نخستين دوره از نمونه آزمايشي دنياي مجازي مناسب مسلمانان، از سوي اجتماع آنلاين مسلمانان فنلاند راهاندازي ميشود. به گزارش ايسنا، مدير اجرايي muxlim.com، اعلام کرده است که راهاندازي نهايي اين فضاي مجازي براي مسلمانان تمام جهان بهزودي راهاندازي شده و طي يکي دو هفته آينده در دسترسي آنان قرار ميگيرد.
در اين دنياي مجازي، هر کسي ميتواند فضاي متعلق به خود را ايجاد کرده و در فضايي سالم، به بحث و گفتگو و اشتراکگذاري عکس و گوش کردن به قرآن بپردازند. برخي از کشورهاي مسلمان، دنياهاي مجازي و وبسايتهاي اجتماعي را بهعلت دارا بودن محتواهاي توهين آميز و مناسب نبودن با فرهنگ مسلمانان فيلتر کردهاند.منبع
پنجره ام را گشوده ام.خوشحالم که اینجا می توان نفس عمیق کشید چون هوا تمیز است.ساعت 22 را نشان می دهد و هوا سرد است ولی لرزیدن به لذت کشیدن چند نفس عمیق در این هوا می ارزد.
برج میلاد هم اینجا جلوی چشمانم می درخشد و کارگری که آن بالا دارد جوشکاری می کند از اینجا پیداست.
ولی روی شهر سیاه است.یک ابر سیاه و شاید مردمی با دل سیاه که در هوای سرد با ماشینهایشان می غرند و عابران را نمی بینند و یا راننده تاکسی که کرایه را اضافه می کند و اعصابی که خرد می شود و شب سر که بر بالش گذاشته می شود و خوابی که شاید دیده شود.
با رسیدن شنبه ای دیگر و نگاه برروی پیشخوان دکه های روزنامه فروشی می توان متوجه شد هفته نامه چلچراغ برای دومین هفته پیاپی منتشر نشد. میر میرانی یکی از نویسندگان قدیمی 40چراغ در کلوب هواداران این نشریه دلیل این عدم انتشار را اختلافات داخلی بیان کرده و از خوانندگان خواسته است برای چلچراغ دعا کنند. حال در این اوضاع نا بسامان نشریات که مجله ای پر مخاطب همچون ((شهروند امروز)) توقیف میشود و خبرهایی از توقیف نشریات دیگر به گوش میرسد و همچنین تعداد دیگری از مجلات بدلیل مشکلات مالی و عدم سوددهی تعطیل میکند,اینکه مشکلات داخلی موجب تعطیلی نشریه ای پر مخاطب و با برگشتی کم پس از 7سال انتشار شده است سئوال و ابهام زیادی برای خوانندگان 40چراغ بوجود آورده است. البته آنطور که بیان شده است این اختلافها در میان نویسندگان و تحریریه نبوده است و در رده های مدیریتی چلچراغ اتفاق افتاده است که تا به امروز موجبات منتشر نشدن 2هفته ای این نشریه را رقم زده است.
تنها خواستم یاد آوردی کنم به چلچراغی ها-از نویسنده آن تا مدیر مسئول و سرمایه گذارش که به یاد بیاورید 7سال تلاش-7سال شوق و هیجان و روزهای که به یاری خدا و پشتیبانی خوانندگان 40چراغ اوج گرفت.به شبی که مردی با عبای شکلاتی مهمان دلهایمان بود و شب های چله ای که هر سال پر رونق تر و وسیع تر و مجلل تر برگزار شد و هزاران خواننده ای که ((شنبه خوب-شنبه چلچراغ))را باور داشتند و روزهای آخر هفته را با غرق شدن در سرگیجه های بزرگمهر شرف الدین-نوستالژی شرمین نادری-ساندویچ بزرگمهر حسین پور-.......به شنبه متصل میکردند تا اولین نفری باشند که شماره جدید را از روی پیشخوان بر میدارند.
شاید دقیقا ندانم منشاء اختلافات داخلی 40چراغ کجاست ولی میخواهم به آن فرد یا افرادی که باعث این اختلاف هستند بگویم یادتان نرود که این 40چراغ بواسطه خوانندگانش چراغهایش روشن ماند و شما نیز بواسطه 7سال طرفداری این مخاطبین حال آنجا ایستاده اید و چه از لحاظ مالی و چه معنوی استحکام یافته اید.فراموش نکنید که اگر 500 تومان های همین خوانندگان نبود نه 7سال شما محبوب بودید و نه چلچراغی بود.یادتان نرود که چلچراغ با هزاران دل و نگاه این خوانندگان روشن ماند.
پس لطفا دست از لج بازی ها و اختلاف ها بردارید!!چلچراغ آبروی شما و شاید آبروی نسل سومی باشد که همیشه از صلح و احترام صحبت میکند.چلچراغ متعلق به شخص نیست بلکه استوار و ساخته نسل است. هر مجله که تعطیل می شود عده ای بی کار میشوند-خوانندگانی ناراحت میشوند و چراغ هایی از فرهنگ ایران خاموش میشود.اما 40 چراغ تنها در همین چند قالب نمی گنجد چون چلچراغ مجله ای بود که تفاوت در کلام و گفتارش زبانزد نسل سوم بود.
خوانندگان منتظر خواهند ماند....منتظر شنبه ای خوب و شنبه ای چلچراغی...
پسرک، در حالیکه پاهای برهنهاش را روی برف جابهجا میکرد تا شاید
سرمای برفهای کف پیادهرو کمتر آزارش بدهد، صورتش را چسبانده بود به
شیشه سرد فروشگاه و به داخل نگاه میکرد
در نگاهش چیزی موج میزد، انگاری که با نگاهش، نداشتههاش رو از خدا طلب
میکرد، انگاری با چشمهاش آرزو میکرد
خانمی که قصد ورود به فروشگاه را داشت، کمی مکث کرد و نگاهی به پسرک که
محو تماشا بود انداخت و بعد رفت داخل فروشگاه. چند دقیقه بعد، در حالیکه
یک جفت کفش در دستانش بود بیرون آمد... ـ
آهای، آقا پسر! ـ
پسرک برگشت و به سمت خانم رفت. چشمانش برق میزد وقتی آن خانم، کفشها را
به او داد.پسرک با چشمهای خوشحالش و با صدای لرزان پرسید: شما خدا
هستید؟
نه پسرم، من تنها یکی از بندگان خدا هستم!
آها، میدانستم که با خدا نسبتی دارید!
sms می زند و میگوید میخواهم دوستیمان قطع شود. sms می زنم و علامت؟؟؟!!!می گذارم. sms می زند و می گوید هم چت و هم تلفن و حتیsms میخواهم دیگر قطع شود. sms می زنم ولی دیگر جواب نمی دهد. sms می زنم و میگویم به چه دلیل و...... sms من را جواب نمی دهد.
<<ناراحت می شوم و ثانیه ها می ایستد>>
پیام می دهد در چت یاهو و میگوید فکر میکنم باید صحبت کنیم. پیام می دهم و میگویم راجب چه چیز؟ پیام می دهد و میگوید خداحافظی. پیام می زنم و میگویم حرفی هم مانده؟ تو تنها میخواهی خداحافظ را بشنوی ولی دوست داشتم بدانم چرا؟ پیام می زند و میگوید دنبال دلیل نباش و.... پیام می زنم و میگویم پس فکر میکنم باید بگویم خداحافظ و حرفهای تکراری مثل فلان آرزو را برایت دارم. پیام می زند و می گوید برای تو هم همچنین.
گوگل با ارايه يك سرويس جديد
به كاربران تنبل و بيحوصله كمك ميكند تا به نامههاي الكترونيكي مشابه
پاسخهاي اتوماتيك ارسال كنند. اين سيستم جديد شامل يك addon است كه به
پاسخ كنسروي (Canned response) مشهور است.
چاد
پري از مهندسان جيميل ميگويد : «اگر مكررا نامههايي حاوي سوالهاي
يكسان دريافت ميكنيد و از تايپ كردن مكرر يك پاسخ يكسان خسته شدهايد
اكنون ميتوانيد پاسخ خود را يك بار تايپ كنيد و سپس متن آن را با استفاده
از دكمه Canned responses ذخيره كنيد.» با تركيب اين سيستم با ويژگي
جديد ديگري به نام فيلتر جيميل (Gmail Filters) كه در منوي تنظيمات
(Settings menu) قرار دارد ميتوان نامههايي از اين نوع را بهطور
خودكار ارسال كرد.
هفته نامه 40 چراغ این هفته با 36 صفحه و همان 500 تومان بروی دکه آمد.در این شماره گزیده ای از مطالب چند سال اخیر چلچراغ چاپ شده بود.صفحاتی که خواندن برخی از آنها با زنده شدن خاطراتی برای طرفداران پروپا قرص مجله همراه بود. از سوی دیگر این سئوال همیشه برای من وجود دارد که چرا مجله پر مخاطبی چون 40 چراغ در هنگام کم کردن تعداد صفحات مجله همان 500 تومان را از خریدار میگیرد ولی در هنگام چاپ ویژه نامه هایش این قیمت را 2تا 3برابر افزایش می دهد.این در حالی است که تبلیغات مجله سر جای خود قرار داشته و جنس کاغذ نیز تغییری ندارد و همچنین مجلات هم رده با 40چراغ قیمت ویژه نامه های خود را برابر قیمت شماره های عادی خود قرار داده اند تا هم برای مخاطبین جوان خود از لحاظ مالی مشکلی ایجاد نشود و هم ویژه نامه ها در قالب یک هدیه به طرفداران عرضه شود. اصولا باید نهادهایی چون حمایت از حقوق مصرف کننده بر مطبوعات نیز نظارت داشته و این اجازه به مطبوعات داده نشود که گاه نشریه خود را با صفحات مصوب و گاه با صفحات کمتر ولی با همان قیمت چاپ کنند و این شماره 40 چراغ نیز که کپی برداری از شماره های پیشین بود و با تعداد صفحات کمتر بر اساس روال قیمت گذاری ویژه نامه های 40چراغ می بایست ارزانتر در دسترس مخاطبین قرار میگرفت.
این روزها من هم به مانند خیلی از دوستان خبرهایی مبنی بر تعطیل شدن هفته نامه چلچراغ از گوشه و کنار شنیده ام و شاید وبلاگهای شخصی نویسندگان 40چراغ هم بر صحت این احتمال بیافزاید که هفته نامه چلچراغ پس از عمری 7 ساله در آستانه تعطیلی قرار دارد.عده ای اختلاف عموزاده خلیلی مدیر مسئول مجله را با سایر شرکا و عده ای نیز اختلافات داخلی و مالی را عامل تعطیل شدن40چراغ بازگو می کنند.
انتشار شماره 318 مجله نیز که مجموعه ای از بهترین مطالب چاپ شده در طول سالهای فعالیت چلچراغ است بر صحت این خبرها می افزاید.
**اما چیزی که واضح و مسلم است اینکه فعلا این خبر از سوی هیچ یک از مسئولین و نویسندگان 40چراغ بطور مستقیم تائید نمی شود و تنها باید منتظر گذر زمان بود تا صحت یا شایعه بودن این خبر تائید شود و شاید شاهد تغییراتی در سیستم مدیریتی 40چراغ باشیم.
امیدوارم اگر اختلافی در چلچراغ وجود دارد ختم به خیر شود و 40چراغ در مسیر 7ساله خود گام بردارد.
پی نوشت: امروز از طرف تحریریه چلچراغ یکی از دوستان خوب نویسنده با من تماس گرفت و گفت که تعداد زیادی از خوانندگان مجله تماس گرفتند درباره تعطیلی مجله سئوال داشتند.....و گفته اند ما از طریق پیمان اکبری از موضوع تعطیلی مطلع شدیم.من هم به ایشان توضیح دادم و به سایر مخاطبین ویلاگ نیز که من جز در قالب وبلاگم با هیچ شخصی در مورد شائبه تعطیلی 40چراغ صحبت نکرده ام و همچنین در این پست نیز ذکر کرده ام که اطلاعات من نیز در حد شنیده ها وسایر دوستان است و وبلاگهای شخصی نویسندگان چلچراغ نیز بر این شائبه افزوده و در ادامه نیز مبنا صحت یا شایعه بودن این موضوع را گذر زمان و اعلام رسمی مسئولین مجله ذکر کرده ام.
لذا اعلام میکنم که بی پروا صحت یا عدم صحت خبر تعطیلی 40 چراغ را نه در وبلاگ و نه در جای دیگر اعلام نکرده و مسئولیت ذهن دوستانی که برای خود خبر را طور دیگر تحلیل میکنند و یا از دیگری خبر متفاوت از سوی من می شنوند برعهده خوشان است.
امروز پس از پایان کلاس یکی از دانش آموزان پایه چهارم اومد جلو و از من پرسید ببخشید آقا ((بچ))یعنی چی؟!؟این دوستمون دائم به ما میگه بچ بچ و ما فکر میکنیم یک فحش بد خارجیه :دی
امروزه كاربران كامپيوتر شاهد
گسترش سريع سيستمعاملها و نرمافزارهاي كاربردي منبعباز و رايگان
هستند. يكي از انواع سيستمهاي منبعباز، BSD است. در اين مقاله كوشش شده
است تا اين سيستم عامل با يكي از همنوعان خود يعني لينوكس و نيز با سيستم
عامل ويندوز مايكروسافت (البته از ديدگاه ارايهكنندگان و طرفداران (BSD
مقايسه شود.
BSD
نرمافزاري است كه از چند فرهنگ دانشگاهي مانند متنباز، نرمافزار رايگان
و امن تهيه شده است و به هيچ شخص خاصي تعلق ندارد. در سال 1992 متن
برنامههاي BSD از متنهاي ATT جدا شدند و BSDLight انتشار يافت.
هماكنون از نسخههاي امروزي BSD ميتوان اين نمونهها را نام برد:
FreeBSD، NetBSD، OpenBSD، MacOSX، DragonFly BSD، MirOS BSD وDebian NetBSD يكي
از نگارشهاي سيستمعامل قديمي يونيكس كه همانند سلف خود در دانشگاه متولد
شد، FreeBSD است. اين سيستم عامل كه در سال 1992 زاده شد، دگرگونيهاي
بسياري را پشت سرگذاشته و همواره تكامل يافته است تا آنجا كه سايت قدرتمند
ياهو، اين سيستم عامل را به عنوان سيستمعامل سرورهاي خود انتخاب كرده
است. در اين نوشتار نگاهي به FreeBSD داريم.
مقايسه
سيستم عامل FreeBSD از جهات بسياري با رقباي خود
از دنياي لينوكس و ويندوز قابل مقايسه است. كارايي، امنيت، قابليت اطمينان
و ... از مهمترين عوامل اين مقايسه بهشمار ميآيند.
1. قابليت اطمينان
FreeBSD در اين زمينه بسيار خوب عمل ميكند.
استفاده بسياري از سايتها و مراكز كامپيوتري مربوط به موسسات بزرگ و
مشهور، خود گوياي اين واقعيت است كه اين سيستم عامل از قابليت اطمينان
زيادي بهويژه در اجراي فرآيندهاي مربوط به پايگاه داده ها برخوردار است.
در همين حال لينوكس هم از ديرباز بهدليل پايداري و عملكرد خوب در اين
زمينه زبانزد متخصصان بوده است. اما در مقام مقايسه و براي كاربردهاي بزرگ
سيستم ورودي و خروجي ديسك FreeBSD بهتر عمل ميكند. زيرا در لينوكس
بهدليل اينكه بهصورت پيشفرض بهطور غيرهمزمان (Non syncronous) كار
ميكند، احتمال بروز اشكال در فايل سيستم در زمان قطع يا نوسانات برق يا
خاموش شدن اتفاقي، افزايش مييابد.
2. كارايي
سايت Freesoftware كه سايتي برمبناي انتقال با
پروتكل FTP است، بيش از 2/1 ترابايت اطلاعات را هر روز به سراسر جهان
ارسال ميكند. در مورد لينوكس بايد گفت كه اين سيستم عامل هم از سرعت
پردازش و كارايي بالايي برخودار است، اما در آزمايشهاي خود تحت يك محيط
بزرگ شبكهاي پرترافيك در حدود 20 تا 30 درصد از رقيب خود يعني FreeBSD
عقب ميماند. البته سازندگان كرنل ادعا ميكنند كه اين مساله با استفاده
از نسخه 4/2 كرنل لينوكس، كه داراي يك حافظه مجازي مشابه FreeBSD است، حل
ميشود. به هر حال از آن جا كه هر دو اين سيستم عاملها با سورس باز ارايه
ميشوند، اين اميدواري وجود دارد كه از ديدگاه سطح فناوري بهدليل
الگوپذيري از يكديگر، هيچگاه داراي اختلاف بنيادين نخواهد بود.
در
مورد ويندوز بايد گفت كه كارايي كم در محيط شبكه پرترافيك، هميشه از
بزرگترين معضلات اين سيستم عامل بوده و هست. حتي با ارتقاي ويندوز NT به
نسخه 2003 هم آن چنان تفاوت آشكاري در كارايي و سرعت سيستم، بهخصوص در
زمينه سرورهاي اينترنتي پركاربرد ايجاد نميشود.
3. امنيت
در مقوله امنيت، FreeBSD هميشه بهعنوان يكي از امنترين سيستم ها مدنظر كارشناسان قرار داشته است. تمام
ماژولها و اجزاي آن بارها از جهت امنيت مورد آزمايش و بررسي قرار
گرفتهاند. اين سيستمعامل همچنين داراي سطوح مختلف امنيت در داخل كرنل
است و به مدير سيستم اجازه ميدهد تا سطح دسترسي كاربران را، حتي براي
توابع دروني آن كرنل مشخص كند. بهعلاوه اينكه FreeBSD داراي مكانسيم
ديواره آتش، فيلترينگ بستهها و بسياري از ابزارهاي كشف و رديابي نفوذ است.
بهرغم
اينكه لينوكس نيز همانندFreeBSD داراي ديواره آتش و ابزارهاي متعدد IDS
است، اما نحوه ارايه اين سيستم عامل بهصورت منبعباز و اين كه در اختيار
گروههايي است كه بسياري از آنها داراي مهارت كافي در زمينه امنيت نيستند
و همچنين تعداد زيادي شركتهاي توسعهدهنده لينوكس، بهخصوص آنهايي كه به
مقوله كارايي و كاربرد بيش از امنيت اهميت مي دهند (مثل ردهت)، باعث شده
تا اين سيستم عامل در رده بندي امنيتي، پايينتر از رقيب خود قرارگيرد.
4. فايل سيستم
FreeBSD از سيستم فايلي يوافاس (Unix File
System) كه مختص سيستم عامل يونيكس است استفاده ميكند. اين سيستم، اندكي
از سيستم مورد استفاده لينوكس يعني 2 ext پيچيدهتر و پيشرفتهتر است.
عمليات ناهمزمان خواندن و نوشتن ديسك(Asynchronous I/O) را بيشتر و بهتر
انجام ميدهد. همچنين اين سيستم فايل از پرچم فايل (File Flag) هم
پشتيباني ميكند كه از نوشته شدن تراكهاي خراب بر روي ديسك جلوگيري
ميكند. يا هر گونه تغييري را در محتويات يك فايل يا يك دايركتوري در
تمام زمان عمر آن محدود ميكند، يا از حذف شدن يك فايل جلوگيري ميكند.
اين قابليتها زماني كه با تواناييهاي موجود در كرنل تلفيق ميشود، محيط
كاملا قابل كنترل و جالبي را پديد ميآورد.
فايل سيستم مورد
استفاده لينوكس هم كارايي بسيار خوبي دارد اما نقطه ضعف آن، عدم پايداري
كافي است. چه بسا بروز يك اشكال در زمان Mount بتواند قسمتي از يك فايل
سيستم را دچار خرابي نمايد و باعث از دست رفتن اطلاعات آن قسمت شود.
در
مورد ويندوز، آنچه كه از آن بهنام FAT يا NTFS نام برده ميشود، براي
موارد محدود مثل دسترسي چند كاربر به شبكه و ديسك سخت، بسيار آسان و روان
عمل ميكند اما زماني كه بحث شبكههاي بزرگ بهميان ميآيد، مجالي براي
رقابت با UFS يا 2 ext پيدا نميكند.
5. درايوها
FreeBSD سيستم عاملي است كه هم قابليت نصب
درايورهاي با منبع بسته (يا همان درايورهاي باينري) و هم درايورهاي با
منبع باز را دارا است. اما متاسفانه بسياري از سازندگان سختافزار بهويژه
آنهايي كه سختافزار ارزان و نهچندان مرغوب، اما با توليد انبوه، را
فراهم ميكنند، هيچ تمايلي براي ارايه درايوهاي خود تحت سيستم عاملي
بهغير از ويندوز ندارند و اين يكي از بزرگترين نقاط قوت ويندوز در برابر
ديگر سيستم عاملها بهشمار ميرود. در مورد لينوكس هم وضعيت متفاوتي حاكم
است. اين سيستم عامل درايورهاي با منبع باز را بسيار خوب شناسايي و نصب
ميكند اما بسياري از توليدكنندگان سختافزار حتي آنهايي كه درايوهاي
غيرويندوزي را به بازار ارايه ميدهند، علاقه چنداني براي توليد درايورهاي
با منبع باز نشان نميدهند.
6. نرم افزارهاي كاربردي
تعداد نرمافزارهاي كاربردي تحت FreeBSD روزبهروز
در حال افزايش است اما هنوز هم به فراواني نرمافزارهاي تحت ويندوز
نميرسد. در عين حال اين سيستم عامل قادر است برنامههايي را كه براي برخي
يونيكسها (مانند(SCO يا براي لينوكس كامپايل شدهاند، اجرا كند. مشابه
همين وضع براي لينوكس هم وجود دارد با اين تفاوت كه لينوكس قادر نيست
برنامههاي كامپايل شده براي يونيكس يا FreeBSD را اجرا كند. در مورد
ويندوز، ناگفته پيداست كه اكثر برنامههاي كاربردي اصولا براي اجرا در اين
سيستم عامل طراحي و ساخت شدهاند و ويندوز از لحاظ تعداد اين نوع
برنامهها هيچ كمبودي ندارد و در اين زمينه يكهتاز ميدان است.
7. محيط توسعه
در زمينه برنامهنويسي، FreeBSD داراي يك محيط
بسيار قوي و كامل براي زبان C ++ است. همچنين ابزارهاي ديگري براي
برنامهنويسي با جاوا، پرل و پايتون در اين سيستم وجود دارد. در لينوكس هم
همين ابزارهاي برنامهنويسي وجود دارند، اما گاهي اوقات ممكن است
برنامهاي كه شما با يك لينوكسي مانند ردهت كامپايل ميكنيد، در لينوكس
ديگري مثل اسلكور (Slackware) قابل اجرا نباشد. در ويندوز هم ابزارهاي
برنامهنويسي خوب و متعددي براي توسعه نرمافزار وجود دارند اما هيچكدام
از آنها با خود سيستم عامل همراه نيستند و بايد بهصورت جداگانه خريداري
و نصب شوند.
8. نرم افزارهاي رايگان
در حوزه سيستم عامل FreeBSD و لينوكس، هزاران
برنامه كاربردي خوب و رايگان با منبع باز وجود دارد كه روزبهروز هم در
حال افزايش است. هزاران گيگابايت برنامه بهعنوان نرمافزارهاي گنو (GNU)
ارايه شدهاند كه بهصورت مجاني قابل نصب و اجرا بر روي هر دو سيستم عامل
مذكور هستند. بهعلاوه اين كه خود FreeBSD يك كتابخانه منحصربهفرد و
مخصوص بهنام FreeBSD Ports Collection دارد كه بهنظر بسياري از متخصصان،
بهترين منبع براي دسترسي به نرمافزارهاي منبعباز است. در مورد لينوكس
تعداد محدودي برنامه عمومي (Shareware) بهصورت رايگان وجود دارد، اما اين
برنامهها با كد منبع عرضه نميشوند و در نتيجه امكان مانور را از
برنامهنويسان و طراحان سيستم در جهت عيبيابي و بهتر كردن اين برنامهها،
سلب ميكند. براي ويندوز نيز برنامههاي رايگان بسياري وجود دارد.
9. پشتيباني
در مورد لينوكس هم، اوضاع پشتيباني از اين سيستم
عامل، خوب بهنظر ميرسد. تمام توليدكنندگان لينوكس مثل ردهت، مندريك و
ديگران بازار رقابتي را در ارايه پشتيباني به مشتريان خود درست كردهاند.
در مورد ويندوز هم اوضاع چندان بد بهنظر نميرسد. اما باز هم بسته بودن
كد منبع در اين سيستم عامل باعث شده تا مقوله پشتيباني هم بهصورت انحصاري
و توسط سازندهاش يعني مايكروسافت و آن هم بيشتر از طريق تلفن و با تاخير
زماني انجام شود.
10. قيمت و هزينه
همانطور كه از نام FreeBSD مشخص است، اين سيستم
عامل كاملا رايگان و از سايت freebsd.org قابل دريافت و نصب است. البته
اگر بخواهيد هم ميتوانيد با پرداخت تنها 40 دلار، يك بسته حاوي 4
سيدي اين سيستم عامل بهعلاوه چندين گيگابايت برنامه كاربردي را يكجا
خريداري كنيد. در مورد لينوكس هم بهغير از نسخههاي Enterprise كه نسبتا
قيمت قابل توجهي دارند، بقيه محصولات متعلق به توزيعكنندههاي مختلف از
قيمت بسيار مناسبي برخوردارند. اما ويندوز در اين مقايسه كمي گران بهنظر
ميرسد.
بزرگمهر شرف الدین را بعنوان سردبیر سابق هفته نامه چلچراغ و یک روزنامه نگار حرفه ای و با اخلاق در مطبوعات ایران می شناسیم. بزرگمهر در حدود شش ماه است که برای تحصیل و همچنین فعالیت در شبکه بی بی سی فارسی به انگلستان سفر کرده است.مخاطبین قدیمی مجله 40چراغ هیچگاه ستون سرگیجه بزرگمهر را فراموش نمی کنند چرا که به راستی پس از خواندن مطالب عمیق این بخش از مجله دچار سرگیجه شده و برای درک کامل باید چندبار مطلب را میخواندند.بزرگمهر برای من نیز منشاء تحولاتی در زمینه ورود مجدد به مطبوعات بود و هیچگاه راهنمایی های کوچک ولی مفیدش را فراموش نمی کنم.
بزرگمهر شرف الدین امروز مهمان دیچیتالی ما است. از بزرگمهر تشکر میکنم که با وجود مشغله های بسیار زیاد خود در این مصاحبه شرکت کرد .
در ابتدا میخواهم از حالت جویا شوم-اصل حال؟
باید بگم بد نیستم. زندگی در لندن به معنی زندگی در یکی از تپنده ترین شهرهای جهانه. خوبی های خودش رو داره و البته سختی های خودش رو. شهر شلوغیه، مثل تهران اما از طرف دیگه هر روز و هر شب غافلگیرت میکنه. برنامه های فرهنگی در این شهر این قدر زیاده که میشه هر ساعت یه جور خودت رو مشغول کنی. اگه بخوام به طور خلاصه به سوالت جواب بدم باید بگم خوبم و دارم چیزهای زیادی یاد می گیرم.
من شنیدم که برای ادامه تحصیل و همکاری با شبکه بی بی سی به انگلستان سفر کردید؟
من شش ماه است که در شبکه تلویزیونی بی بی سی فارسی مشغولم و در بخش خبر، تهیه کننده ارشد هستم. ماه های اول بیشتر به یادگیری اصول تلویزیونی بی بی سی و آشنایی با نرم افزارها و معیارهای خبری گذشت و الان نزدیک دو ماه است که در اتاق خبر هر روز نزدیک به دو ساعت برنامه خبری تولید می کنیم. البته این برنامه ها هنوز روی آنتن نیامده اند و ما داریم کار در محیط واقعی را تمرین می کنیم. قرار است تلویزیون تا دو ماه دیگر شروع به کار کند اگر چه بعید نیست کار به تاخیر بخورد.
تفاوت کار روزنامه نگاری و بطور کلی خبر و رسانه در انگلیس نسبت به ایران چیست؟
باید بگویم بسیار حرفه ای تر از آن چیزی که من در ایران با آن برخورد داشتم. نگاه روزنامه نگاری در بی بی سی بسیار دقیق است و در آن به جزئیات توجه عجیبی می شود. نکته جالب دیگر توجه به اخلاق روزنامه نگاری است که گاهی در کشور ما نادیده گرفته می شود.
فکر میکنم بزرگمهر اصولا یک شخصیت احساساتی دارد .دلت برای چه چیزهایی در ایران تنگ شده؟
در یک کلمه دوست هام. در ایران دوستهای یک نفر تنها سرمایه اش هستند. من بعد از ده سال کار کردن وقتی به گذشته ام نگاه می کنم می بینم تنها چیزی که به دست آورده ام دوستهایی هستند که با دقت تمام و یکی یکی انتخاب کرده بودم. سرمایه من پول پیش خانه یا این جور چیزها نبود. دوستهایی بود که برایم واقعا عزیز بودند و حالا واقعا نبودشان را احساس می کنم.
شاید بهتر باشد یک رزومه کوچک از زمان تولد تا فعالیت هایی که در ایران داشتید برای مابگوئید تا بیشتر با شما آشنا شویم.
خودم هم به سختی یادم می آید که قصه از کجا شروع شد. یک مدت ادبیات می خواندم, مدتی فلسفه. مدتی خودم نوشتم، مدتی هم ترجمه کردم. مثل خیلی ها به خیلی چیزها هم آلوده شدم مثل موسیقی و سینما. در دانشگاه ادبیات انگلیسی و بعد زبانشناسی خواندم. مدتی هم در مطبوعات کار کردم.
برویم سراغ چلچراغ؟
چلچراغ منتقدان زیادی داشت اما جایی بود که به کار کردن در آن ایمان داشتم.
خواننده های چلچراغ بزرگمهر رو بیشتر با سرگیجه هاش میشناختن و میتوان گفت واقعا سرگیجه میگرفتیم ولی در انتها بعد از چند بار خواندن مطلب نتایج جالبی درک میکردیم.اصلا سرگیجه از کجا جرقه اش زده شد و چگونه نوشته میشد ؟
سرگیجه ها داستان عجیبی نداشتند. حاصل سرگیجه های شخصی جوانی بودند که از قضا جوان های دیگری هم دغدغه هایی مثل او داشتند. خبر دارید در سایت کلوب بچه ها به یاد گذشته سرگیجه هایی که نوشته بودید دوباره مینویسند ؟چه حسی نسبت به این طرفدارها دارید؟
چند بار به این تالار سر زدم. واقعا برایم شگفت انگیز بود.
حتما خبردارید که افشین صادقی به تازگی در40چراغ شروع به نوشتن ستونی با عنوان سرگیجه کرده است.نظرتون راجب به این موضوع چیه؟فکر می کنید سرگیجه های شما از یاد خواهد رفت؟
افشین یکی از همان دوستانی بود که بعد از سال ها جستجو پیدایش شد. برای من باعث افتخار است که او در ستون سرگیجه بنویسد. چند سئوال دارم که میخواهم خیلی شفاف پاسخ بدهید.آیا رفتن شما از 40 ربطی به بازگشت منصور ظابطیان-میرمیرانی-بزرگمهر حسین پور که چند مدت نبودند داشت؟
به هیچ وجه. من تا آخرین روز صفحه بندی چلچراغ در مجله بودم. سه شنبه شب از چلچراغ رفتم و جمعه از تهران پرواز کردم. در ضمن منصور و علی و بزرگمهر را یک روز قبل از سفرم دوباره هم دیدم.
شما که در قلب 40 بودید به نظرتان چلچراغ حزبی عمل میکند؟
چلچراغ جز در انتخابات ریاست جمهوری سه سال پیش حزبی عمل نکرده. نگاه انتقادی داشته و سعی کرده درگیر بازیهای سیاسی نشود. یکی از دلایل زنده ماندن و سرزنده ماندنش هم همین است.
در انگلستان مجله و یا مطالبش به دست شما میرسد؟
خیلی جالب بود که من هر بار با بچه های چلچراغ صحبت می کنم ازشون می خوام کهسایت رو به روز کنند تا من بتونم مطالب رو دنبال کنم. خیاط در کوزه افتاد!
بزرگمهر نویسنده بهتری بود یا سردبیر؟
سوال خوبیه اما من جوابی براش ندارم.
سئوال آخر درمورد40:اگر به ایران برگردید بازهم در چلچراغ خواهی بود و احساس شما نسبت به زمانی که در چلچراغ بودید چیست؟
بودن در چلچراغ و با چلچراغ برای من یک تفنن یا یک هیجان دوره ای نبود. من به کارکرد چلچراغ عمیقا اعتقاد داشتم و اگر سالها بعد به ایران برگردم و به آن ساز و کار هنوز اعتقاد داشته باشم باز هم با این مجله خواهم بود. تنها می توانم بگویم از وقتی به لندن آمده ام با خواندم مجله ها و روزنامه های اینجا و با گذراندن ده ها کلاس روزنامه نگاری ایمان ام به درستی مسیری که چلچراغ در پیش گرفته بود بیشتر هم شده.
فکر میکنم با رفتن به انگلستان به یکی ازهدفهای مهم در زندگی رسیدید. گامهای بعدی برا ی شما چیست؟
واقعا قبول ندارم. درست است که من از چند ماه پیش برای پیوستن به شبکه تلویزیونی بی بی سی اقدام کردم اما اینجا بودن یا آنجا بودن هدف مهم زندگی ام نبوده که بگویم حالا ...
حتی این احساس را دارم که تازه کاری را شروع کرده ام. خیلی دوست دارم در روزنامه های انگلیس ستون نویس تحلیلی بشوم اما این کار واقعا چند سالی طول می کشد.
مطالب این سایت تحت لیسانس "کریتیو کامنز" منتشر میشود اگر برای استفاده از مطالب، نویسنده را مطلع و "لینک، نام سایت یا نام نویسنده" را درج فرمایید، استفاده کاملاًبلامانع است