|    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

جمعه کلاس داشتم تو خیابون مطهری و نشسته بودیم در حال صحبت با استاد که از حوالی ساعت 11 صدای بوق ماشینها و موتورها یکسره شروع شد و کلاس هم تا حدود زیادی نیمه تعطیل شد.بچه هایی از شهرستان تو کلاس ما بودند که براشون این قضیه جالب بود و با تعجب به حوادث خیابان مطهری خیره شده بودند.

مطهری به سمت کریم خان بسته شده بود و ماشینها قفل کرده بودند و کم کم حجم زیادی از سبزها جمع شدند و شروع به شعار  دادن در حمایت از موسوی و کروبی کردند.عده ای میخواستند سطل ها را آتش بزنند که با ممانعت سبزها مواجه شدند که سطلها را به جای خود برگرداندند.

ناگهان صدای موتورها آمد و نزدیک 30 موتورسوار اعم از پلیس-بسیجی و لباس شخصی به سمت مردم هجوم بردند و در پشتشان هم حدود 60 نفر لباس شخصی که با کابل و باتومهای مختلف ...بدون اینکه توجه کنند چه کسی را میزنند به سمت مردم آمده و این هجوم با پرتاب متوالی گاز اشک آور و مردمی که میدویدند تا کتک نخورند همراه بود!

من بهت زده بودم باور نمیکردم اینجا کشور من است!چگونه یک هموطن با کابل و باتوم اینگونه هموطنش را میزند!یک لحظه در صحبت های آقای خامنه ای فرو رفتم!صحبت هایی که در آن از اشتباهات یک عده در برخورد و ضرب و شتم مردم بحث شد و جلوگیری و حتی محاکمه آن افراد!

ولی آیا این افراد که جمعه  روز قدس مردم رو اینگونه میزدند ولایت فقیه و نظر او را نپذیرفتند؟آقای خامنه ای که اینگونه رفتارها را منع نمودند پس این افراد حرف چه کسی را قبول دارند که حتی به آقای خاتمی نیز حمله بردند؟!

روزهای عجیب کشورم !!روزهای مظلوم مردم!!

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

وقتی دیوارهای بلند و آدمهای کوتوله تو را احاطه کرده اند. وقتی نرمی تنت زیر سختی باتوم فریاد می زند. وقتی سکوت قبرستانی میان فریاد و فحاشی بازجو گم می شود. وقتی سر درد ناشی از بی خوابی های مداوم کرختی تن بی تحرکت در سلول انفرادی را تحمل پذیر می کند. وقتی سفیدی پوست آفتاب ندیده زیر کبودی تنت گم می شود. وقتی تهدید به تعرض هایی می شوی که حتی نمی توانی بازگو کنی. وقتی با حسرت تلاش های صادقانه برای اصلاح میهن را به یاد می آوری و تلاش آنها برای اعترافات دروغ، پیش چشمت است. وقتی برق نگاه پاکترین فرزندان انقلاب هنوز در یادت هست و تقلای ناپاکان برای لکه دار کردن آنها را می بینی. وقتی پیشانی های پینه بسته و انگشترهای عقیق به هیچ ارزش دینی و انسانی پایبند نیستند. وقتی آنها که خود را ضابط قضایی می دانند حقوق قانونی تو را لگد مال می کنند. وقتی شور زندگی زیر تکرار مکرر "تو را آویزون می کنیم" می میرد. وقتی بر اثر تلقین بازجوها لحظه شکستن استخوان گردنت موقع اعدام را تصور می کنی. وقتی بازجو سعی دارد تو را مجبور کند که خودت خودت را بزنی. وقتی این وافعیت که پدرت را موقع روبدنت جلو خودت با گاز فلفل و شوکر ضرب و جرح کرده اند در کنار فضای غیر وافعی که همه تو را فراموش کرده اند می نشیند. وقتی حس می کنی هیچ نهاد قانونی و تقیدات دینی و اخلاقی از تو حفاظت نمی کند. وقتی به تو می باورانند که همه تو را فراموش کرده اند. وقتی به این باور می رسی که از خانواده کاری که بر نمی آید، خودشان هم در معرض تهدید هستند.

وقتی خودت را تنهای تنها می یابی. درست در اوج احساس بی پناهی، تنها تصور اینکه قدرتی هست که صدای تو را از درون سلول تنگ می شنود و دیوارهای بلند مانعی برای حس کردن دستهای مهربانش روی شانه ات نیست، تو را از فرو پاشیدن حفظ می کند. در آن لحظات او تنها تکیه گاهت است که می توانی به آن پناه بری. الطافش را حس کردم و رد معجزاتش را دیدم.

انفرادی فرصت خوبی بود برای اینکه ترجمه قرآن را بارها مرور کنم. یک آیه هست که مضمون آن در قرآن چند با تکرار شده است: انسان وقتی در شرایط سخت قرار می گیرد به یاد خدا می افتد. و چون پایش به ساحل می رسد فراموش کار می شود. اکنون این یادداشت را می نویسم که اگر روزی الطاف خداوند را فراموش کردم این یادآوری تذکری باشد تا ظلم و تعدی که به من رفته است را فراموش نکنم و یاد او در ذهنم زنده بماند.

منبع: http://ghalebi.blogfa.com

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 


1.     تشکیل گروه حقیقت‌یاب و حکمیت مورد قبول همه ذینفعان در مورد انتخابات دهم ریاست جمهوری و رسیدگی به تخلفات و تقلب های انجام گرفته و اعمال مجازات برای خاطیان
2.     اصلاح قانون انتخابات به صورتی که شرایط برای برگزاری عادلانه و منصفانه انتخابات و اطمینان مردم از این امر فراهم شود.
3.     شناسایی و مجازات عاملان و آمران فجایعی که در حوادث پس از انتخابات بر علیه مردم صورت گرفته است در تمامی نهادهای نظامی، انتظامی و رسانه‌ای
4.     رسیدگی به آسیب‌دیدگان حوادث پس از انتخابات و خانواده‌های جان‌باختگان، آزادی همه دست‌اندرکاران، فعالان سیاسی و نیروهای مردمی دستگیر شده، مختومه کردن پرونده‌ها، اعاده حیثیت از آنان و خاتمه یافتن تهدیدها و آزارهایی که همچنان برای واداشتن آنان به عدم تظلم و پیگیری حقوق شان صورت می گیرد.
5. اعمال اصل 168 قانون اساسي در خصوص تعريف جرم سياسي و رسيدگي به جرايم سياسي با حضور هيئت منصفه
6. تضمين آزادي مطبوعات، تغيير رفتار جانبدارانه صدا و سيما، رفع محدوديتهاي اعمال شده براي برخورداري احزاب، گروههاي سياسي و نگرشهاي مختلف از ارائه ديدگاههاي خود در رسانه‌ها، به ويژه صدا و سيما و اصلاح قانون رسانه ملی به صورتی که رسانه ملی نسبت به اعمال خلاف قانون خود پاسخگو قرار گیرد.
7.    به فعلیت درآمدن ظرفیت های ایجاد شده در قالب تفسیر اصل 44 قانون اساسی برای ایجاد رسانه های شنیداری و دیداری خصوصی
8. تضمين حق اساسي مردم در تشکيل اجتماعات و راهپيمايي‌ها با اعمال اصل 27 قانون اساسي
9.  تصویب منع مداخله نظامیان در امور سیاسی و جلوگیری از دخالت نیروهای مسلح در فعالیت‌های اقتصادی

برای مطالعه کامل بیانیه شماره11 مهندس میرحسین موسوی خطاب به ملت ایران اینجا را کلیک کنید

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

داشتم به این فکر میکردم که چرا خودم رو گول بزنم و مداوم بگم همه چیز خوبه و لبخند بزنم بشینم مشکلات دوستام رو گوش بدم و کمکشون کنم؟نه من خوب نیستم این روزها اصلا هم خوب نیستم!

واقعا این رو فهمیدم که همیشه وقتی به آرزویی میرسی آرزوی بعدی هم هست که تو را وادار کنه به تلاشی که سختی اون تو را ممکنه داغون کنه!خوب نبودن ,جسمی و روحی دیگه چه شود!

همیشه خدا رو شکر میکنم واسه داشته هام الان هم خیلی چیزها هستند که دائم من رو خوشحال میکنند ولی چیزهای که من رو اذیت میکنند برتری دارند.مثلا آزادی دوست خوب در بندم حمزه غالبی من رو به حدی خوشحال کرد که شب پلکهام به سختی روی هم رفت اما درگیری ذهنی با یک دوست  دیگه اینقدر داغونم کرد که شیرینی آزادی حمزه عزیز رو از من دزدید....

روزای عجیبی هستند یک سرما خوردگی و ضعف بدنی رو با مشکلات پیش اومده واسه تحصیل همراه کن یک آشی میشه که سعی دارم میکنم شور در نیاد گرچه اون دوستایی که همیشه من به حرفاشون گوش میدم کمتر دور و برم هستند شاید به خاطر اینه که همیشه زیاد خوبم و فکر میکنن من بی غم ترین آدم روی کره زمینم!

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

مهدی کیا>انتقاد بزرگي كه همواره به جاه طلبي‌هاي فضايي بشر شده است، درگير بودن انسان و تحقيقات فضايي سرنشين دار تنها در مدارات زمين و نهايتا ماه بوده است اما اكنون به نظر مي‌رسد با تلاش‌هايي كه براي رسيدن انسان به اجرام آسماني نظير مريخ مي‌شود اين انتقاد بتدريج رنگ ببازد. از همان زمان كه مريخ با تصاوير خاص و هيجان‌انگيز خود به مردم جهان شناسانده شد، به عنوان مرموزترين جرم آسماني در منظومه‌شمسي بوده است و همين مساله حس كنجكاوي بشر را براي كشف سريع‌تر آن تحريك كرده است، تا آنجا كه صحبت از طراحي و ساخت فضاپيماهايي مي‌شود كه فراتر از حد تصور سرعت داشته و به جاي چند ماه و چند سال، تنها در كمتر از 40 روز انسان را به مريخ مي‌رسانند.

 چندي پيش چهلمين سالگرد فرود انسان روي ماه كه تحت عنوان ماموريت آپولوي 11 انجام شده بود، در حالي برگزار شد كه باز آلدرين و مايكل كالينز، دو تن از فضانوردان آن ماموريت تاريخي از ناسا خواستند تا رسيدن به مريخ را به عنوان هدف بعدي خود در نظر بگيرد. با اين حال سيستم جت شيميايي كه 40 سال پيش آنها را همراه آرمسترانگ به ماه رسانده بود قابليت آن را دارد كه فضاپيماي مشابهي را در مدت 6 ماه به مريخ برساند. از آن گذشته صدها ميليارد دلار نيز براي تحقق اين برنامه هزينه خواهد شد. با اين حال بتازگي ايده منحصربه فردي ارائه شده است كه در قالب آن راكت پلاسماي يوني جديدي ساخته مي‌شود كه تنها با استفاده از مقدار اندكي از سوخت مخصوص، فضانوردان را در 39 روز به مريخ مي‌رساند. اين فناوري نوين از سوي فرانكلين چانگ دياز، از فضانوردان بازنشسته ارائه شده است و به نظر مي‌رسد در سال‌ها و دهه‌هاي آتي به عنوان سيستم حمل و نقل فضايي قابل اطميناني به كار گرفته شود اما هنوز همه چيز در حد نظريه آزمايشگاهي است.

مشكلي كه درخصوص راكت‌هاي فعلي و سنتي وجود دارد اين است كه به طرز وحشتناكي ناكارآمد هستند. حدود 90 درصد از وزن كل فضاپيماها در ابتداي انجام ماموريت‌شان را سوخت آنها تشكيل مي‌دهد كه حجم قابل توجهي از آن براي خارج شدن فضاپيما از اتمسفر و رهايي از جو زمين مي‌سوزد. از آن گذشته يك راكت معمولي تنها مي‌تواند با سرعت آرامي به سوي مريخ حركت كند. اين سرعت آنچنان كم توصيف مي‌شود كه به گفته دانشمندان علوم فضايي «بسيار كند» است. دانشمندان راندمان و عملكرد راكت‌ها را در قالب تكان‌هاي مخصوصي ارزيابي و توصيف مي‌كنند كه همواره با خارج شدن ميزان سوخت سوخته شده از انتهاي آن ارزيابي دقيقي در اين باره صورت مي‌گيرد. بررسي‌هاي دقيق نشان داده‌اند كه يك راكت شيميايي تكان‌هاي رانشي مخصوص نسبتا كمي درحدود 450 ثانيه دارد. اما در ايده جديد فرانكلين چانگ دياز، نسبت بسيار جالب توجهي ديده مي‌شود كه از نظر تئوري زمان مسافرت‌هاي فضايي و از جمله رسيدن به مريخ را بسيار كوتاه مي‌كند چيزي در حدود 39 روز! در طرح اوليه اين محقق تكان‌هاي رانشي به بلندي 15 هزار ثانيه ايجاد مي‌شود. اين رقم براي دانشمندان علوم فضايي بهت‌آور عنوان شده است و اين پرسش مطرح مي‌شود كه چگونه چنين فرآيندي امكان‌پذير است؟ پاسخ ساده و كاملا روشن‌كننده است: راكتي كه اين محقق طرح آن را ارائه كرده است به واسطه سوزان سوخت نيروي محركه مورد نياز خود را به دست نمي‌آورد بلكه براي حركت بسيار سريع چنين راكتي، اتم‌ها را آنچنان حرارت مي‌دهند كه در نتيجه آن دود پلاسمايي مخصوصي توليد و با فشار به بيرون هدايت مي‌شود. اين راكت كه Magnetoplasma RocketVariable Specific Impulse نام داشته و به اختصار عنوان VASIMR را به آن داده‌اند متشكل از 3 سلول مغناطيسي مرتبط با يكديگر هستند. نخستين مرحله از عملكرد اين راكت بي‌شباهت به آنچه كه در يك كتري آب جوش روي مي‌دهد، نيست. در اين مرحله اتم‌هاي گاز طبيعي همچون آرگون با استفاده از ژنراتور فركانس راديويي حرارت مي‌بينند تا آنجا كه الكترون‌هاي نهفته در آن به نوعي به جوش آمده و پلاسماي مورد نياز را توليد كنند.

در اين مرحله پلاسماي ياد شده بسيار داغ است (دمايي در حدود 50 هزار درجه سلسيوس) با اين حال اين درجه حرارت نيز براي توليد تكان رانشي مورد نياز كافي نيست. مرحله دومVASIMR همچون يك تقويت‌كننده (آمپلي‌فاير) عمل مي‌كند كه طي آن انرژي بيشتري به پلاسماي توليد شده تزريق مي‌شود. اين فرآيند با استفاده از امواج الكترومغناطيسي صورت مي‌گيرد. تا اين مرحله پلاسماي توليد شده دمايي در حدود يك ميليون درجه سلسيوس پيدا كرده است كه تقريبا با دماي مركز خورشيد برابري مي‌كند.

اما سومين و آخرين مرحله يك گلوگاه مغناطيسي است كه انرژي قابل توجه پلاسماي به دست آمده را به جنبش غيرمستقيمي تبديل مي‌كند و در نهايت تكان رانشي بسيار شتابي خلق مي‌شود، اما اكنون پرسش مهمي مطرح مي‌شود و آن چيزي نيست جز اين كه چه ماده‌اي مي‌تواند چنين دماي بسيار زيادي را تحمل كند؟ اين يكي از دلايلي است كه به موجب آن سلول‌هاي به كار گرفته شده از نوع مغناطيسي هستند. يك ميدان مغناطيسي نه‌تنها به افزايش دماي پلاسما كمك مي‌كند بلكه در عين حال آن را نيز در بر گرفته و اين در حالي است كه عملا چيزي را لمس نمي‌كند.

از بعد تئوريك، راكت VASIMR مي‌تواند به سطح قدرت و تواني معادل صدها برابر ساير موتورهاي يوني برسد، اما هنوز 2 مشكل بزرگ ديگر نيز وجود دارند كه پيش از آماده شدن براي رفتن به سوي مريخ بايد آنها را دقيقا بررسي و راه‌حل قطعي برايشان ارائه شود. نخستين مشكل اين است كه راكت 200 كيلوواتي VASIMR تنها معادل يك پوند تكان رانشي توليد مي‌كند. اين ميزان در فضا و جاي كه خلا‡ محسوب مي‌شود، جايي كه موتور يوني مي‌تواند به طور پيوسته براي ماه‌هاي طولاني به فعالت خود ادامه دهد، بيش از حد كافي است. شايد اين مثال به روشن‌كننده «كافي بودن» اين ميزان باشد: تنها يك پوند تكان رانشي مي‌تواند دو تن بار را از خورشيد تا مشتري طي 19 ماه حمل كند! اما اين به معناي آن است كه راكت VASIMR هرگز به خودي خود از جاذبه زمين رهايي نخواهد يافت بلكه به راكت‌هاي سنتي نياز دارد تا با صرف سوختي قابل توجه آن را به خلا‡ برسانند.

اما مساله دوم اين است كه در حالي كه موتورهاي فعلي مي‌توانند با تكيه بر انرژي خورشيدي حركت كنند كه البته از اين لحاظ براي سفر به ماه يا ساير اجرام آسماني نزديك به زمين كاملا مناسب است اما براي ماموريت‌هاي بسيار دوردست فضايي به قدرت بيشتري همچون 200 مگاواتي نياز است كه البته تنها با استفاده از يك رآكتور هسته‌اي نصب شده روي راكت امكان تهيه چنين قدرتي امكان‌پذير خواهد شد.

گرچه به نظر مي‌رسد اين دو مشكل به عنوان موانع جدي بر سر راه تحقيقات چانگ دياز و تيم همراهش خود را نشان دهند، اما آنها خود را براي سال 2010 و آزمايش اين راكت آماده مي‌كنند. پيش‌بيني وي اين است كه در آن سال و با كمك ناسا، اين راكت در ايستگاه فضايي بين‌المللي مورد آزمايش قرار گيرد كه در صورت موفقيت جرقه تاريخي براي آغاز مسافرت‌هاي طولاني مدت فضايي آن هم در مدت زمان بسيار كوتاه خواهد بود.


 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 
130 سال پيش شبي از شب‌ها، الكساندر گراهام بل تا دير وقت مشغول كار بود. دنيا خبر نداشت كه او دقيقا براي چه دارد اين همه كار مي‌كند. خود الكس هم هنوز نمي‌دانست كه قرار است همان شب اولين مكالمه تلفني بشريت را انجام دهد.

در همان شب بود كه ناگهان يك باتري واژگون شد و اسيد سولفوريك آن روي لباس‌هاي او ريخت. الكس با آن‌كه شخصيتا آدم عصبي نبود، اما اين بار با عصبانيت دستيارش، توماس واتسون را صدا كرد. توماس در اتاق زير شيرواني بود و صدا در حالت عادي به او نمي‌رسيد. اما وجود يك سيم تلگراف كه از كارگاه زيرشيرواني تا داخل اتاق خواب الكس در طبقه پايين امتداد داشت، باعث شد كه توماس صداي او را بشنود. احتمالا اولين مكالمه تلفني دنيا مكالمه چندان شيرين و دلچسبي براي هيچ‌كدام از دو طرف خط نبوده است.

به اين ترتيب زندگي ما بعد از گذشت اين 130 سال، وابستگي عجيبي به تلفن پيدا كرده است. زندگي روزانه خيلي‌هايمان دست كم با بيش از 2 مكالمه تلفني همراه است و بجز دوستان، خانواده و آشناياني كه هميشه نگران حالمان هستند، خيلي از قرارها و مسائل كاريمان هم با تلفن است كه حل و فصل مي‌شود.

با وجود همه وابستگي‌هايي كه به تلفن داريم، قرار نيست حتما رابطه مان با اين پديده خيلي دوستانه باشد. قرار نيست حتما تلفن همراه مان را شب‌ها با خودمان به رختخواب ببريم و گوشي تلفن ثابتمان را حتما از نوع بي‌سيمي ‌انتخاب كنيم تا هميشه دم دستمان باشد.

هيچ رابطه عاشقانه‌اي بين ما و تلفن وجود ندارد. تلفن را به عنوان ابزاري نگاه كنيد كه قرار نيست جاي دوستانتان را برايتان بگيرد، قرار نيست نفر دوم زندگي، بعد از خودتان باشد و قرار نيست همه وقت و پولتان را صرفش كنيد. اگر معتادش شده‌ايد بايد بگويم هر چه زودتر از دامش بيرون بياييد، پيش از آن‌كه تبديل به آدم خانه نشيني شويد كه تلفن را دست گرفته و ديوانه‌وار شماره مي‌گيريد. اين يك بيماري است. باور كنيد.

مهم‌ترين امكاني كه تلفن برايتان فراهم مي‌كند، در دسترس بودن و در دسترس داشتن كساني است كه كارشان داريد. در دسترس بودن براي بشر آنقدر مهم بوده كه به تلفن‌هاي ثابت راضي نباشيم و تلفن همراه را اختراع كنيم تا مطمئن باشيم كه مثلا ساعت دقيق ناهار خوردن، دستشويي رفتن و از خواب بيدار شدن پسر تازه دانشجو شده‌مان را مي‌دانيم.

جاشوا ميرويتس در كتاب «مكان بي معناست: تاثير رسانه‌هاي الكتريكي بر رفتار اجتماعي» مي‌گويد اگر در جايي زندگي مي‌كنيد كه به تلفن دسترسي نداريد، انگار داريد به دوستانتان توهين مي‌كنيد. در دسترس نبودن، غيرطبيعي است، پس شما را مردم گريز مي‌دانند. بي‌توجه به اين‌كه داريد چه كار مي‌كنيد و كلا كجا هستيد، بايد هميشه در دسترس باشيد. يادتان باشد هر چقدر بيشتر خودتان را در دسترس‌شان قرار بدهيد، مثلا به تمام پيام‌هاي كوتاه و يا تماس‌هايشان سريع جواب بدهيد، آنها هم بيشتر ازتان توقع خواهند داشت. احتمالا مي‌خواهند هميشه در دسترس باشيد و حتي ممكن است به خاطر برنداشتن گوشي يا جواب ندادن اس‌ام‌اس عصباني شوند و سرزنش‌تان هم بكنند. اما بعضي وقت‌ها حربه‌هايي را استفاده مي‌كنيم تا از شر تلفن و تماس‌ها خلاص شويم. اينجاست كه تكنولوژي بلاي جانمان مي‌شود. موبايل خود را هزار سوراخ قايم مي‌كنيم تا آنتن ندهد. رمزهايي وارد گوشي مي‌كنيم تا تلفن را از شبكه خارج كند و به هزار در بسته مي‌كوبيم اما بالاخره تماس برقرار مي‌شود و آه از نهاد ما بلند.

چرا به تلفن عادت نكنيم؟

عادت به حرف زدن با تلفن ثابت، از آن مصيبت‌هايي است كه بايد دعا كنيم گرفتارش نشويم. اگر هزينه‌هاي بالاي تلفن همراه مانع خوبي است براي كمتر با موبايل حرف زدن، اما تلفن ثابت و قيمت پايين مكالمه با آن، به طرز وسوسه انگيزي به پاي تلفن نشستن تشويق‌مان مي‌كند.

اين عادت كه اغلب آن را زنانه مي‌دانند، عادت وقتگير و معمولا كم فايده‌اي است. آنقدر كم فايده كه به امتحان كردنش نمي‌ارزد. شما بايد براي اين تجربه هزينه‌هاي زيادي بدهيد. اولين چيزي كه به ذهن مي‌رسد رقم بالايي است كه 2 ماه بعد قبض تلفنمان نشان مي‌دهد.

با اين‌كه پاي تلفن نشستن و با يك دوست خيلي صميمي‌ درباره آدم‌هايي كه مي‌شناسيم حرف زدن به اين كار غيبت هم مي‌گويند لذتي وصف نشدني به همراه دارد، اما هر لذتي بعد از مدتي جاي خودش را به ملال و تكرار مي‌دهد و اين درست زماني است كه به آن عادت كردن مي‌گويند. ترك عادت هم كه خوب مي‌دانيد، آدم را مريض مي‌كند.

اين‌كه روي كاناپه دراز بكشيد، تلفن را دستتان بگيريد و بي‌آن‌كه نياز باشد از دوستي كه آن‌طرف خط نشسته پذيرايي كنيد، بي‌آن‌كه لازم باشد موقع حرف زدن با او حواستان باشد كه پايتان را دراز نكنيد يا خميازه نكشيد و با دست كيك را توي دهانتان نبريد، زندگي كردن آن هم از نوع خوبش است. نه؟! اما علم پزشكي نظر ديگري دارد.

اين‌كه استفاده از تلفن‌، مخصوصا تلفن همراه واقعا مضر است يا نه، اين مضرات چه چيزهايي هستند و اين ضررها به چه ميزان هستند، سوالاتي هستند كه هنوز جواب قطعي براي آنها وجود ندارد. اما علم پزشكي احتمال مي‌دهد كه امواج اين تلفن‌ها براي گوش، مغز و حتي پوست انسان مضراتي، هر چند كم، داشته باشد.

پزشك‌ها توصيه مي‌كنند تا جايي كه مي‌توانيد گوشي‌هاي تلفن را از خودتان دور نگه داريد. وقتي با گوشي‌تان كاري نداريد آن را در فاصله دست كم يك‌متري‌تان قرار بدهيد. وقتي توي خيابان راه مي‌رويد هم لازم نيست حتما آن را توي دستتان بگيريد؛ بهتر است گوشي را داخل كيف يا جيبتان بگذاريد.

درباره تلفن‌هاي ثابت هم، علاوه بر توصيه‌هاي علم پزشكي، عارضه ديگري به اسم گيوه‌گشادي محتمل است. وقتي يك ماه تمام زندگيتان و كار و بار و غيبت‌هايتان را به جاي ديدن چهره به چهره دوستان و خانواده، پاي تلفن راست و ريست مي‌كنيد؛ ديگر بيرون آمدن از خانه، تاكسي سوار شدن و ديدن دوستانتان كاري است كه به سختي از عهده‌اش برمي‌آييد. كاري كه گوشي تلفن‌تان به راحتي برايتان انجام مي‌دهد.

فرهنگ مكالمه

تا به حال برايتان پيش آمده در جلسه رسمي‌نشسته باشيد و زنگ تلفن همراهي به صدا در نيامده باشد؟ تا به حال برايتان پيش آمده در سينما و درست در حساس‌ترين لحظه‌ها كه شما در فيلم غرق شده‌ايد زنگ تلفن نفر پشت‌سري‌تان به صدا در بيايد و از آن همه تصوير و خيال پرتابتان بكند روي صندلي نه چندان راحت سينما؟ مثال‌هاي ديگري هم وجود دارد، مثلا در هواپيما، اتاق آي‌سي‌يو بيمارستان، تيمارستان و هر جاي ديگري كه يا اجازه استفاده از تلفن همراه را نداريم يا بهتر است بگذاريم موبايلمان براي مدتي خاموش باشد. البته قضيه اعتماد به همين سادگي‌ها هم نيست. در خيلي از سالن‌ها سيستم‌هاي ضد امواج موبايل نصب مي‌كنند. به اين ترتيب به محض آن‌كه گوشي به دست و خندان وارد سالن مي‌شويد، تلفن‌ها از كار مي‌افتند و خيال برگزاركننده‌ها راحت مي‌شود.

يكي از مهم‌ترين هشدارها درباره تلفني حرف زدن، موقع رانندگي به صراحت اين است: «حرف نزنيد.» راننده‌هاي تاكسي يكي از خطرناك‌ترين راننده‌هاي موبايل به گوشي هستند كه مي‌تواند وجود داشته باشد. آمار رسمي ‌مي‌گويند حرف زدن با موبايل در هنگام رانندگي يكي از مهم‌ترين عوامل تصادفات در جاده‌ها و حتي شهرهاي ايران است. خب آنقدر حرف نزنيد.

لطفا يك آهنگ ملايم و غير آزاردهنده براي زنگ تلفن‌تان انتخاب كنيد. خودتان را در حال خواندن صفحات آخر كتابي تصور كنيد كه از 3 روز پيش در دست گرفته‌ايد، زنگ تلفن با گوشخراش‌ترين و بلندترين صداي ممكن به صدا در مي‌آيد و از جا مي‌پراندتان. يادتان باشد هر روز آن ده‌ها نفري كه موقع زنگ خوردن گوشي‌تان، با شما هستند يا حتي از كنارتان مي‌گذرند هم اين حس آزاردهنده را دارند. لطفا بلندي زنگ تلفن را هم در سطح پايين تنظيم كنيد.

موقع حرف زدن با تلفن با صداي آهسته و لحن آرام صحبت كنيد. نگران نباشيد گوشي‌ها طوري طراحي شده‌اند كه صداي ضعيف را هم منتقل مي‌كنند. شركت‌هاي مختلف گوشي موبايل تنظيمات متفاوتي براي محصولاتشان دارند.

ديگر اين‌كه هيچ‌وقت تلفن همراه يا ثابتي كه مال شما نيست را جواب ندهيد. اين كار اصلا هم شوخي بامزه‌اي نيست.

در خيلي از كشور‌هاي دنيا تعداد مشتركين تلفن‌هاي همراه، بيشتر از صاحبان تلفن‌هاي ثابت است. در حال حاضر هند و چين به ترتيب بالاترين ميزان رشد تعداد كاربران تلفن همراه را در دنيا دارند. در دسترس بودن ساده سيمكارت‌ها و شارژ كارت‌هاي اعتباري از مهم ترين دلايلي است كه باعث اين رشد واقعا سريع شده است.

ما ايراني‌ها روزانه ساعت‌هاي زيادي را پاي تلفن مي‌گذرانيم. خيلي از جوان‌ها بيشتر از يك خط موبايل دارند و معمولا استفاده‌هايشان از تلفن همراه و ثابت چيزي به جز انجام كارهاي ضروري است. اما به گزارش AP جوانان در گرجستان در روز 4ساعت از وقت خود را به مكالمه با خطوط ثابت تلفن صرف مي‌كنند، در حالي كه جوانان شهر آتن در كشور يونان روزانه 4 پيام متني به تلفن‌هاي همراهشان ارسال مي‌شود.

كاربران تلفن همراه در آمريكا نسبت به اروپايي‌ها بيشتر صحبت مي‌كنند و البته هزينه كمتري هم مي‌پردازند. از هر 10 نفر ساكن كشورهاي اتحاديه اروپا 8 نفر شماره تلفن همراه دارند. در حالي كه در آمريكا از هر 10 نفر 6 نفر داراي يك شماره تلفن همراه هستند.

تلفن همراه تقريبا در تمام كشورهاي دنيا نفوذ بالايي داشته است و به زودي يك شبكه جهاني تلفن همراه هم به راه خواهد افتاد. با در نظر گرفتن اين نكته به نظر مي‌رسد يك فرهنگ خاص استفاده از تلفن‌هاي همراه در همه دنيا در حال شكل گرفتن است كه در آن به گوشي همراه به عنوان يك ابزار كليدي اجتماعي نگاه مي‌شود. در اين فرهنگ مردم به گوشي‌هايشان به عنوان يك دفتر تلفن حساس نگاه مي‌كنند كه به كمك آن مي‌توانند هر لحظه با هر كدام از دوستانشان كه مي‌خواهند تماس بگيرند. تلفن و مخصوصا نوع همراه اش يك وسيله كاملا كاربردي است. اگر چه مي‌توان از آن استفاده‌هاي كاملا غير كاربردي هم كرد.

منبع

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

این روزها ذهنم را یک سئوال خیلی مشغول کرده و به این در و آن در میکوبم تا شاید جوابی دستگیرم شود.از اصلاح طلب و اصولگرا,از بسیجی و ارتشی و از پیر و جوان سئوالم را پرسیدم اما هیچکس جواب قانع کننده ای به من نداد.این سئوال را از شما میپرسم شاید به ذهن این روزهای من پاسخی قانع کننده دهید:

اگر از گذشته تا امروز فعالیت سیاستمدارانی را که این روزها به جرم انقلاب مخملی در دادگاه  محاکمه می شوند را در نظر بگیریم و فعالیت ها و خدماتشان به ایران و انقلاب ,به راستی این افراد که سهم بسزایی در انقلاب شکوهمند اسلامی ایران داشته اند و در زمان انقلاب و پس از آن برای دفاع از آرمانهای انقلاب و امام از جان مایه گذاشته و در قالب مجاهدین انقلاب اسلامی و مشارکت و حزب جمهوری  اسلامی در به ثمر رسیدن انقلاب نقش ویژه ای داشته اند حال با چه انگیزه و هدفی بر علیه انقلابی که خود از پایه گذارانش بودند  در صدد انجام انقلاب مخملی بودند و در واقع  چگونه میتوان تصور کرد این افراد در فکر برهم زدن آنچه خود ساخته بوده اند؟!

این سئوال این روزهای من است و امیدوارم پاسخ قاتع کننده ای دریافت کنم!


 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
     
 

pctfx3.1

Digital Classic Float Template

Interactive CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates طراحي و پياده سازي قالب سايت مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog میزبانی وب

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور