در اولین سخنرانی های انتخاباتی میرحسین موسوی,او جمله ای گفت که باید حال عمیق تر به آن نگاه کرد.میرحسین گفت من برای کشور احساس خطر میکنم برای انقلاب و آرمانهایی که تا به امروز زحمات فراوانی برای آن کشیده شده است.

شاید آن روزها این جمله تنها رنگ و بوی انتخاباتی داشت اما با گذشت چند ماه از انتخابات میتوان به عمق این جمله پی برد:

حوادث پس از انتخابات و کشته شدن عده ای از هموطنانمان.

دستگیری و زندانی نمودن افرادی که خود از مهمترین  انقلابیون و دولتمردان گذشته بوده اند.

سعی در حذف نمودن افراد و احزاب.

بسته شدن روزنامه ها و فیلترینگ گسترده سایت ها.

ترورهای صورت گرفته در کردستان.

برخورد شدید با دانشجویان.

اختلاف در درون جبهه های سیاسی.

ترک کردن اغلب سران و نمایندگان کشورها در زمان سخنرانی آقای احمدی نژاد در سازمان ملل.

گشوده شدن پرونده هسته ای جدیدی برای ایران.

لبخند زدن آمریکا و اروپا به ایران پس از مذاکرات هسته ای.

تصویب تحریم بنزین برای صدور به ایران در مجلس آمریکا.

و ..عملیات تروریستی جندالله در سیستان و بلوچستان.

اینها گوشه ای از احساس خطر هایی بود که میرحسین موسوی در ابتدای ورودش به صحنه انتخابات به آن اشاره کرد و حال با عمیق شدن در سخنان و نظرات وی میتوان مفهوم این احساس خطر برای موقعیت کشور و ملت ایران را درک کرد و چاره ای اندیشید......

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
  روزها میگذرد و پائیز میشود

برگها زرد سرخ می ریزد بر زمین

من تنها در جاده بشری قدم میزنم

وتو همچنان در این اندیشه ای چه زمان بیایی و یا.....؟

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 
امروزه کارت‌هاي گرافيکي بازار بسيار خوبي دارند و براي شرکت‌هاي توليد کننده آن بسيار سودآور هستند. اگر به گذشته اين محصولات نگاه کنيم و از نام‌هايي که امروز مطرح نيستند صرف نظر کنيم، ابتدا شرکت کانادايي ATI را مي‌بينيم. اين شرکت سال 1985 تاسيس شد و به‌عنوان توليدکننده کارت گرافيکي براي رايانه‌هاي آي‌بي‌ام و کومودور مطرح بود تا اين‌که 2سال بعد، شرکت مستقلي شد و شروع به توليد کارت گرافيک با نام تجاري خود کرد.

پادشاهي ATI چند سالي ادامه پيدا کرد تا اينکه شرکت انويديا در سال 1993 از سانتاکلاراي کاليفورنيا پا به صنعت گذاشت و به تدريج موفق شد خود را به عنوان رقيب اصلي ATI مطرح کند. جالب است بدانيد که بنيان‌گذاران اين شرکت، قبلا تجربه کارکردن در شرکت‌هاي AMD و سان‌ميكروسيستمز را داشته‌اند. از سال 2000 که خريدن شرکت کوچک‌تر توسط بزرگ‌ترها رايج شد، انويديا و ATI شروع به خريدن کردند و به ابر شرکت‌هايي تبديل شدند.

اين دو شرکت در دهه گذشته در تمام عرصه‌ها با يکديگر رقيب بودند و در هر زمينه‌اي که يکي پيشي مي‌گرفت و نوآوري مي‌کرد، ديگري خود را مي‌رساند. اگر انويديا هسته گرافيکي کنسول‌هاي بازي PS3 و اكس‌باكس را توليد کرد، در عوض ATI هسته گرافيکي گيم‌كيوب1 و Wii و اكس‌باكس360 را توليد کرد. اگر ATI سري راديون را براي کامپيوترهاي خانگي توليد مي‌کند، انويديا سري جيفورس را توليد مي‌کند. اگر انويديا تکنولوژي SLI براي موازي کردن دو کارت گرافيک را دارد، ATI تکنولوژي كراس‌فاير2 را پشتيباني مي‌کند و اگر ATI براي تحقق GPGPU خط توليد فايراستريم3 را آغاز مي‌کند، انويديا تسلا4 را معرفي مي‌کند.

پس از اينکه AMD موفق شد که ATI را زيرمجموعه خود کند و درون شرکت آن را با نام گروه توليدات گرافيکي5 بنامد، رايانه‌هايي توليد شد که کارت گرافيک، چيپ‌ست و پردازنده آن متعلق به يک شرکت بود و به همين دليل اميد کارايي بالايي از اين رايانه مي‌رفت. در اين ميان، انويديا زياد متضرر نمي‌شد چون همچنان مي‌توانست کارت‌هاي گرافيکي خود را براي سيستم‌هايي با پردازنده‌هاي AMD يا اينتل توليد کند. در اين ميان، اين اينتل است که از رقيب خود AMD عقب افتاده‌است و براي اين شرکت، نداشتن کارت گرافيکي ضرر است. به‌نظر نمي‌رسد که اينتل بتواند شرکت انويديا را بخرد و شرکت بزرگ ديگري نيز وجود ندارد که توان رقابت با AMD/ATI را داشته باشد و اينجاست که اينتل بايد روي پاي خودش بايستند و کارت گرافيک توليد کند؛ بله، اينتل تصميم گرفته کارت گرافيک توليد کند.

اين کارت‌هاي گرافيکي که مژده رسيدن آن اوايل بهمن ماه امسال به گوش خواهد رسيد، لارابي6 نام دارند. لارابي معماري جديدي از اينتل است که براي اولين بار در در کنفرانس SIGGRAPH2008 توسط اينتل معرفي شد. (SIGGRAPH کنفرانس سالانه‌اي در زمينه گرافيک رايانه‌اي است که معمولا در ماه اگوست برگزار مي‌شود.) در رابطه با تاريچه گرافيکي اينتل بايد گفت که اين شركت چيپ‌هاي گرافيکي توليد مي‌کند که با مادربورد توليد مي‌شوند، مجزا فروخته نمي‌شوند و GMA نام دارند. ولي اين چيپ‌ها به هيچ‌وجه توان رقابت با کارت‌هاي گرافيکي انويديا يا AMD/ATI را ندارند و مخصوص سرور يا رايانه‌هايي هستند که نيازي به انجام عمليات پيچيده گرافيکي ندارند و تنها يک خروجي تصوير مي‌خواهند. معماري لارابي نسل بعدي GMA نيست و کاملا متفاوت است. لارابي براي دو بازار توليد مي‌شود که اول کارت گرافيک‌هاي رايانه‌هاي شخصي، که در اين بازار رقباي سر سختي مثل جيفورس و راديون را پيش‌رو خواهد داشت و دوم GPGPU که در اين بازار نيز بايد با فايراستريم و تسلا رقابت کند. در ادامه به بررسي برخي خصوصيات اين معماري و کارايي حدودي آن و نيز برنامه‌نويسي گرافيكي در آن مي‌پردازيم.

خصوصيات معماري

طراحان معماري لارابي، همان تيم طراح معماري موفق نهالم7 هستند(معماري نهالم ويژه افزايش کارايي بدون افزايش اندازه طراحي شد و در توليد پردازنده بي‌رقيب Corei7 مورد استفاده قرار گرفت). لارابي در واقع نام معماري چندين هسته‌اي است که هسته‌هاي باهم مشابه هستند و قابليت محاسبات برداري آنها تقويت شده‌است. هسته‌ها از نوع in-order هستند؛ به اين معني که ترتيب دستورالعمل‌ها در خط‌لوله8 آنها عوض نمي‌شود. اغلب پردازنده‌هاي اينتل، Out-of-order هستند يعني چند دستور غيروابسته به‌طور همزمان مي‌توانند اجرا شوند. پيش‌بيني اينکه کدام دستورها مي‌توانند موازي اجرا شوند به عهده سخت‌افزاري است که بخش اعظمي از پردازنده را اشغال مي‌کند. اين معماري ويژه محاسبات سنگين موازي طراحي شده‌است. هسته‌ها از پنتيوم مشتق شده‌اند و برخي دستورات ويژه گرافيک، به مجموعه دستورالعمل‌هاي آنها اضافه شده‌است. در تصوير، معماري يکي از هسته‌هاي لارابي را مشاهده کنيد که اين هسته از طريق شبکه حلقوي با باقي هسته‌ها در ارتباط خواهد بود.

 مقدار حافظه نهان سطح اول9 32كيلوبايت پيش‌بيني شده که دوبرابر مقدار حافظه نهان سطح اول در کارت‌هاي گرافيکي انويدياست. حافظه سطح اول اين هسته‌ها بسيار سريع است و زمان دسترسي به آن با زمان دسترسي به ثبات‌ها برابر است. حافظه نهان سطح دوم در کارت‌هاي گرافيکي انويديا وجود ندارد ولي براي هسته‌هاي لارابي تعبيه شده‌است و اندازه آن 256كيلوبايت است. هسته‌هاي لارابي و کودا10 هرکدام توانايي اجراي 4 نخ را به طور همزمان دارند. دستورالعمل پس از ديکود شدن، براي مرحله اجرا به يکي از دو واحد VU11 و SU12 که ثبات‌هاي مجزا و مخصوص به‌خود را دارند، ارسال مي‌شود. VU توانايي اجراي دستوري يکسان، روي 16 داده مختلف را دارد. لارابي براي اجراي موازي چندين نخ آنها را به دسته‌هاي 16تايي تقسيم مي‌کند و اجراي هر دسته را به VU مي‌سپارد(اين تقسيم‌بندي در معماري کودا متفاوت است و بدين صورت است که نخ‌ها به دسته‌هاي 32تايي تقسيم مي‌شوند و اجراي هر دسته به يک SM13 سپرده مي‌شود که خود پردازنده‌اي هشت هسته است). VU تواناي اجراي هردو عمليات مميز شناور و صحيح را دارد.

در لارابي خلاف معماري کودا، زمان‌بندي نخ‌ها توسط نرم‌افزار صورت مي‌گيرد. عملياتي مانند Rasterization و  Interpolation و  Post-shader alpha blending نيز توسط نرم‌افزار پياده‌سازي و کنترل مي‌شود که انعطاف‌پذيري بالايي نسبت به حالتي که سخت‌افزاري پياده‌سازي شود، پديد مي‌آورد. البته کنترل نرم‌افزاري گاهي سربار زيادي توليد کند که از سرعت سيستم مي‌کاهد به همين منظور در مورد عمليات Texture و Scatter-gather پياده‌سازي سخت‌افزاري ترجيح داده شده‌است.

نحوه برنامه‌نويسي

براي نوشتن برنامه‌اي که روي کارت گرافيک‌هاي لارابي اجرا شود، Larrabee Native طراحي مي‌شود که کامپايلر مخصوص نيز خواهد داشت. بسياري از کدهاي نوشته شده به زبان C/C++ استاندارد بدون تغيير و با کامپايل کردن دوباره روي لارابي اجرا خواهند شد. براي برنامه‌نويسي موازي، لارابي‌نيتيو چندين کتابخانه مديريت نخ را پشتيباني خواهد کرد که Thread Building Blocks و POSIX Threading و OpenMP از آن جمله‌اند.

کارايي حدودي

برگ برنده‌ لارابي در مقابل کارت‌هاي گرافيکي ديگر، معماري x86 آن است که مي‌تواند سيستم عامل‌ها و برنامه‌هاي بسياري را اجرا كند. همان‌طور که گفته شد، لارابي در زمينه‌هاي سلسله مراتب حافظه، تقسيم بار موازي و پشتيباني عمليات گرافيکي (سخت‌افزاري يا نرم‌افزاري) تفاوت‌هاي عمده‌اي با ديگر کارت‌هاي گرافيکي دارد و نمي‌توان درباره کارايي دقيق آن اظهارنظر کرد، ولي مقالات و گفته‌هاي زيادي وجود دارد که اعلام مي‌کند کارت گرافيک لارابي براي رايانه‌هاي شخصي، قدرتي نزديک به GeForce GTX 285 دارد. اما با سابقه و نبوغي که از اينتل سراغ داريم، انتظار مي‌رود در زمان عرضه محصول قوي‌تري را شاهد باشيم.

براي تجربه کردن کارت گرافيک‌هاي لارابي،دست‌كم بايد تا بهمن ماه صبر کنيم. اگر اينتل بتواند لارابي را با پردازنده‌هاي خود هماهنگ کند، برگ جديدي از رقابت‌هاي اينتل و AMD ورق خواهد خورد. در اين ميان، به‌نظر مي‌رسد که انويديا عقب ضربه خواهد خورد. انويديا که بدون ‌شک بي‌کار نخواهد نشست، شايد تا چند سال ديگر شروع به توليد پردازنده کند تا مثل رقبايش، هم پردازنده مرکزي و هم پردازنده گرافيک يک سيستم، متعلق به خودش باشد.

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

دیروز وقت خالی پیدا کردم و با یکی از دوستان به تماشای فیلم بی پولی در سینما آزادی رفتیم.در راه رسیدن به سینما تبلیغات چند میلیونی فیلم چشمم را به سمت خود میکشید.به گیشه فروش بلیط که رسیدم تا سانس ساعت ده شب بلیط ها فروخته شده بود ولی شانس آوردم که فروشنده بلیط که ابتدا در جواب سئوالم گفته بود که کنسلی نداریم یک بلیط 2نفره تحویلم داد و به تماشای فیلم نشستیم...حدود114 دقیقه فیلم با موضوع تقریبا کلیشه ای که در بستر هنری تر و با بازیگران نام آشنا تر اتفاق می افتاد که من را حتی به اندازه فیلم های 1500 تومانی سه شنبه ها راضی  نکرد.

دی وی دی های هزار تومانی ام  را باز هم ترجیح دادم  چون لاقل با دیدن زیر نویس هایش موضوعی جدید و پرداخت شده را تجریه میکنم و بی پولی هم جرو معدود فیلم های نبود که در سینمای ایران حرفی برای بیننده داشته باشد و موضوعی متفاوت را عرضه کند.براستی چه زمانی سینما ما ارزش بلیط3000تومانی را خواهد داشت؟

پ.ن:در هنگام نوشتن این پست این تلخند تابناک برایم جالب بود:


خبرگزاري مهر با كارگردان فيلم «بي ‌پولي» مصاحبه كرد

با اين وضع كارگردان، بينندگان حتما برن فيلم رو ببينن تا ايشون از «بي پولي» در بياد.
 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

در گوشه یکی از میادین بزرگ تهران منتظر اتوبوس هستم و مثل همیشه این انتظار طولانی شده ولی گزینه دیگری برای این مسیر نداشتم.

رونیز مشکی رنگ با سرعت از کنارم رد میشود و جلوی من پارک میکند.از ناخنهایی  صورتی رنگی که از پنچره ماشین بیرون آمده و خاکستر سیگار را بیرون می ریزد متوجه میشوم که راننده مونث است.کمی دقیق تر میشوم...دختری با موهای طلایی و عینک دودی بزرگ با موبایل صحبت میکند و پک عمیقی به سیگارش میزند و گاه گاه به پدال گاز فشاری می آورد و هر چند ثانیه از آینه جلو نگاهی به عقب میکرد...انگار انتظار  کسی را می کشد.

موتور سیکلتی که بروی آن دونفر سوار شده اند با صدای گوشخراشی از کنارم میگذرد و کنار پنجره ماشین دخترک می ایستد.از پنجره یک دسته صد تایی اسکناس 2000تومانی با دست لاک زده دخترک بیرون می آید و یکی از مردانی که روی موتور نشسته است پول را گرفته و آن یکی هم انگشتش را زیر لب پائینی خود میکند و دو کیسه سفید رنگ از زیر لبهایش خارج میکند و آنها را در ماشین دخترک می اندازد و به سرعت موتور دور میشود و دخترک هم پایش را روی پدال گاز قشار می دهد و دور میشود.

**300متر جلوتر باجه پلیس سیار مستقر است و 3 پلیس هم آنجا ایستاده اند و با هم صحبت میکنند و در بالای این باجه پلاکاردی با این مضمون نصب شده است:

از تلاش  کارکنان کلانتری.......در رابطه با مبارزه با اراذل و اوباش و موادفروشان تشکر و قدردانی صمیمانه می شود.                                                                   

از طرف اهالی و کسبه محل!

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

موتورولا نخستين تلفن همراه مجهز به سيستم عامل آندرويد خودرا عرضه خواهد کرد. اين تلفن همراه که Dext نام دارد، با صفحه کليد QWERTY، صفحه نمايش لمسي، 2 گيگابايت حافظه ميکروSD و دوربين پنج‌ مگاپيکسلي، با پشتيباني واي‌فاي عرضه مي‌شود.

آندرويد اين تلفن همراه، با پلت‌فرم Motoblur، که يک پلت‌فرم خدماتي براي تلفن‌هاي همراه است و مي‌تواند دفترچه‌هاي تلفن، بلاگ‌ها، پيغام‌ها، ايميل‌ها و تصاوير را ميان سايت‌هاي مختلف اجتماعي و ايميل‌ها همخوان کند.

رالف گربرهاگن، مدير بخش اروپاي غربي موتورولا به وب‌سايت خبري mobilenewscwp گفت: «موتوبلر، که از اين به‌بعد روي تلفن‌هاي آندرويدي موتورولا عرضه خواهد شد، ما را به‌هدف‌مان که بهتر کردن، متصل کردن و سريع‌تر کردن جريان اطلاعات است، نزديک‌تر مي‌کند.»

وي در ادامه گفت: «تلفن‌هاي امروزي بايد بيشتر از هوشمند باشند. اين تلفن‌ها بايد ارتباطات اجتماعي وسيع‌تري ايجاد کنند و دکست، چنين تلفني است و قابليت انتقال تمام زندگي اجتماعي مجازي‌ را به تلفن همراه‌ دارد.»

گفتني است تلفن دکست فعلا منحصرا فقط براي شرکت‌‌هاي مخابراتي آرنج (Orange) در انگلستان و فرانسه، تلفونيکا در اسپانيا و آمريکا موويل در آمريکاي لاتين عرضه خواهد شد. اين تلفن همراه که در آمريکا با نام کليک (Cliq) آن را مي‌شناسند، از طريق شرکت مخابراتي تي‌موبايل عرضه مي‌شود.

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

اگر به یک دوست مدتها پیشنهاد میدادید که با هم قدمی بزنید ولی وقت نداشت....

اگر دوستتان تلفنهای شما رو جواب نمی داد و حتی تلفن شما را گم کرده بود.........

اگر از دوستتان مدتها خبری نبوده ویکدفعه پیدایش میشود و کلی از حال شما میپرسد.....

اگر پس از سالها دوست خیلی دور شما برای یک نهار شما را به یک رستوران خیلی خوب دعوت کرد....

اگر دوستی شما را برای کار به شرکتی که با دوستانش تاسیس کرده و نانشان در روغن است دعوت کرد......

حداقل50%احتمال دهید شما صید تازه کوئست(یا هر بازاریابی شبکه ای دیگر)او هستید

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

بلاخره آدمها هم دلشون گاهی باید بگیره تا قدر روزهای خوبشون رو بدونند و برای آینده تصمیم های بهتری بگیرند.من هم داشتم امروز لیست انتخاب واحد دانشگاهم رو نگاه میکردم و 5واحدی که این ترم دوباره انتخابشون کرده بودم و در روزهای انتخابات هدف و آرمانم را به نمره این درسها ترجیح داده بودم.جلوی لپ تاپ بودم و کلیپی از روزهای پرشور انتخابات را باز کردم(همه جان و تنم وطنم...وطنم...وطنم)یاد روزهایی افتادم که با اعتقاد به میرحسین موسوی برای پیروزیش تلاش کردیم ...زمانهایی که هنوز شاید نماد سبزی هم نبود...از روزهای بهمن87 که برای دعوت از میرحسین برای شرکت در انتخابات فعالیت کردیم.

به روزهای هیجان و شور هم نسل هایم....به روزهای سبز تلاش....به روز انتخابات.....به روزها و حوادث بعد از انتخابات..و به امروز و من و اینجا..سنگینی بغض گلویم را فشار میداد ولی تنها یک چیز در ذهن من روشن بوده و هست و خواهد بود:من با اعتقاد قلبی و عقلانی میرحسین موسوی را انتخاب کردم و دوستش دارم-نه برای انقلاب مخملی و نه برای براندازی نظامی که تا امروز ما مردم و جوانان پشت آن بوده ایم.......

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

از فردا دانشگاه شروع میشه و استاد و کلاس و درس و ترم و پروژه و غیبت و دوستان......شاید روزهایی که دلم براشون تنگ شده.امسال اما مطمئم دانشگاه ها هم طعم سبز بودن رو از روزهای ابتدایی مهر میچشند.

برای روزهایی که زحمت کشیدند...برای روزهایی که امتحاناتشان یا لغو شد و یا نمراتش خوب نبود ولی تلاش کردند و هر چه را به جان خریدند برای آنچه اعتقادشان بود و برای تغییر اما روزها طور دیگری رقم خورد و آن روزهای شاد و سبز پاسخی سیاه در پی داشت که مطمئنا همچون110 روز گذشته جامعه و بخصوص نخبگان و دانشجویان کشور سکوت پیشه نخواهند کرد و اعتراض مدنی خود را اعلام خواهند نمود.

امیدوارم مسئولین کشور با درایت با ماه مهر سبز و بازگشایی دانشگاه ها  برخورد کنند و در ادامه برخی اشتباهات گذشته دست به اشتباه بزرگتر و جبران ناپذیری برای خود و کشور نزنند.

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
     
 

pctfx3.1

Digital Classic Float Template

Interactive CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates طراحي و پياده سازي قالب سايت مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog میزبانی وب

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور