«من و برايان دوست‌هاي خوبي براي يكديگر بوديم. لااقل من اين‌طور فكر مي‌كردم كه او دوست خوب من است و مي‌توانم به او تكيه كنم. در دوراني كه همه اطرافيان و همسن و سالانم از اين كه دوست صميمي ندارند هميشه نالان و ناراحت بودند، برايان هميشه فردي بود كه در كنار من بود. حرف‌هاي بين من و برايان حرف‌هايي بود كه تنها 2 دوست صميمي با يكديگر رد و بدل مي‌كردند و اين رازگويي‌ها بود كه باعث مي‌شد بعد از مدت‌ها آشنايي با برايان احساس راحتي كنم. من هيچ وقت كسي را نداشتم كه فكر كنم به او نزديك هستم و وجود چنين دوستي هميشه برايم مغتنم بود.»

جيسون آستين جوان به اتهام به قتل رساندن دوست صميمي‌اش، برايان ريك به تحمل 25 سال حبس محكوم شد؛ برايان 23 ساله با شليك 3 گلوله از سوي جيسون بشدت مجروح شد و قبل از رسيدن به بيمارستان بر اثر شدت جراحات وارده جان خود را از دست داد.

عدم تعادل رواني جيسون باعث شد تا پس از يك سال حبس او در زندان، تا زمان تكميل شدن پرونده‌اش دادگاه تصميم بگيرد حبس ابد يا اعدام را براي او منتفي كرده و وي را تنها به 25 سال حبس محكوم كند؛ حكمي كه از نظر خانواده مقتول كه حتي اميد به چنين رايي نداشتند، نقطه اميدي بود كه آنها را به قضاوت درست نزديك مي‌كرد.

«من از نوجواني خودم كار مي‌كردم و روي پاي خودم مي‌ايستادم. جدايي زودهنگام پدر و مادرم باعث شده بود كه پسري خودكفا باشم و لااقل اين را در زندگي بدانم كه هيچكس به دنبال كمك به كس ديگري نيست و اين خود انسان است كه بايد هر طور شده گليمش را از آب بيرون بكشد. وقتي در دوران راهنمايي با پخش كردن روزنامه پول توجيبي‌هايم را جمع كردم تا براي خودم ضبط صوت بخرم، خيلي خوب به اين موضوع رسيدم كه اگر قرار است آرزوهاي من برآورده شود، هيچ كس بجز خود من نمي‌تواند اين كار را انجام دهد.

هرچه بزرگ‌تر مي‌شدم، وابستگي‌ام به خانواده كمتر مي‌شد. گرچه خانواده‌اي كه از آن نام مي‌برم، پدر و مادري هستند كه هرگز كوچك‌ترين اهميتي را براي من قائل نبودند و فكر مي‌كردند من فقط مزاحم زندگي آنها هستم.
مادرم كه مدام تكرار مي‌كرد هرگز دلش نمي‌خواسته تا فرزندي همچون من داشته باشد و پدرم كه مرد بسيار بي‌مسووليتي بود نه‌تنها كمكي به من نمي‌كرد و نقشي به عنوان پدر در زندگي من نداشت، تمام سعي‌اش را مي‌كرد تا اگر مي‌تواند از وجود من استفاده كند. او كه بشدت الكلي بود، حتي به پول‌هاي توجيبي من هم رحم نمي‌كرد و هرگاه مقداري از پول‌هاي ناچيزم را در جيب‌هايم مي‌گذاشتم، خيلي زود متوجه مي‌شدم كه سراغ آن رفته و همه را برداشته است.

زندگي براي پسري كه هرگز روي خوشبختي را نديد، براي هيچ كس جذاب نمي‌تواند باشد. در اين شرايط، اين تنها برايان بود كه مرا درك مي‌كرد.»

برايان ريك بر اثر شليك گلوله به قلبش جان سپرد. او از 4 سال قبل با جيسون آشنا  و اين آشنايي به صميميتي برادرانه تبديل شده بود كه براي هر دوي آنها بسيار مهم به نظر مي‌رسيد. جيسون كه هيچ كس را در زندگي‌اش نداشت، تكيه زيادي به برايان مي‌كرد و حتي به برخي از اطرافيانش، او را برادرش معرفي مي‌كرد. آنها كه هر دو از خانواده‌هاي بسيارفقيري بودند، سرنوشت‌هاي مشابهي داشتند كه سبب مي‌شد بيش از قبل به يكديگر نزديك شوند. رابطه خوب آنها با ازدواج زودهنگام برايان كمي خدشه‌دار شد و اين اولين شوك به جيسون بود.

«او هرگز از اين كه مي‌خواست ازدواج كند، به من حرفي نزده بود. انتظار داشتم اگر قرار است كه زندگي تشكيل دهد و راهش را كاملا عوض كند، لااقل به من كه ادعا مي‌كرد دوست صميمي‌اش هستم، اطلاع مي‌داد؛ اما اين كار را نكرد. او زماني به من گفت قرار است ازدواج كند كه مراسم ازدواجشان را تدارك ديده بود و من به عنوان مهمان دعوت شدم. بخوبي به ياد دارم كه آن روز در رستوراني كه كار مي‌كردم، خشكم زده بود. وقتي با همسر آينده‌اش وارد رستوران شد و اين خبر را به من داد، نمي‌دانستم به او چه بگويم.

از سويي براي اين كه مي‌خواست زندگي جديدي را شروع كند، خوشحال بودم و از سوي ديگر حس عجيبي داشتم. نمي‌دانم شايد حس حسادت بود كه فشار زيادي به من وارد مي‌كرد. احساس مي‌كردم لااقل او هم توانسته است براي زندگي‌اش تلاش  و حتي ازدواج كند و من بعد از سال‌هاي سال كار كردن حتي هنوز نمي‌توانستم پول خريداري كردن يك ماشين دست دوم را بپردازم. از طرفي هرچه فكر مي‌كردم نمي‌فهميدم او چطور توانسته موضوع به اين مهمي را از من پنهان كرده و من را آخرين فردي قرار دهد كه از اين ماجرا مطلع مي‌شود. من از همين موضوع بشدت از برايان دلخور شدم؛ اما به روي خودم نياوردم و چيزي به او نگفتم؛ اما مشكلي در وجودم بود كه مدام روحم را آزار مي‌داد. خوشحالي‌اش به جاي آن كه مرا هم خوشحال كند، احساس بدي به من مي‌داد كه آن را اصلا دوست نداشتم و نمي‌پسنديدم، تا بالاخره موضوع مهم مالي بين ما به وجود آمد.»

به گفته جيسون، 6 ماه پس از ازدواج برايان در حالي كه رابطه او و دوست صميمي‌اش كمرنگ‌تر شده بود و برايان ديگر فرصت آن را نداشت كه مدام به درددل‌ها و شكايات جيسون اهميت بدهد، آنها بر سر يك مساله مالي با يكديگر برخورد پيدا كردند. برايان ادعا مي‌كرد در طول سال‌ها دوستي‌شان دست‌كم 20 هزار دلار پول به جيسون قرض داده است كه تصميم دارد پس بگيرد. حرفي كه برايان براي جيسون داشت، غيرمنطقي نبود. او مي‌خواست زندگي مشتركش را بهتر كند و براي اين كار احتياج به پول داشت و ترجيح مي‌داد قرضي كه به جيسون داده است را پس بگيرد؛ اما انگار اين حرف برايان و خواسته‌اش براي جيسون بيشتر گران تمام شده بود.

«او به من گفت  همه پول‌هايي را كه در اين مدت به من قرض داده، يادداشت كرده و مي‌داند كه من بايد 20 هزار دلار به او پس بدهم. مي‌دانستم كه كمك‌هاي مالي زيادي به من كرده است و خودم هم سعي داشتم به محض اين كه كمي وضعيت باثبات‌تري پيدا كردم، اين پول را به او پس بدهم؛ اما حتي فكرش را هم نمي‌كردم كه درست و در زماني كه مي‌دانست از دست او دلخوري زيادي دارم، از من اين پول را بخواهد. او مي‌دانست كه من چنين پولي را ندارم و به دردسر زيادي مي‌افتم. از او حالت تنفر پيدا كرده بودم و احساس مي‌كردم او هم يكي ديگر از افرادي است كه با وارد شدن به زندگي من، تنها بدبيني و ياس برايم آورده است. برداشتن اسلحه پدرم از منزلش و قتل برايان، تنها تصميمي بود كه به ذهنم رسيد.»

منبع

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
  امروز با 2 نفر سرویس کار  لوازم خانگی  و مسئولینشون بدجوری گفتمان کردم.حس میکنم این گارانتی تو ایران چقدر بی معناست و فقط اعصاب خورد کنه!  
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 
بعد از مدتها در چشمانم اشک حلقه زد و پیش خود گفتم این  افراد غرور ملی ما هستند.کسانی که بی ادعا و بدون آنهمه زرق و برق به مسابقات پار المپیک رفتند و اینگونه افتخار کسب کردند.وقتی که تیم والیبال نشسته بعد از قهرمانی بالا و پائین میپرید و یا ورزشکار پرتاب دیسک ما از خوشحالی یکجا بند نبود تنها چیزی که در صورتشان میدیدی سادگی و خوشحالی از ثمر دادن تلاشهایشان بود.
 آنها معلول بودند  ولی افتخاراتی کسب کردند که ورزشکاران سالم ما در المپیک نه تنها کسب نکردند حتی پس از بازگشت نیز در برنامه های تلویزیونی با هزاران دلیل و مدرک مدعی بودند که یا آماده نبودیم و یا مصدوم بودیم و یا نشد......!
براستی میتوانید در چشم مردم نگاه کتید آقایان قهرمانی که به المپیک رفتید و مفتضحانه بازگشتید؟!
فقط همین -دست پار المپیکی ها را باید بوسید.....

پ.ن:مسئولین که موجب حاضر نشدن تیم بسکتبال با ویلچر ایران جلوی آمریکا شدند باید جوابگوی مردم باشند که شانس قهرمانی را از این تیم گرفتند؟!

پ.ن2:امسال استقبال تماشاچیان از مسابقات پار المپیک قابل توجه بود.



 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 
امروز به ما زنگ زدند که بیائید اداره که  انشالا میخواهند  به شما سهام عدالت  و سبد کالای رمضان بدهند.ساعت کار ادارات هم که بدلیل ماه رمضان 9الی 14 شده و ما نیز پس از تحویل گرفتن و نصب یک فروند یخچال فریزر سینجر در منزل(از همین هایی که تبلیغ میکنه جدیدا:دی) همراه مادر به سمت اداره مذکور  راه افتادیم.پس از اینکه بوسیله اتوبوسهای 125 تومانی خودمان را به آنور شهر رساندیم وارد اداره شدیم و با کاغذ بزرگی با این مضمون مواجه شدیم:تحویل سهام عدالت و بن سبد کالای رمضان در سالن غذاخوری!
آسانسوری که گیر کرده بود و طبقاتی که بالا رفتیم و با قفل بزرگی بروی درب سالن غذاخوری مواجه شدیم....؟هان؟(ساعت 13/15 دقیقه است)پس از پیگیری های زیاد و پیمودن پله ها بروش چند تا در میان موفق شدم بن سبد کالا را بگیریم ولی فقط بن را و از اجناس خبری نبود و مسئول فرمودند که ایشالا از هفته بعد توزیع میکنیم و هنگام دریافت کالاها باید هفده هزار تومان هم به فروشگاه بدهیم.به مسئول بازنشستگی مراجعه کردیم و معلوم شد فردی که باید در آن سالن فرم های سهام عدالت را پخش کند امروز لطف کرده اند جایی رفتند و ما باید دوباره با مدارکی مضاف بر چیزهایی که پشت تلفن گفته بودند روزهای بعد خدمتشان برسیم تا مدارک کامل و در آخر 60 هزار تومان سود 6 ماه را دریافت کنیم و همچنان از احکام جدید بخور نمیر و پرداخت بر اساس لایحه خدمات کشوری حقوق پس از گذشت نیمی از سال خبری نیست!!

نتایج :
1:در ماه رمضان لطفا ادارات تعطیل شود و یا کار اداری انجام نشود چون فرق خاصی میان باز بودن و نبودنشان نیست.

2:دولت لطف  می کند  و سبد کالا را بعد از ماه رمضان می هد که شما طعم مرغ و مواد غذایی گران را چشیده و بیشتر به اهمیت این سبد آگاه شوید.(17 هزار تومان که میگیرند قضیه اش چیه جدا؟)

3:سهام عدالت پس از دریافت کلی مدارک و تازه اشتغال به تحصیل با سود 60 هزار تومان!یعنی میانگین ماهانه 10 هزار تومان؟چه عدالتی!!!(اون یک فروند یخچال هزینه حمل و نقلش 60 هزار تومان شد)

4:در حالی که بسیاری از کارمندان رنگ گوشت و مرغ را چند ماه  ندیده اند(به خدا نمونه اش را دیده ام)برخی دوستان در مجلس و دولت عدالت سرخود هنوز برای افزایش و پرداخت معوقه حقوق بر اساس خدمات کشوری هر 6ماه یکبار جلسه میگذارند و افطاری های خوبی هم نوش جان می کنند.

5:..................این حرف خاموش خیلی ها بود.
 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 
بيش از يك قرن است كه رديابي مجرمان و تبهكاران عمدتا با تكيه بر دانش‌هاي نوين تشخيص و شناسايي و نه حدسيات و گمانه‌زني‌هاي سنتي صورت مي‌گيرد. با اين حال طي اين مدت نسبتا طولاني فناوري و تكنيك ‌هاي لازم براي بررسي صحنه جرم و به دام انداختن تبهكاران دستخوش تغييرات چندان جدي نشده است و اين درحالي است كه جنايتكاران و مجرمان همسو با توسعه دانش‌هاي كاربردي بشري، از شيوه‌هاي پيچيده‌تري براي پياده كردن نقشه‌هاي خود استفاده مي‌كنند.
 

با اين حال به نظر مي‌رسد در سال‌هاي اخير اتفاقات اميدوار كننده‌اي در زمينه توسعه دانش شناسايي مجرمان برپايه استفاده از تكنيك‌هاي نوين براي به دام انداختن آنها صورت گرفته باشد.

به‌تازگي تكنيك نوين و خيره كننده‌اي در زمينه كشف نشانه‌هاي مربوط به آثار انگشت تقريبا از بين رفته و شناسايي صاحبان آنها ابداع شده است كه به گفته كارشناسان حتي مي‌تواند براي شرلوك هولمز نيز مايه مباهات و غرور باشد!

دانشمندان انگليسي اين تكنيك نوين را ارائه كرده‌اند كه به پليس اجازه مي‌دهد حتي در صورت پاك شدن اثر انگشت از روي سطوح مختلف، آنها را شناسايي كند.

دكتر جان بوند ، فيزيكدان دانشگاه لستر و مشاور پليس منطقه «نورت همپشاير» انگليس كه‌اين تكنيك نوين را ابداع كرده است ، مي‌گويد: كارشناسان جرم شناسي در انگليس و آمريكا بتازگي از اين روش براي به جريان انداختن دوباره 3 پرونده پيچيده جنايي استفاده كرده‌اند كه اتفاقا به دليل ارائه نتايج اميدواركننده، اميد مي‌رود بزودي مجرمان آنها شناسايي شوند. در يكي از اين پرونده‌ها و با استفاده از اين تكنيك نوين، حتي موفق به جمع‌آوري مدارك لازم براي شناسايي مجرم شده‌ايم.

نكته قابل تامل اين است كه بيش از يكصد سال است روش سنتي انگشت برداري از صحنه‌هاي جرم تغيير خاصي نداشته‌اند. در اين روش معمول كارشناسان بررسي صحنه جرم با استفاده از عرق برجاي مانده روي سطوح مورد نظر واكنش شيميايي خاصي ايجاد مي‌كنند كه مي‌تواند به عنوان مدركي قابل اطمينان در شناسايي مجرم و تبهكار به كار گرفته شود اما درصورتي كه مجرم عرق دست خود را از روي سطوح مختلف پاك كند، نمي‌توان اميد چنداني به مثمرثمر بودن تكنيك‌هاي فعلي انگشت‌برداري داشت.

اما اين تكنيك جديد به پليس امكان مي‌دهد حتي در صورت برجاي نماندن اثري از عرق دست مجرم ، انگشت ‌برداري‌هاي لازم را انجام دهد. در اين روش كارشناسان پليسي تمركز خود را روي ريز خوردگي‌هاي ناشي از عرق دستان مجرم روي سطوح فلزي مختلف در گلوله و بمب‌ها معطوف مي‌كنند.

اين خردگي‌ها تنها قطري در حدود موي انسان دارند؛ اما همين ميزان نيز براي شناسايي مجرمان كافي است. در بخش اصلي اين تكنيك نوين انگشت‌برداري، كارشناسان پليسي سطح مورد نظر را با پودر مخصوصي مي‌پوشانند و در ادامه از جريان الكتريكي قوي براي چسباندن ذرات پودر به سطوح خورده شده استفاده مي‌كنند و به اين ترتيب اثرانگشت مجرم شناسايي مي‌شود.

به نظر مي‌رسد به لطف ابداع چنين تكنيك كاربردي، بايد منتظر ايجاد انقلابي بزرگ در روش‌هاي شناسايي و به دام انداختن مجرمان و تبهكاران بود.

اما اين پايان تلاش‌هاي نوين محققان و دانشمندان براي ارائه تكنيك‌هاي نوين در به دام انداختن مجرمان نيست. به‌تازگي و در سينسيناتي آمريكا تحقيقات گسترده‌اي براي طراحي و ارائه نرم‌افزاري آغاز شده است كه با جمع‌آوري داده‌هاي مختلف جنايي به كارشناسان پليسي در به دام انداختن مجرمان كمك قابل توجهي مي‌كند.

اين نرم افزار جديد شامل پايگاه اطلاعاتي است كه داده‌هاي متنوعي در آن گردآوري شده است. اين داده‌ها از تاتوي بدن مجرمان گرفته تا اطلاعات بيومتريكي مجرمان سابقه دار و حتي نام‌هاي اختصاري آنها، به كارشناسان كمك مي‌كند حتي بدون در اختيار داشتن نام مجرم هرچه سريع‌تر وي را شناسايي كنند.

به عقيده متخصصان جرم شناس حتي يك نام مستعار نيز مي‌تواند به كارشناسان پليسي در شناسايي مجرمان كمك كند. در داده‌هايي كه در اين نرم‌افزار جمع‌آوري مي‌شود، به اطلاعات بيومتريكي توجه ويژه‌اي مي‌شود تا بر اساس كوچك‌ترين تفاوت‌هاي ظاهري نظير فاصله چشم‌ها از يكديگر، نوع پيوستگي ابروها و موارد نظير آنها شناسايي دقيق و قابل استنادي از مجرمان صورت گيرد.

از اين تكنيك نوين كه با كمك تحقيقات فدرالي نيم ميليون دلاري ارائه مي‌شود تحولي جديد در شناسايي مجرمان بر اساس داده‌هاي پيشين موجود در بايگاني پليس تعبير شده است.

به منظور توسعه ‌اين دانش نوين، تكنيك جالب توجه ديگري نيز ارائه شده است كه نظير آن عمدتا در برنامه‌هاي انيميشني و سرگرم كننده ديده شده و اكنون با استفاده حقيقي از آن به عنوان دليلي مستند در دادگاه‌هاي جنايي قابل استفاده است.

در اين تكنيك جديد كه از سوي شركت تكنولوژيكي SmartWater ارائه شده است، ماده بي‌خطر اما چسبنده شيميايي به صورت خودكار روي وارد شوندگان غيرقانوني به مكان‌هاي مختلف و تبهكاران پاشيده مي‌شود كه در زير نور فلوئورسنت براحتي قابل تشخيص است.

از اين ماده غيرسمي‌در اماكني نظير سالن‌هاي برگزاري كنسرت‌هاي موسيقي و حتي برخي فروشگاه‌هاي مجهر استفاده مي‌شود.

زماني كه فرد به صورت غيرقانوني در چنين اماكني حضور مي‌يابد، ماده شيميايي به صورت خودكار روي پوست و لباس وي پاشيده شده و اثر مستندي از خود برجاي مي‌گذارد كه در تحقيقات دادگاهي قابل استناد خواهد بود البته‌ اين فناوري‌ها بتازگي معرفي شده‌اند و ارائه آنها در قالب تكنيك‌هاي متداول و تجاري نياز به گذشت زمان دارد.

در كنار چنين پيشرفت‌هايي دانش بشري نيم نگاهي نيز به‌ آينده دارد. با توجه به پيچيده‌تر شدن روش‌هايي كه مجرمان از آنها براي انجام نقشه‌هاي خود استفاده مي‌كنند، محققان روش‌هاي خنثي‌كننده جالب توجهي را متصور شده‌اند، نظير اسكنرها و دستگاه‌هاي الكترونيكي كه بتوان از آنها براي شناسايي مظنونين و مجرمان بر اساس بررسي فعاليت‌هاي مغزي آنها استفاده كرد.

محققان حتي گام‌هاي خود را فراتر از آن گذاشته و در پي خلق سيستم‌هاي پيشرفته‌اي هستند كه با استفاده از آن توانايي مظنونين دستگير شده در جريان بازپرسي‌ها در كتمان حقايق از بين برود. يكي از سيستم‌هايي كه در اين زمينه مد نظر محققان است، طراحي و ارائه دستگاه‌هاي توليدكننده پالس‌هاي الكتريكي براي ايجاد اختلال در عملكرد نورون‌هاي مغزي و در نتيجه‌ ايجاد تاخير در توانايي متهم براي دروغگويي و پوشيده نگاه داشتن حقايق است.

با كنار هم قرار دادن چنين تحقيقاتي بخوبي مشخص مي‌شود كه مغز و فعاليت‌هاي آن به عنوان هدف آينده متخصصان در طراحي و ساخت سيستم‌هاي پيشرفته‌اي انتخاب شده است كه با استفاده از آنها پرده از بسياري از حقايق كتمان شده در پرونده‌هاي جنايي و پليسي برداشته مي‌شود.

بسياري از كارشناسان حتي بر اين باورند كه به لطف توسعه چنين تكنيك‌هايي، به موازات آنها روش‌هاي نوين و تاثيرگذارتري براي بازجويي از متهمان ارائه شود كه نتيجه به‌كارگيري از آنها برجاي ماندن اثرات سوء كمتر بر افراد و در عين حال استخراج اطلاعات بيشتر است.

در كل به نظر مي‌رسد فرآيند توسعه تكنيك‌هاي شناسايي مجرمان در سال‌هاي آينده شتاب بيشتري به خود بگيرد و هر لحظه شاهد ارائه فناوري‌هاي نويني نظير طراحي و ساخت دوربين‌هاي ويژه شناسايي ترس و نگراني بي مورد در مظنونين باشيم.

منبع

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

این پست رو مینویسم برای خداحافظی از نیما اکبرپور دوست روزنامه نگاری که ایران رو به زودی ترک خواهد کرد.نیما که مدتی هم بعنوان معاون سردبیر مجله چلچراغ بود و معمولا صفحات مربوط به اینترنت و دنیای مجازی رو می نوشت.نیما جان این پست را نوشتم تا هم تو بی نصیب نمانده باشی و هم کدورتی از تو به دل نداشته باشم حالا که در تدارک سفر هستی.
تو روزنامه نگار خوبی بودی و من هم مطالبت را می خواندم اما لازمه روزنامه نگاری این است که انسان مغرور نبوده و نترس باشد.هیچوقت از خاطر نمی برم زمانی که در سایت کلوب بارها صمیمانه به تو پیام دادم تا در مورد روزنامه نگاری از تو راهنمایی و کمک بگیرم ولی پاسخی ندادی و از آنجاکه من هیچگاه عادت به ایستادن در یکجا ندارم - پیگیر شدم واین دوستانم بودند که تشویقم کردند دوباره فعالیت کنم تا بعد از چند سال دوری به عرصه مطبوعات برگردم و آن لحظه را نیز هیچگاه از یاد نمی برم که پس از پیگیری های مداوم به یاری بزرگمهر شرف الدین سردبیر (سابق) خوش اخلاق و حرفه ای چلچراغ به دفتر مجله برای شروع همکاری آمدم و خوشبختانه یا بدبختانه چون  قرار بود در بخش وب و کامپیوتر فعالیت کنم و تو دبیر و یا بهتر بگویم انحصارا صاحب 6دانگ این صفحه بودی به شما معرفی شدم و تو چه جالب شوک زده شدی که من آنجا چه میکنم و شاید به عبارتی این آقای سریش اینجا چه میکند!
من آمدم و آنچه انتظار داشتم دیدم.صفحات مختلف و مقالاتی که می نوشتم و می آوردم و شما هم پس از چند هفته معطلی  جوابهای واهی و کاملا غیر حرفه ای میدادی.من چند سال بود شاید از روزنامه نگاری دور بودم ولی  انتقادهای غیر واقعی نسبت به نوشته هایم را در زر ورق راهنمایی انجام دادی و حتی کتاب روزنامه نگاری به من معرفی کردی که خواندم و بر طبق آن مطالبم را نوشتم اما چیزی ندیدم جز به اصطلاح پیچاندن و رفتارهای غیر حرفه ای که ابتدا در فکرم راجب به تو شک کردم ولی بعد با صحبت با چند روزنامه نگار حرفه ای مطمئن شدم که نیما میترسد.نیما میترسد کسی در 40چراغ جایش را در آن صفحه بگیرد و چند سال است فقط او در این صفحات مینویسد و برخورد نیما به این دلیل است که نمی خواهد کسی اینجا جز او باشد.

نیما جان باز هم اگر به خاطر داشته باشی من قید ۴۰ چراغ را در آن زمان زد م و به توصیه دوستانی که در  آنجا بودند تصمیم گرفتم از یکجا شروع کنم و همین وبلاگ را راه انداختم و خوشحالم که در مجله ای هم مشغول به فعالیت شدم و برخورد حرفه ای خیلی از دوستانت راهنمایی بزرگی برای من بود.

حالا که میروی به سلامت.در چند جا شنیدم و خواندم که فکر کرده بودی من به خاطر مشکلاتی که با تو دارم به نقد چلچراغ پرداختم.خوشحالم که چنین فکری کردی چون معلوم شد فکر من درست بوده و واقعا تو با من مشکل داشتی و نه با نوشته هایم!

آقای عصیان وبلاگت را بیشتر دوست داشتم ولی این را بدان من یک روزنامه نگار ساده و آماتور بودم و هیچ ادعایی نداشتم و راهنمایی خواستم اما برخورد تو بعنوان یک روزنامه نگار حرفه ای بسیار نا امید کننده بود.شادمانم در ۴۰ دوستانی دارم که قلب بزرگی دارند و مرا  حتی با ایمیل راهنمایی و حتی نقد منصفانه کردند.

نیما اکبر پور راهت روشن باد و بدان که دوستت دارم و کدورتی از تو نخواهم داشت و این ها را گفتم تا پاک شود. حال که میروی و امشب آخرین شبی است که در اطاقت میخوابی آرزوی موفقیت برای تو دارم و امیدوارم در راه روزنامه نگاری و تحقیق  و فراگیری اخلاق رسانه ای موفق باشی و بیشتر حرفه ای شوی.



 
 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 
 دیشب بلاخره باران بارید و کوچه هایمان را خیس کرد و هوا را کمی خنک و پر لطافت کرد و جالب آنکه مرغ عشق کوچک و با وفای من که چند ماه است بدون یار و تنها در قفس می خواند امروز صبح میهمان کوچکی داشت.
برایم جالب بود چون یک مرغ عشق ماده نمی دانم از کجای این شهر پر کشیده بود و آمده بود کنار قفس مرغک من!حال شاید مرغ عشق من دیگر تنها نیست و باید ایمان آورد به باران.دلها را شست و چشمان را پاک کرد تا عاشق زندگی کرد.چه جالب بود امروز صبح...
 
 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 
آخرين فيلم بتمن را هر جور بخواهيم ترجمه كنيم شواليه تاريكي، سلحشور ظلمات يا سلحشور سياه، در هر حال دو وجه اصلي يعني مبارزه و سياهي با آن است. امسال تابستان اين مبارز خستگي‌ناپدير كتاب‌هاي تصويري و قهرمان محبوب پرده نقره‌اي حسابي موفقيت آفريد ؛ اول براي پاك كردن شهر سياه گاتهام از پليدي‌ها و دوم براي جلب رضايت تماشاگراني كه مشتاقانه جلوي در سينما‌ها صف كشيده بودند تا جزو اولين آدم‌هايي باشند كه ششمين بتمن را روي پرده نقره‌اي مي‌بينند.

به همين دليل هم بتمن ششم هر چه ركورد سينمايي بود شكست و پرفروش‌ترين فيلم در روز اول نمايش و پرفروش‌ترين فيلم در اولين تعطيلات آخر هفته شد، اما هنوز نتوانسته ركورد تايتانيك را بشكند و با وجود فروشي كه از نيم ميليارد دلار خيلي وقت پيش عبور كرده، هنوز پشت‌سر تايتانيك قرار دارد.

اين فيلم در روز اول 66 ميليون و 400‌‌هزار دلار فروش داشت و در تعطيلات پايان هفته 155 ميليون و 300 هزار دلار كه از ركورد 151 ميليون دلار كه متعلق به فيلم مرد عنكبوتي 3 بود، بيشتر است. اين در حالي است كه فيلم با سرمايه‌گذاري 185 ميليون دلاري ساخته شد.

يكي از مهم‌ترين دلايل موفقيت فيلم پس از كارگرداني و نويسندگي فوق‌العاده هوشيارانه و متفاوت كريستوفر نولان كارگردان جوان انگليسي، پيشرفت امكانات خلق جلوه‌هاي ويژه و استفاده خلاقانه از آن به وسيله كارگردان فيلم است.

در حقيقت همين جلوه‌هاي ويژه بود كه موجب شد تا از 2 دهه پيش كمپاني‌هاي فيلمسازي به اين فكر بيفتند كه قهرمانان كميك بوكي را كه در سال 1939 نوشته شده بود، روانه پرده‌هاي نقره‌اي كنند. تا پيش از اين هر چند سريال‌ها و كارتون‌هاي متعددي براي نمايش اين كتاب‌هاي جذاب تصويري ساخته شده بود، اما هنوز اين قهرمانان محبوب پير و جوان روي پرده عريض جان نگرفته بودند.

اما موضوع اين است كه سلحشور تاريكي از بقيه فيلم‌هايي كه پيش از اين چه از بتمن و چه از ديگر قهرمانان كميك بوك ساخته شده بود، فراتر رفته و حتي از بتمن پنجم كه همين كارگردان آن را ساخته بود، هم بالاتر ايستاده است. جالب اين كه در آخرين خبرها از مقايسه بتمن با رئيس‌جمهور آمريكا در سال‌هاي پرالتهاب جنگ دوم جهاني يعني تئودور روزولت سخن رفته است. در يك برنامه معتبر تاريخي دنياي امروز را با همه سياهي‌هاي آن دوره مقايسه كرده‌اند و خود كريستوفر نولان هم اذعان كرده كه براي حقيقي شدن قهرمانش بسياري از ويژگي‌هاي او را از روزولت و خصوصيات او الهام گرفته است. از قول كريستوفر نولان كه علاوه بر كارگرداني در نوشتن فيلمنامه هم همكاري داشته در كانال تاريخ در برنامه‌اي با عنوان «بتمن بدون ماسك: فيزيولوژي سلحشور تاريكي» نقل شده كه شخصيت «بروس وين» با روزولت شباهت‌هاي بسياري دارد. حتي بازيگر موفق بتمن يعني كريسيتن بيل هم بعد از خواندن كتاب «خيزش تئودور روزولت» در فيلمبرداري شركت كرده است.

بروس وين فقط 10 سال داشت كه با ماجراي كشته شدن پدر و مادرش به وسيله آدمكش‌هاي خياباني روبه‌رو مي‌شود و براي گرفتن انتقام مرگ پدرش وارد ميدان عمل مي‌شود. پدر او هم در تلاش بود تا شهر گاتهام را از نيروهاي پليد پاك كند و به دست همان آدم‌ها هم كشته شد. روزولت هم جوان بود كه پدرش را از دست داد، بعد مادرش و همسرش را و براي فرار از همه اين رنج‌ها سال‌ها در سفر بود. كريستوفر نولان هم همين مسير را براي قهرمانش انتخاب كرد و در بتمن پنجم او را روانه شرق دور كرد تا با ياد گرفتن راه‌هاي كنترل بر جسم و روح توانايي لازم براي مقابله با تبهكاران را پيدا كند.

موج بدبياري‌

اما براي عدم موفقيت بتمن (يا موفقيت آن؟) انگار همه چيز دست به دست هم داده بود: مرگ هيث لجر، ژوكر بي‌نظير فيلم يكي از اولين خبرهايي شد كه توجه همه را به اين فيلم جلب كرد. او كه 2 سال پيش براي بازي در فيلم «كوهستان بروك بك» حسابي مشهور شده بود، هنوز چيزي از پايان فيلمبرداري بتمن نگذشته بود كه درگذشت. مرگ اين بازيگر 28 ساله در اولين روزهاي سال 2008 در ماه ژانويه موجي از تاثر و تاسف را به وجود آورد؛ خصوصا اين كه او براي مصرف زياد داروهاي آرام بخش فوت كرده بود، اما از طرف ديگر ژوكر كه بدمن فيلم است و دشمن خستگي‌ناپدير بتمن، در اين فيلم به نوعي چهره شاخص فيلم بود. در حقيقت برخلاف فيلم‌هاي قبلي مرد خفاشي، نولان در بتمن پنجم بيشتر زندگي و تاريخچه و روحيات بتمن را توضيح داده و در اين فيلم به سراع دشمن اصلي او يعني ژوكر رفته است.

بازي هيث لجر هم در اين فيلم يك استثنا ارزيابي شده. او با آن گريم سنگين و خوفناك، با شانه‌هاي افتاده راه مي‌رود و در حالي كه سرش را پايين گرفته، چشم‌هايش را بالا مي‌آورد و در چشم قربانيانش نگاه مي‌كند و آنقدر رها و حشتناك در چهره آنها مي‌خندد كه واقعا يك شر تمام‌عيار را مجسم مي‌سازد.

اما ماجرا با مرگ هيث لجر تمام نشد و چيز زيادي به اكران فيلم نمانده بود كه مورگان فريمن از ديگر بازيگران فيلم دچار يك سانحه سنگين رانندگي شد. او داشت در جاده مستقيم رانندگي مي‌كرد كه ناگهان خواب چشمانش را ربود و اتومبيلش چپ كرد و او جراحت‌هاي خطرناكي برداشت، آنقدر سنگين كه در ساعت‌هاي اوليه بعد از تصادف به زنده ماندن او اميدي نبود.

بعد دردسر به سراغ كريسيتن بيل آمد و در شب اولين نمايش فيلم در لندن، به وسيله پليس دستگير شد. علت امر برخورد خشونت بار با مادر و خواهرش بود. اين ديگر آخر دردسر بود؛ بين مادر و خواهر و برادر يك مشاجره خانوادگي درگرفته بود و سرانجام هم معلوم نشد، چه كسي پليس را خبر كرده. در هر حال پس از يك شب ميهمان پليس لندن بودن، او آزاد شد، چون نشاني از اقدام فيزيكي خشونت‌بار وجود نداشت و مادر ش هم اذعان كرد كه همه چيز فقط زباني بوده. او يك بار هم سر فيلمبرداري آسيب‌ديده بود. با اين حال به نظر مي‌رسد كه همه سياهي‌هاي شهر گاتهام و نحسي‌هاي آن هم نتوانست جلوي موفقيت بتمن را بگيرد و او موفق شد، مردم را متوجه خود كند.

منتقدان چه مي‌گويند

منتقدان از اين فيلم بتمن بيش از 5 فيلم ديگر و اگر بخواهيم سريال تلويزيوني را هم حساب كنيم، 6 بتمن ديگر استقبال كرده‌اند. در حقيقت سلحشور تاريكي چيزي فراتر از كميك بوك‌هاي نوجوانانه و فيلمي است كه بتمن را به قهرماني امروزي تبديل كرده؛ قهرماني كه براي نجات مردم وارد عمل مي‌شود و خودش هم گاه دچار اشتباه‌هاي جدي مي‌شود.

اين فيلم يك تراژدي جذاب و سرگرم‌كننده است كه قلب‌ مخاطب را سخت به تپش مي‌اندازد و ما را در سرنوشت قهرمانان فيلم شريك مي‌كند. نولان در اين فيلم از سطح يك فيلم ساده كه تقابل خير و شر را دنبال مي‌كند فراتر مي‌رود و هر چند كه بتمن آدم خوبه داستان و ژوكر آدم بده است، اما بتمن ارائه‌كننده شخصيت‌هاي مثبت دنياي امروز يعني آدم‌هايي است كه سعي مي‌كنند هر چه بيشتر خود را در سايه نگه دارند و سردرگم و سرگشته هستند. هياهوي گاتهام و پيچيدگي‌هاي زندگي در اين شهر نمادي از زندگي آشفته امروزي است كه مبارزه با بدي‌هاي آن گاه آدم را بدجوري گرفتار مي‌كند.

ژوكر هم چيزي فراتر از يك آدم شرور است. او خود شيطان است كه به كسي رحم نمي‌كند. در حقيقت منتقدان بازي هيث لجر را به اين دليل ستوده‌اند كه او نه فقط يك نيروي منفي و تروريست كه حتي يك نيهيليست است. او فقط آشوب به پا نمي‌كند، فقط زندگي را به هم نمي‌ريزد، بلكه همه زندگي را زير سوال مي‌برد و در دل مردم شك به وجود مي‌آورد.

در اين فيلم گاتهام با همه تيرگي و بي فضايي كه كارگردان آفريده، يكي از همين شهرهايي است كه ما در آن زندگي مي‌كنيم، ژوكر نماد خرابكاراني است كه بمب مي‌گذارند، مردم را به هوا مي‌فرستند و قهقهه سر مي‌دهند و دربرابر سياستمداراني كه مي‌خواهند با گذاشتن شنود به جنگ ژوكر بروند و بتمن بايد با آنها هم مبارزه كند. در حقيقت نولان حتي مسائل و درگيري‌هاي حكومت بوش و ماجراي شنود گذاشتن را هم وارد فيلمش كرده و به همين دليل توانسته است همدلي مردم را براي خودش به ارمغان بياورد.

منبع:movie web /مترجم:رویا دیانت

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

  سایت پرشین وبلاگ که از مجموعه سایت های گروه پرشین بلاگ(سرویس دهنده وبلاگ)در ایران است در ادامه فعالیتهای نمادین خود مسابقه ای به نام انتخاب 100بانوی وبلاگ نویس را برگزار می کند که مثل همیشه نظر سنجی های غیر حرفه ای و بی برنامه این سایت  جامعه وبلاگستان را خنداند.
در روز ابتدایی این نظر سنجی وبلاگ آقای دکتر مزیدی با بیشترین رای در صدر جدول محبوبترین وبلاگ بانوی ایرانی قرار گرفت!!

Image and video hosting by TinyPic
نتایج مسابقات و نظر سنجی های گروه پرشین بلاگ که بیشتر جنبه تبلیغاتی برای این سایت دارد همیشه به گونه ای بوده است که اعتراضات فراوانی داشته و اطمینان از نتایج را از همگان صلب کرده است.بطوری که حتی در جشن سالگرد پرشین بلاگ که با بی برنامگی زیادی برگزار شد اعتراضات فراوانی نسبت به نتایج و وبلاگهای برگزیده انجام گرفت.
در ضمن وبلاگ اکرنه(مربوط به مدیر پرشین بلاگ-مهدی بوترابی)نیز در لیست مسابقه انتخاب بانوی وبلاگنویس قرار داشت!چه بسا وبلاگهای دیگری نیز که نویسندگان مرد آنها معرف همه هستند در مسابقه بانوی وبلاگی حضور داشته باشند؟البته بعد از تماسهای مکرر دوستان با این سایت نام وبلاگ دکتر مزیدی از لیست حذف شد.

بهتر نیست به جای اضافه کردن هزاران سرویس به مجموعه پرشین بلاگ و برپایی جشن های تبلیغاتی با نظر سنجی های تشریفاتی برای جامعه وبلاگستان بیشتر به رشد محتوای وبلاگنویسی فکر و در این راه تلاش کنیم؟!
 
 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
   Image and video hosting by biparva.net  
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 
 میخواهم سه روز مثل  دوست خوبم بامدادی که مارکوپولو وبلاگستان به شمار میرود سفر بروم.سال گذشته بواسطه فعالیتی که داشتم تقریبا کل تابستان را در سفرهای مختلف بودم ولی امسال هر بار که گزارش سفر های بامدادی را میخواندم داغ دلم تازه میشد تا بلاخره این هفته فرصتی پیش آمد برای سفر البته داخلی و آنهم به شهر مشهد و طوس شهر فردوسی.خلاصه چند روزی لذت بامدادی بودن را خواهم چشید.
 
 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

به گزارش خبرگزاري آسوشيتد پرس، گوگل در چهارشنبه گذشته يك سرويس جست‌وجوي موسيقي را در چين راه‌اندازي كرده است كه در يك فوروم قادر است امكان دست‌يابي قانوني به فايل‌هاي موسيقي را فراهم كند. اين سرويس كه توسط برخي از كمپاني‌هاي ضبط و پخش موسيقي پشتيباني مي‌شود، از محل تبليغات براي گوگل درآمد خواهد داشت.
نكته اين سرويس در اين است كه در كشور چين هيچ‌گونه پرداختي براي تهيه موسيقي وجود ندارد و نسخه قابل دانلود موسيقي‌ها به‌طور گسترده و به‌صورت رايگان در بسياري از وب سايت‌هاي چيني وجود دارد و به‌همين خاطر فروشگاه‌هاي آنلاين موسيقي مانند آي‌تيونز ( iTunes ) در چين هيچ شعبه‌اي ندارند. اين سرويس جديد گوگل كه وان‌باكس ( Onebox ) نام دارد تنها براي كاربران متصل در چين قابل‌استفاده است و بازديدكنندگان خود را به سايت  Top001.cn  هدايت مي‌كند.

در اين سايت كه متعلق به يائومينگ(Yao Ming) ، بسكتباليست مشهور چيني است،‌ امكان گوش دادن يا دريافت طيف گسترده‌اي از ترانه‌‌ها وجود دارد و گوگل در معرفي وان‌باكس بيان مي‌كند كه اين سرويس قانوني به كاربران كمك مي‌كند تا ضمن اجتناب از لينك‌هاي مرده، سرعت‌هاي پايين دريافت و نتايج بي‌دقت جست‌وجو، از گسترش دادن نسخه‌هاي كم‌كيفيت يا ناقص موسيقي‌ها جلوگيري كنند.

جالب آن كه به گزارش فدراسيون بين‌المللي نگارش صدا،‌ بيش از 90‌درصد از توزيع موسيقي در چين دزدي و در ‌واقع بر خلاف قوانين كپي‌رايت است. اما وجود يك چرخه هفتاد و شش ميليون دلاري در سال براي توزيع قانوني موسيقي در چين،‌ حكايت از بزرگي اين بازار خفته مي‌كند. گفتني است كه امروزه دانشمندان حوزه اقتصاد و بازاريابي،‌ روي ايده‌هايي كه ممكن است چين را به‌نوعي با موضوع كپي‌رايت آشتي دهد، تحقيق مي‌كنند و البته شايد اين سرويس گوگل اقدامي با همين هدف باشد.
 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 
ممكن است شما هم از آن دسته افرادي باشيد كه در محيط كار با معضل بزرگي به نام ليوان‌هاي عمومي مواجه هستيد و به‌سختي مي‌توانيد بپذيريد كه آبدارچي محترم، ليوان‌ها و بقيه وسايل را به‌خوبي شسته و تميز كرده باشد! يا با توجه به تنوع نوشيدني‌هاي موجود، هيچ‌گاه استفاده بهينه از آبدارخانه را از دست نمي‌دهيد.

 خوب پس در هر دو صورت بهترين پيشنهاد براي شما <ليوان گزينشگر نوشيدني> است. اين ليوان 3  حلقه فلزي بر روي بدنه خود دارد كه براي اعلام نوع نوشيدني دلخواه شما به آبدارچي فراموش‌كار بسيار كاربردي هستند.

حلقه بالايي 2 گزينه چاي و قهوه دارد. حلقه وسط براي مشخص كردن انتخاب و يا عدم انتخاب شير به‌كار مي‌رود و حلقه پايين براي انتخاب شكر و تعداد قاشق مصرفي آن است.  با اين امكانات مي‌توانيد با خيال راحت سفارشتان را به مسوول آبدارخانه تحويل دهيد و ديگر نگران دريافت نوشيدني اشتباهي نباشيد.

منبع

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

چند هفته پیش مطابق معمول برای رسیدن از این سر شهر به میدان هفت تیر سوار مترو شدم  و در حالی که ساعت کمی از سه گذشته بود  به ایستگاه نواب رسیدیم و بعد از بیب بیب همیشگی درهای قطار چند توریست خارجی وارد واگن  شدند .فکر میکنم تا به حال به عمرشون مترو ندیده بودند  چون از صندلی  تا صورت من رو مورد برسی دقیق قرار دادند(مخصوصا دختراشون) و از یس یس و نایس گفتنشون  فهمیدم  از متروی تهران کلی لذت بردن.  تازشم اونروز اون خانمی که ایستگاه ها رو اعلام میکنه رفته بود کلاس زبان چون با آهنگ خاصی و به انگلیسی  ایستگاهها رو اعلام میکرد مثلا میگفت دانشگاه امام علی فقط با لهجه انگلیسی واضافه کردن یک کلمه انگلیسی استیشن(ایستگاه)به آخر کلمات و من فرقش رو نفهمیدم!دو ایستگاه بعد توریست ها  در حالی  پیاده شدند که با خوشحالی زیاد از مترو  تعریف میکردند پیش خودم کلی خندیدم و گفتم اون لیدری که این ساعت توریستها رو سوار مترو کرده معلومه مترو بازه که از خلوتی اون لذت بردید وگرنه اگر ساعت هفت صبح سوار مترو میشدید احتمالا دیگه  مترو که هیچ تا چند کیلومتری اونهم برای سیاحت نمی اومدید.

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
   
Image and video hosting by BIPARVA.NET
(نام گلشیفته فراهانی در تریلر فیلم)

Image and video hosting by BIPARVA.NET
(نمایی از فیلم BODY OF LIES با هنرمندی گلشیفته فراهانی)
Image and video hosting by BIPARVA.NET
(گلشیفته فراهانی و لئوناردو دی کاپریو در نمایی دیگر از فیلم)


                              ((اطلاعات تکمیلی))


برای دیدن آنونس فیلم BODY OF LIES اینجا را کلیلک کنید.

گلشیفته فراهانی در ویکی پدیا.

BODY OF LIES  در ویکی پدیا.

 BODY OF LIES در سایت IMDB

  1. گل‌شیفته فراهانی ممنوع الخروج شد (فارسی). خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران (ایرنا) (در تاریخ ‏۳۰ مرداد ۱۳۸۷). بازدید در تاریخ مرداد ۱۳۸۷.
  2. «گل‌شیفته فراهانی ممنوع الخروج شد». بی‌بی‌سی فارسی. بازدید در تاریخ ۲۰ اوت ۲۰۰۸.


 


 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
     
 

pctfx3.1

Digital Classic Float Template

Interactive CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates طراحي و پياده سازي قالب سايت مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog میزبانی وب

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور