينماي مهرجويي به بالندگي رسيده‌اند. جنس سينماي متفكرانه و انديشمندانه مهرجويي منجر به انتخاب بازيگراني شده كه با اين فضا همخواني داشته‌اند: لباس پرشكوه ليلا انگار فقط بر قامت ليلا حاتمي دوخته شده است. او توانست نمايشگر زني رنج كشيده باشد كه با بازي دلپذيرش، مجموعه‌اي از احساسات مختلف از صبر گرفته تا ايمان،‌ توكل، استقامت، عشق،‌ نفرت، تنهايي، حسرت، اميد و... را به مخاطب منتقل كند.

زنده ياد «خسرو شكيبايي» هم اگر چه تا پيش از آن در چند فيلم متوسط بازي كرده بود، ولي نخستين بار با «هامون» مهرجويي مطرح شد و توانست همان سال سيمرغ بازيگري هم بگيرد. او در اين فيلم آنچنان در قالب روشنفكري نيمه‌سنتي فرو رفت كه پس از گذشت سال‌ها نتوانست از آن تيپ بيرون بيايد.

اما كم‌سن و سال‌ترين بازيگري كه «مهرجويي» او را كشف كرد، گلشيفته فراهاني بود، آن هم براي بازي در فيلم «درخت گلابي» كه يكي از محبوب‌ترين فيلم‌هاي منتقدان است.

بد نيست به اين نكته هم اشاره كنيم كه محمدرضا شريفي‌نيا اولين بازي سينمايي‌اش را در «پري» ارائه كرد. نيكي كريمي در «پري» و «سارا» به بلوغ بازيگري‌اش رسيد. امين حيايي پس از بازي در كمدي «مهمان مامان» بازيگر ثابت فيلم‌هاي كمدي شد و نكته آخر اين كه همه بازيگراني كه توسط مهرجويي كشف شده‌اند، پس از نخستين تجربه‌شان يا جايزه بازيگري گرفته‌اند يا نامزد دريافت آن شده‌اند.

زماني براي ديده شدن بازيگران جوان

مسعود كيميايي هم در عرصه بازيگرسازي مهارت ويژه‌اي دارد. در فهرست بازيگراني كه با فيلم‌هاي او ستاره شده‌اند، اسامي مشهوري به چشم مي‌خورد. هديه تهراني،‌ فرامرز قريبيان، احمد نجفي، گلچهره سجاديه،‌ انديشه فولادوند، فريماه فرجامي، محمد رضا فروتن، ميترا حجار، حسن جوهرچي، فريبرز عرب‌نيا و... .

مسلما سينمايي كه مايه پيش برنده داستان‌هايش رفاقت و ناموس و انتقام است، بازيگراني از همين جنس را هم طلب مي‌كند. توجه ويژه كيميايي در فيلم‌هاي چند سال اخيرش به مسائل جوانان، سبب شد تعداد زيادي از بازيگران جوان جذب فيلم‌هايش شوند.

او بازيگران فيلم «ضيافت» را از ميان جواناني انتخاب كرد كه در يك سريال تلويزيوني گل كرده بودند. از بين بازيگراني كه در اين فيلم حضور داشتند (‌حسن جوهرچي، ‌رامين پرچمي، ‌بهزاد خداويسي،‌ فريبرز عرب‌نيا و پارسا پيروزفر)‌ تنها عرب‌نيا و پيروزفر بودند كه توانستند حضورشان را در فيلم‌هاي بعد كيميايي حفظ كنند. فريبرز عرب‌نيا و همبازي‌اش هديه تهراني پس از بازي در فيلم «سلطان» به دو بازيگر «درجه يك» بدل شدند. هديه تهراني در «سلطان» در قالب شخصيتي فرو رفت كه بعد از آن بارها و بارها توسط خودش تكرار شد:‌زني سرد و مغرور با اعتماد به نفس بالا.

هديه تهراني اول قرار بود در فيلم روز واقعه (شهرام اسدي)‌ بازي كند، اما اين اتفاق نيفتاد. بعدها براي نقش دختر ارمني فيلم بودن يا نبودن (‌كيانوش عياري) پذيرفته شد كه به علت ايجاد وقفه در توليد فيلم اين نقش به فرد ديگري (عسل بديعي)‌ سپرده شد. اين گونه بود كه تهراني سر از فيلم «سلطان» در آورد و بازي تاثير‌گذاري را در اين فيلم ارائه داد.

ميترا حجار (فرياد)‌،‌ محمدرضا فروتن (مرسدس)‌ و انديشه فولادوند (سربازهاي جمعه) ‌از ديگر بازيگران جواني هستند كه توسط كيميايي به سينماي ايران معرفي شدند. در بين قديمي‌ترها هم بايد يادي كنيم از فرامرز قريبيان ‌كه در 4 فيلم اولش بازيگر ثابت فيلم‌هاي كيميايي بود‌، احمد نجفي ‌با درخشش در دو فيلم دندان مار و گروهبان،‌ گلچهره سجاديه ‌كه توسط «كلاغ» بهرام بيضايي كشف شد، ولي بهترين بازي‌اش را در «دندان مار» ارائه كرد و فريماه فرجامي ‌كه با «خط‌قرمز» كيميايي به سينما آمد و با «سرب» نخستين جايزه‌اش را گرفت.

كاشف پديده‌اي به نام سوسن تسليمي

در كارنامه بازيگران معرفي شده بهرام بيضايي، سوسن تسليمي حضور دارد كه زماني نقش‌آفريني‌هايش اعتبار و آبرويي براي سينماي ايران بود.

چند نفر ديگر هم با كمك بهرام بيضايي قله‌هاي بلند بازيگري را فتح كرده‌اند: از جمله جميله شيخي، مجيد مظفري و فاطمه معتمدآريا (‌مسافران)‌،‌ پروانه معصومي (رگبار)‌، مهدي هاشمي و عليرضا خمسه (مرگ يزدگرد) و ‌داريوش فرهنگ (شايد وقتي ديگر.)

نوجوانان خوش‌آتيه

صدرعاملي اگرچه قدمت و سابقه كارگردان‌هاي پيشين را ندارد، ولي بايد پذيرفت كه «بازيگر ساز» قابلي است.

بيشتر بازيگران دختر نوجوان سه‌گانه‌اش، آينده درخشاني داشته‌اند. پگاه آهنگراني و ترانه عليدوستي تاكنون جوايز معتبري را در جشنواره‌هاي داخلي و خارجي دريافت كرده‌اند.

صدر عاملي بازيگر نقش ترانه را از ميان هنرجويان كارگاه بازيگري امين تارخ انتخاب كرد. بعد‌ها ترانه عليدوستي انتخاب شدنش را خطرپذيري بزرگي از طرف كارگردان خواند و گفت‌: «اگر خودم كارگردان بودم نمي‌توانستم به يك چهره ناشناخته اعتماد كنم.»

صوفي كياني و خاطره اسدي ديگر بازيگران معرفي شده توسط صدرعاملي نيز پس از بازي در فيلم «ديشب باباتو ديدم آيدا» پيشنهادهاي خوبي داشتند.

صدرعاملي نخستين بار صوفي كياني را در جشن مجله دنياي تصوير ديد و به او پيشنهاد داد كه پيش «هانيه توسلي» تست بازيگري بدهد. او در فيلم «ديشب باباتو ديدم آيدا» بازيگر نقش اول بود و بعد‌ها نيز در فيلم «روياي خيس» پوران درخشنده ايفاي نقش كرد. اما چون بيشتر به كارگرداني علاقه داشت، بازيگري را خيلي جدي نگرفت.

خاطره اسدي نيز پس از اين فيلم، در فيلم‌هاي «شبانه‌روز» و «تقاطع» بازي‌هاي قابل قبولي از خود ارائه داد.

فراموش نكنيم كه بيژن امكانيان نيز با فيلم «گل‌هاي داوودي» صدرعاملي به اوج رسيد. ضمن اين كه كتايون رياحي هم با فيلم «پاييزان» وارد سينما شد.

ستاره‌هاي برخاسته از تابوشكني

بهروز افخمي زماني كه «ستاره‌سازي» از كارهاي ممنوعه بود، با ساخت فيلم تجاري «عروس»، مسير سينماي ايران را عوض كرد. زوج نيكي كريمي و ابوالفضل پورعرب، تا سال‌ها يكه‌تاز پرده‌هاي نقره‌اي بودند. اين 2 دو نفر شهرتشان را بيش از هر چيز مديون موقعيت‌شناسي و تيزبيني بهروز افخمي هستند.

ستاره‌هايي كه طي مسير كرده‌اند

اگرچه بازيگران «حاتمي‌كيا» با فيلم‌هاي او بارها مزه سيمرغ را چشيده‌اند، ‌اما كارنامه او در زمينه بازيگرسازي محدود به چند نام مي‌شود. به جز علي دهكردي و هما روستا در كرخه تا راين‌،‌ حبيب رضايي در آژانس شيشه‌اي و آتيلا پسياني با ‌خاكستر سبز،‌ ديگر بازيگراني كه در فيلم‌هايش حضور داشتند پيش از آن مسير حرفه‌اي شدن را با فيلمسازان ديگر پيموده‌اند.

معرفي آقاي سوپر استار

ايرج قادري كه سابقه زيادي در ساخت فيلم‌هاي تجاري دارد، چند ستاره با خودش به سينما آورده است. «محمدرضا گلزار» و «جمشيد هاشم‌پور» از ستارگاني هستند كه از مسير فيلم‌هاي اين كارگردان در معرض ديد قرار گرفتند.

گلزار زماني كه به دنياي سينما پا گذاشت فقط يك نوازنده گيتار در گروه آريان بود و هيچ ‌گونه سابقه بازيگري نداشت. ماجراي بازيگر شدنش به يكي از كنسرت‌هاي گروه آريان برمي‌گردد، كنسرتي كه «ايرج قادري» يكي از مهمانان آن بود.

قادري در آن كنسرت چهره «گلزار» را پسنديد و از او دعوت كرد براي بازي در فيلم «سام و نرگس» حضور يابد.

جمشيد هاشم‌پور نيز از سال 1346 پراكنده در فيلم‌هاي قبل از انقلاب بازي مي‌كرد. او در بعد از انقلاب در اولين حضور سينمايي خود در فيلمي از مسعود كيميايي با عنوان «خط قرمز» بازي كرد. اما به خاطر توقيف فيلم ‌اين بازيگر نيز فرصت ديده شدن را از دست داد. 3 سال بعد يعني در سال 1364 با فيلم «تاراج» ايرج قادري بود كه به اوج محبوبيت رسيد. هنوز هم خيلي‌ها فيلم «تاراج» را با نقش «زينال بندري» و آن سر تراشيده معروفش به ياد مي‌آورند. نقشي كه در فيلم‌هاي بعدي اين بازيگر بارها و بارها تكرار شد.

زرشك زريني كه خوش يمن بود

نادر مقدس در سينماي ما كارگردان پركاري نيست. بيشتر شهرتش برمي‌گردد به فيلم «شور عشق» كه به خاطر پرفروش شدنش خبرساز شد. همچنين به خاطر نقدهاي تند و تيزي كه منتقدان بر اين فيلم نوشتند و تمشك زريني كه به كارگردانش تقديم كردند، اما مهم‌ترين اتفاق فيلم معرفي 2ستاره جديد به سينماي ايران بود. «بهرام رادان» و «مهناز افشار» كه هر دو اولين فيلم سينمايي‌شان را بازي مي‌كردند با «شور عشق» راه چندين ساله را يك شبه طي كردند و به ستارگاني محبوب براي مخاطبان عام بدل شدند.

بهرام رادان مشغول گذراندن دوره كلاس‌هاي بازيگري بود كه نادر مقدس او را براي بازي در نقش اول فيلمش انتخاب كرد. آن هم در زماني كه فقط 2 هفته از كلاس رفتنش مي‌گذشت.

مهناز افشار هم در آن زمان فقط سريال تلويزيوني «گمشده» را بازي كرده بود. مريم كاوياني ديگر بازيگري است كه اولين بار «نادر مقدس» براي بازي در فيلم «روياي جواني» از او دعوت به كار كرد.

حكايت همچنان باقي است

اين گزارش از آن دست مطالبي است كه هم بايد در حين نوشتنش خيلي خست به خرج دهيم و هم بايد پايانش را با عجله جمع و جور كنيم. خست از آن رو كه در اين مجال اندك نمي‌توانيم روي بسياري از فيلم‌ها، نقش‌ها و بازيگرها توقف كنيم و از آنها بيشتر سخن بگوييم. از طرف ديگر، بايد از كنار نام خيلي از بازيگرها با شتاب بگذريم. در پايان فقط به آوردن نام تعدادي از بازيگران و فيلم‌هايي كه با آن «چهره» شده‌اند اكتفا مي‌كنيم.

ماهايا پطروسيان «(پرده آخر» واروژ كريم مسيحي)‌، حميد فرخ‌نژاد «(عروس آتش» خسرو سينايي)‌، گلاب آدينه «(زرد قناري» رخشان بني‌اعتماد)، گوهر خيرانديش «(روز باشكوه» كيانوش عياري)، رضا كيانيان «(كيميا» احمدرضا درويش)‌،‌ داريوش ارجمند و سعيد پورصميمي «(ناخدا خورشيد» ناصر تقوايي)،‌ امين حيايي (‌«هتل كارتن» سيروس الوند)‌، مريلا زارعي «(دو زن» تهمينه ميلاني)، افسانه بايگان (‌«گمشده» مهدي صباغ‌زاده) و... .

(منبع)

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

17 آبان: خيلي از شما لابد داستان بر باد رفته را خوانده‌ايد و حتما خيلي‌هاي‌تان طرفدار پر و پاقرص آن هم هستيد. امروز سالروز تولد نويسنده يكي از معروف‌ترين رمان‌هاي قرن بيستم، يعني مارگارت ميچل است. نويسنده‌اي كه اگر چه عمري طولاني نداشت و فقط همين يك داستان را نوشت، اما خيلي‌ها تنها كتاب اين نويسنده را پر فروش‌ترين داستان تاريخ مي‌دانند! راست و دروغش گردن آنهايي كه مي‌گويند.

جالب است كه بدانيد كه خانم ميچل، پيش از نويسنده شدن روزنامه‌نگار بود و در تنها روزنامه شهر خود يعني آتلانتا، روايتگر جنگ خونين داخلي آمريكا بود. او با شنيدن شرح همين جنگ خونين تصميم گرفت كتابي بنويسد كه آدم‌ها با خواندنش از هر چه جنگ و خونريزي است بيزار شوند. آرزويي كه البته محال بود و هيچ وقت هم برآورده نشد. او 10 سال را صرف نوشتن اين رمان كرد تا يكي از به يادماندني‌ترين كتاب‌هاي قرن بيستم را به وجود بياورد.

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 
در همايشي كه براي معرفي و آشنايي با ‌2010 SharePoint‌ برگزار شد، استيو بالمر، مديرعامل مايكروسافت اعلام كرد كه اين شركت نسخه رسمي بتاي آماده انتشار براي عموم آفيس 2010 را آماده مي‌كند.

به‌گزارش سايت خبري بتانيوز، عرضه اين نسخه احتمالا مصادف با كنفرانس ‌PDC‌ سالانه مايكروسافت در سال 2009 است كه قرار است هفته سوم نوامبر در لس آنجلس برگزار شود.

اطلاعات بيشتري از آفيس 2010 منتشر نشده است، اما تا جايي كه مشخص است مايكروسافت در نظر دارد آفيس 2010 را به‌طور كامل روي سيستم‌هاي ‌ OEM‌(لپ‌تاپ‌ها و كامپيوترهاي داراي سيستم عامل نصب شده) نصب كند. اين اقدام باعث مي‌شود بازاريابي ساده‌تري داشته باشد، ضمن آنكه هزينه توزيع و تكثير كمتري نيز پرداخت خواهد كرد. همچنين نرم‌افزارهاي وب آفيس، (كه بنا بود نسخه تحت وب خود‌آفيس باشد) قرار است به‌طور رايگان براي همگان در دسترس باشد، حتي اگر مشتري آفيس نباشند و از ويندوز استفاده نكنند.

همچنين احتمال مي‌رود كه در كنفرانس ‌PDC‌ ماه آينده، نسخه كاملي از نرم‌افزارهاي تحت وب آفيس در مقايسه با آفيس نسخه رايگان (كه روي سيستم‌ها رايگان نصب مي‌شود) مورد بررسي قرار گيرد. ‌ ‌

آفيس 2010 فعلي تقريبا محصول پايداري است و در تست‌هايي كه روي ورد، اكسل و آوت‌لوك انجام شده، چند مشكل كوچك مشاهده شده است،‌اما خطاهاي بحراني آن بسيار اندك بود. همچنين چندين قابليت جديد در آفيس 2010 اضافه شده است كه مهم‌ترين آن، تغييرات عمده در شيرپوينت 2010 است.

كاركرد شيرپوينت 2010 به‌نظر كاملا تغيير يافته مي‌رسد، كارايي شيرپوينت خصوصا در مواقعي كه مشاغل جا افتاده و شبكه‌هاي اجتماعي فعالي حول آن شكل مي‌گيرد، بيشتر مي‌شود. اين شبكه‌ها با نرم‌افزارهاي آفيس همخواني بهتري دارند، چرا كه صفحه‌هاي وب شيرپوينت ديگر از طريق اينترنت اكسپلورر براي نرم‌افزارها قابل دسترسي نيست و مولفه‌هاي مختلف بسته آفيس، به‌طور مستقيم و مستقل از شيرپوينت استفاده مي‌كنند.

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

خیابان عباس آباد به سمت کلاس دانشگاه ....راهپیمایی آرام سبز ها......هجوم ناگهانی50 موتور سوار گارد به پیاده رو.....باطوم خوردن همه مردم که از پیاده رو گذر میکردند....شوک و بهت....اعتراض پیرمرد به پلیس.....پیاده شدن پلیس از موتور و ضرب و شتم پیرمرد و پرت کردنش به داخل جوی.....گاز اشک آور......گلوله باران(پلاستیکی) از کنار گوشم مانند نقل و نبات....دیدن سلاح های گرم عجیب بر دوش گارد.....بوق ماشینها(اعتراضی).....سطل آشعالهای آتش زده.....تجمع سبز....هجوم لباس شخصی ها با باتوم....کابل...سیم خاردار.......ضرب و شتم شدید....رسیدن به دانشگاه....ورود به کلاس.....توجه استاد به چشمان قرمز من و نگرانی برای سایر بچه ها....رسیدن چند دختر دانشجو با حالت ترس و لرز....تعطیل شدن دانشگاه توسط مدیریت...روانه شدن به سوی منزل....

سئوال...سئوال..سئوال!!بهت و حیرت!سخنان رهبری در خصوص برخورد نیروهای امنیتی؟!

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

صدای خش خش برگها زیرگام های من و تو روز به روز بیشتر شنیده میشه و این یعنی فصل سرخ و زردی که سرما رو همراه خودش داره و چه لذتی داره قدم زدن تو عصرهای گرک و میش این روزها و گاهی نم نم بارون خوردنی که تو رو به لرزه میندازه و ضعیف بودنت رو به یادت میاره.زندگی هم گاهی زرد میشه و گاهی سرخ و اتفاقات نو  در بستری از هیجان بوجود میان و همه اینها در زمانی اتفاق میفته که از یک دقیقه بعد خودت هم خبر نداری.

از آدمای جدیدی که میان و میرن و شاید یه روزی خواهند آمد.

تو را من چشم در راهم.....با آنکه میدانم هیچ نمی آیی.....

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

کشورهای مختلف تمام نیروهای خود را به کار گرفته اند تا با ویروس مرگبار آنفلونزای نوعAمبارزه کنند.صف های ایجاد شده توسط مردم در ایالات مختلف آمریکا جهت واکسیناسیون رایگان این بیماری به کیلومترها میرسد.در ترکیه دانش آموزان در حال واکسینه شدن هستند و مدارس و کلیه اماکن عمومی هر روز 3مرتبه ضدعفونی میشوند.در سوریه تلوزیون مرتبا در حال پخش هشدار و مطالب مختلف در جهت پیشگیری و مقابله با این ویروس مهلک  است که روز به روز در حال گسترش بوده و بسیار کشنده است.

اما مسئولین و رسانه ها کشور ما تنها به خبرهای کوتاه و اطلاع رسانی های موردی بسنده کرده و بهترین راه حل  فعلی را تعطیل کردن مدارس در برخی شهرها میدانند ولی باید به این توجه کرد که شیوع این بیماری تنها در مدارس نیست بلکه در هر مکان عمومی انتشار این بیماری به سرعت خواهد بود.

گویی هنوز مسئولین ما در خواب هستند و یا نمی خواهند خطر شدید این بیماری را قبول و احساس کنند و باید منتظر شیوع پر سرعت این بیماری باشیم.

همه باهم تلاش کنیم  و در اطلاع رسانی و جلوگیری از شیوع این بیماری جامعه را یاری دهیم.

برای آشنایی با بیماری آنفلونزای نوعAو راههای مقابله با آن کلیک کنید

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

تو کلاس نشستم و دارم به درس شیرین ریاضی مهندسی توجه میکنم(گوش میدم)هوا سرد شده و در حال یاداشت برداری هستم که صدای چیک چیک شدید نوید اولین بارون درست حسابی پائیزی رو میده...کلاس که تموم شدخودم رو به بیرون رسوندم و خودم رو زیر بارون رها کردم ,کلاس بعدی رو بیخیال میشم تا در میون ترافیک شدید خیابونهای تهران که ماشینهای پیچیده در همش صدای بوقهاشونو بلند کردند و مردمی که منتظر تاکسی خیس خیس شدند منم خیس بشم و مثل هر سال زیر اولین بارون پائیزی پائیزی قدم بزنم و به دلتنگی هام فکر کنم به خودم...دیروزم و شاید فردا....

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

دلگرمی هایم ، شب توی زندان می خوابند . چقدر سخت است نبودن وقتی چراغ اتاق محبوبه خاموش است و کلمه های همیشه بد قولش روی خط های نیمه کاره معطلند . وقتی هادی ، خنده ها و شوخی هایش نیست ، نیست که صدای این و آن را تقلید کند و ما بخندیم . نیست که عکس های تازه باران را برایم بفرستد . وقتی سعیدِ تازه رها شده بیاید و بامحبتش شرمنده ام کند . محبوبه من ! یادت هست؟ وقتی دلم می گرفت و اظطراب داشتم ، می گفتی حمد بخوانم . حالا می دانم تمام امشب را حمد خوانده ای و برای یک بار همه که شده برای بر نداشتن موبایلت دلیل تلخ و محکمی داری . هادی ! بیا با آن نگاه آرامت بخند . تو الان باید نمایشگاه باشی . بیا طرح هایت را بزن زیر بغلت و از لای پوشه ات گوشه اش را بیرون بکش و نشانمان بده . سعید! محمد رضا ! از شما دیگر چه می خواهند؟ شما که تمام این روزها اسیرشان بوده اید ؟ مگر این همه برای آزادی تان ذوق نکردیم؟ آهای! یکی دوست های من را پس بدهد !ه

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
     
 

pctfx3.1

Digital Classic Float Template

Interactive CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates طراحي و پياده سازي قالب سايت مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog میزبانی وب

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور